حجتالاسلام سیدحسین جعفرینسب، با اشاره به اینکه یکی از مهمترین معارف اسلامی تقدیر امور از سوی خداوند متعال است، اظهار کرد: در سورههای فرقان آیه ۲، قمر آیه ۴۹، یس آیه ۳۸ و ۳۹، مؤمنون آیه ۱۸، فصلت آیه ۱۰و قمر آیه ۱۲ به موضوع تقدیر اشاره شده و با توجه به آیات قرآن همه امور اختیاری و غیراختیاری مشمول تقدیر الهی است و تقدیر خوب و بد الهی به عملکرد انسانها بستگی دارد که در سورههای اعراف آیه ۹۶ و ابراهیم آیه ۷ به آن اشاره شده است.
وی افزود: امام رضا(ع)، قدر را اینگونه تشریح فرمودند: «قدر، هندسه و اندازه و وضع مرز و حدود برای استقرار یا نفی یک شی است». (کلینی، ۱۳۶۵ه.ش: ج ۱) حال سؤال این است که تقدیر خدا به چه معناست؟ آیا این مستلزم جبر نیست؟ پاسخ اینکه تقدیر به معنای اندازه برای چیزی قرار دادن و سنجش اندازه بوده و این دو معنا متناسب با تقدیر علمی و عینی است.
معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق با بیان اینکه آگاهی خداوند از کارهای انسان مجبور بودن او را به دنبال ندارد، گفت: اختیار و انتخاب نیز از جمله شرایط فعل هستند که مورد تعلق علم خداوند قرار میگیرند. (طباطبایی،۱۴۳۰ ق: ج ۱۵و ج ۱۱) پس علم خداوند بدین حالت است که انسان با اراده و اختیار خود و نه با جبر و اضطرار به انجام امور میپردازد؛ چراکه فاعلیت انسان از روی اختیار است و رسیدن به سعادت یا شقاوت در چارچوب تقدیرات الهی وقتی امکان دارد که اعمال انسان از روی اختیار باشد.
جعفرینسب ادامه داد: اما تقدیر عینی این است که برای یک شیء در خارج اندازهای ایجاد و حدودی معین شود. منظور از قدر، اینجا، ایجاد اندازه و مشخص کردن کانال وجودی شیء است که این پدیده در چه شرایطی و خصوصیاتی و در چه مجرایی باید تحقق یابد، تحقق خارجی است.
آیا منافاتی با اختیار دارد؟ همه موجودات دارای حدود و قیود هستند؛ حتی افعال اختیاری انسان هم دارای حدود و شرایطی است. مثلاً یک عمل غذا خوردن صدها شرایط و اسباب لازم دارد تا یک عمل اختیاری انجام دهیم و تمام اینها ابزارهایی است که خدا مقدر فرموده است. انسان در انجام امور خود، اختیار به معنای امر بین الامرین (مجلسی،۱۴۰۳ ق: ج ۵، ح ۱۸.کلینی رازی، ۱۳۶۵ه.ش:، ج ۱، باب ۱۱، ح ۱۷) دارد.
وی خاطرنشان کرد: مطابق نظریه «امر بین الامرین»، فاعلیت انسان در طول فاعلیت الهی است. امام رضا(ع) در پاسخِ سؤال از «امر بین امرین»، آن را عبارت از توانایی انسان بر انجام آنچه به آن مأمور شده و اجتناب از آنچه نهی شده میداند». (ر.ک: کلینی،۱۳۶۵ ه.ش: ج۱،ص۱۵۸ ؛مطهری، بهمن۱۳۸۷: ج۱، ص۴۳۴) قدر تشریعی الهی که حول امر و نهی الهی قرار میگیرد، با اختیار انسان و نقش آفرینی او در اعمال و افعال خود مفهوم پیدا میکند. بر این اساس، ویژگی اختیارداری انسان در اسلام، موجب مسئولیتشناسی او بوده تا پاسخگوی اعمال و گفتارش باشد لذا به اندازه استعداد و ویژگیهای خود، مکلف به نقشآفرینی در امور فردی و اجتماعی است.
عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی گفت: در اسلام، علل و اسباب معنوی نیز نقش پررنگی در اداره جهان دارد که باید با این نگاه، وقایع را تحلیل کرد تا فهمیده شود که علاوهبر علل مادی، علل معنوی نیز نقش اساسی داشته یا اینکه علل معنوی میتوانند باعث بیخاصیت شدن علل مادی مانند تأثیرات صدقات جاریه و انجام کارهای نیک شوند. در این نگاه، حیات مادی و معنوی انسان با اعتقاد به قدر الهی به دور از افراط و تفریط است که برکات و تأثیرات مثبت و گرهگشایی را با توکل بر خداوند و مقاومت در انجام تکالیف و دوری از ناملایمات دارد. (توبه:۵۱)
جعفرینسب تأکید کرد: خداوند انسان را آفرید که دارای آزادی، اراده و هر چیزی است که سبب انجام کار میشود که این اختیار او با نظام تکوین و قانون هستی سازگار است. هر چند قدرت او نسبت به قدرت مستقل خداوند، عین فقر و ربط بوده و در طول آن است و تفسیر امر بین الامرین و دیدگاه اسلام ناب، همین است. امام خمینی(ره)، تمامی امور را به خداوند متعال و مبدأ هستی ربط میدهد و وظیفه اصلی انسان را رهایی از وابستگی به بهرههای مادی و کوشش و مجاهدت برای وصل شدن به آن سرچشمه هستی میداند و در مورد امتیاز مکاتب توحیدی از مکاتب مادی، قائل هستند که:«مکتب های توحیدی که در رأس آنها اسلام است در عین حال که با مادیات سرو کار دارند، لکن مقصد این است که مردم را طوری تربیت کنند که مادیات، حجاب آنها برای معنویات نباشد». (بیانات امام خمینی در تاریخ ۱۶/۴/۵۶ در جمع دانشجویان اهواز)
منبع : انا



