یکشنبه 21 تير 1405 - Sun 12 Jul 2026
  • قالیباف در مسیر لاریجانی؛ لانچر جنگ شناختی دست کیست؟

  • استوری مهران غفوریان برای مزار رهبر شهید

  • پایان اعضای باند دالتون‌های تهران

  • تصویری بر مهم‌ترین رویدادها و لحظه‌های ثبت‌شده

  • زمان امتحانات نهایی تغییر نکرده است

  • عراقچی وارد «مسقط» شد

  • لیست مازاد پرسپولیس مشخص شد

  • حمله بزرگترین ارتش جهان به قایق‌های صیادی ایران! / فیلم

  • جنایتکاران جنگی باید به تناسب جنایتی که مرتکب شده‌اند هم مجازات شوند و هم خسارت پرداخت کنند

  • دیدار عراقچی با همتای عمانی

  • فراخوان پهلوی هم‌زمان با تشییع، با شکست روبه‌رو شد + فیلم

  • فدوی: شهادت امام شهید مسیر انقلاب را روشن‌تر کرد + فیلم

  • حمله ۹۰۰ مار به ساکنان مردم چین / فیلم

  • دنیا چقدر منو عوضم کرد یا اباصالح / پویانفر

  • تهدید جدید ترامپ علیه ایران با ادعای تلاش برای ترورش

  • آیا ایران و آمریکا هفته آینده مذاکره می‌کنند؟ / تلاش‌ پاکستان و قطر برای بازگشت به توافق‌نامه +فیلم

  • قیمت موبایل‌ امروز شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

  • نمای متفاوت از محل تدفین امام خامنه‌ای شهید / فیلم

  • بعثی‌ها به اسرا آمپول زدند تا عزاداری نکنند+عکس

  • چرا دلار دوباره گران شد؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 168260
    تاریخ انتشار: 29/دي/1398 - 07:29
    سرادر شهید سلیمانی در بخشی

    شغل سردار سلیمانی قبل از انقلاب چه بود؟

    سرادر شهید سلیمانی در بخشی از خاطراتش ماجرای اولین حضورش در جبهه‌های دفاع مقدس را بیان می‌کند.

    شغل سردار سلیمانی قبل از انقلاب چه بود؟

    سردار آسمانی حاج قاسم سلیمانی متولد ۱۳۳۷ در روستای "قنات ملک" استان کرمان متولد شد، ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کارمند سازمان آب بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای خدمت و فعالیت در این ماجرای عظیم وارد سپاه پاسداران و در واحد آموزش، مربی پادگان آموزشی قدس کرمان شد.

    سرادر شهید سلیمانی در بخشی از خاطراتش ماجرای اولین حضورش در جبهه‌های دفاع مقدس را اینگونه بیان می‌کند:

    من (در ابتدای حضور در سپاه) عضو مرکز آموزش سپاه کرمان بودم و مرکز آموزش (آن وقت) خودش را مسئول نیرو‌های حاضر در جبهه می‌دانست؛ چون هنوز یگان رزم استان تشکیل نشده بود و به نوعی صاحب نیرو‌ها بود. آن سال‌ها دو واحد در سپاه محوریت داشتند: یکی واحد عملیات و دیگری واحد آموزش که به همین دلیل، برای سرکشی به نیرو‌ها و اطلاع از وضعیت آن‌ها به اهواز رفتم. وقتی ما به خط کرخه‌کور رسیدیم، خاکریز زده بودند و ما آمدیم برای بازدید از خاکریز.

    بچه‌ها آنجا در حدود یک گروهان بودند. من با آقای مهاجرانی با هم آمدیم پشت خاکریز، کمی رفتیم بالا لب خاکریز ایستاده بودیم و خط عراقی‌ها را نگاه می‌کردیم، ایشان کلاه‌آهنی هم سرش بود، ناگهان دیدیم که افتاد، تیر خورده بود پیشانی‌اش و فوراً به بیمارستان اعزامش کردیم.

    آمدم "گلف" نزد حسن باقری و گفتم: «می‌خواهم توی جبهه بمانم، نمی‌خواهم برگردم کرمان.» پرسید: «می‌خواهی چیکار کنی؟» گفتم: «فرقی نمی‌کند، هرکاری که در توانم باشد انجام می‌دهم.» ایشان مرا فرستاد به جبهه‌ی شوش، آن وقت هم فرمانده‌ی جبهه‌ی شوش مرتضی قربانی بود.

    مرتضی جبهه را آماده می‌کرد برای عملیات "فتح المبین" که البته من این را نمی‌دانستم. در هرحال آنجا به عنوان جانشین مسئول خط بود و من جانشین آقای اکبری معرفی شدم.

    منبع : باشگاه خبرنگاران جوان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما