اما بعد از ترویج انواع مفاسد در این به اصطلاح مجله، شماره ۱۲ این مجله هماکنون در دکههای مطبوعاتی و کتابفروشیها در دسترس است؛ این اتفاق تلخ و دردآور که به وضوح نشانگر نفوذ عناصر مسئله دار و فاسد، به فضای فرهنگی کشور است.
در اولین شماره بعد از رفع توقیف، شهلا شرکت مدیرمسئول آن، با سرمقالهی خود با عنوان «میخواهم زنده بمانم» با لحنی بی پرده و صریح به دفاع از فمنیسم پرداخته و در حالی که به حمایت ارشاد اطمینان دارد اینگونه مینویسد که: «از آنها که فمینیسم را فساد و فحشا و خانمانبراندازی معنا و از آن بهجای ناسزای رکیک استفاده میکنند، بخواهید منصف باشند و بیشتر و دقیقتر بخوانند. بخواهید بهجای نقل گزینشی عبارات برای تخریب و تهدید، هر مفهومی را در زمینهاش ببینند تا بدانند فمینیسم چیزی نیست جز تلاشهایی که در خانه و مدرسه و دانشگاه و اداره و رادیو و تلویزیون و سینما و دادگاه و مجلس و دولت برای حفظ(!) حقوق زنان این جامعه، ازجمله دختران من و شما، صورت میگیرد».
گفتنی است شهلا شرکت که سال ها پیش مجله «زنان» را منتشر می کرد، در سال 1388 این مجله پس از 16 سال انتشار توقیف شد. این ماهنامه از جمله کثیف ترین مجلات اختصاصی و به اصطلاح روشنفکری زنان در ایران بود و مدت ۱۶ سال از بهمن ۱۳۷۰ تا دی ماه ۱۳۸۶ با ۱۵۲ شماره در ایران منتشر شد. شهلا شرکت علی رغم سکولار بودن در تمام این سال ها سعی کرد در ماهنامه زنان، به ترویج روایت دینی مطلوب خودش از فمینیسم بپردازد و در چارچوب آنچه فقه پویا ـ که تحصیلاتی هم در این زمینه ندارد ـ می خواند، با نزدیکی به تفکر غرب به دفاع از حقوق زنان بپردازد.
سایت ویکی پدیا فارسی در مورد شهلا شرکت می نویسد: «شهلا شرکت (زاده 10 فروردین 1334 اصفهان) روزنامه نگار فمنیست ایرانی و مدیر مسئول و صاحب امتیاز ماهنامه زنان است.»
هم چنین پایگاه خبری سحام نیوز (وابسته به کوتاگران سال 88) در توضیح شخصیت شهلا شرکت اینگونه می نویسد: « شهلا شرکت از ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۶ مدیر مسوول و سردبیر مجله لغو امتیاز شده زنان بود. وی در دو دهه گذشته، از چهرههای موثر و محوری جنبش(!) زنان در جامعه ایران بوده و مجموعا زنی دیندار(!)، لیبرال، فمینیست و اصلاحطلب است.»
در ادامه اما برخی سایت های خبری به جای انتشار خبر مجوز مجله «زنان امروز»، خبر از رفع توقیف «ماهنامه زنان» داده اند و این بدان معناست که قرار است مسیر یک ماهنامه توقیف شده در لوای یک نام دیگر ادامه پیدا کند. البته برخی رسانه های بیگانه نیز این ادعا را تایید می کنند:
«سایت "مرکز دموکراسی برای ایران" به نقل از فیسبوک شهلا شرکت از انتشار مجله زنان با نامی تازه خبر داده و نوشته است: روزنامه نگاران و فعالان حقوق زنان و شهروندان در شبکه اجتماعی به سرعت به خبر صدور مجوز انتشار نشریه زنان امروز واکنش نشان دادند و از آن استقبال کردند. روز گذشته شهلا شرکت روزنامه نگاری که سال ها پیش مجله ماهانه زنان را منتشر می کرد از دریافت مجوز انتشار نشریه تازه ای به نام« زنان امروز» خبر داد.»
امیدواری شهلا شرکت-این عنصر ضد دین- به دولت مدعی اعتدال تا به حدی بوده که او با ذوق زدگی تمام بیان میکند: «دولت جدید بعد از سالها بارقههای امیدی را در دل مردم روشن کرده. در همین مدت کوتاه هم آثار روی کار آمدن این دولت دیده میشود. طبیعتا ما هم به دوباره فعال شدن جنبش زنان امیدواریم. در جریان انتخابات ریاستجمهوری، دوباره زنان دور هم جمع شدند تا انجام کارهای مثبتشان را از سر بگیرند. من امیدوارم شرایط طوری باشد که جنبش زنان با همین روحیه اصلاحطلبانه و بری از خشونت، متناسب با ظرفیت جامعه، دوباره حرکتش را از نو شروع کند. این فرصت دوجانبهیی است؛ هم برای زنان، که نزدیک به یک دهه محروم از امکانات و فضای فعالیت بودند و هم برای دولت، که با ایجاد شرایط فعالیت برای زنان، نام ایران را در دوره خود به لحاظ شاخص رشد زنان در فهرست کشورهای توسعهیافته جهان ثبت کند.
من همیشه برای بازگشت به مطبوعات آماده و مشتاقم. درخواستم را هم به وزارت ارشاد دولت جدید دادهام و منتظر مجوز هستم تا کارم را شروع کنم. امیدوارم این دولت با خوشبینی و مثبتاندیشی موعود خود، رسانههای سلبشده زنان ایران را به آنها برگرداند. بیتردید اهمیت فعالیت دولت برای بهبود وضعیت زنان، کمتر از رفع مناقشات بینالمللی نخواهد بود بلکه به حل آن مشکلات هم کمک خواهد کرد.»
جهت استحضار خوانندگان عزیز از افکار فاسد این عنصر ضد دین شایان ذکر است که شرکت در گفتوگو با روزنامه اعتماد در پاسخ به این سوال که " برخی از منتقدان کاربرد عبارت «جنبش زنان» در ایران، استدلالشان این است که «جنبش» نیازمند رهبری و سازماندهی است و پدیده موسوم به جنبش زنان در ایران، فاقد چنین ویژگیهایی است. نظر شما درباره این نقد چیست؟ " می گوید: « امروزه تنوع و سرعت پدیدههای اجتماعی، به ناچار تعاریف رایج از آنها را هم متحول کرده. مثلا با توجه به افزایش میزان طلاق در جوامع صنعتی، حالا دیگر مثلا به یک پدر و یک فرزند هم «خانواده» اطلاق میشود. تردید درباره «جنبش» بودن حرکت زنان در ایران بیش از یک دهه است که مطرح شده و ما هم در مجله «زنان» آن را به بحث گذاشتیم. تعبیر خود من هم این است که جنبش زنان با چراغهای خاموش حرکت میکند!»
البته باید اذعان نمود متاسفانه نگاه فمنیستی که یک نگاه مطرود در دین مبین اسلام است به چنین مجلاتی خلاصه نمی شود و برخی نهادهای فرهنگ ساز یا ناخودآگاه و یا از روی غرض به این معقوه غربی دامن می زنند. برای نمونه می توان به برخی تفکرات فمنیستی در رسانه ملی و تلویزیون اینگونه اشاره نمود:
بی توجهی زنان بر حقوق مردان ،تاکید بر تساوی مطلق حقوق زن و مرد، بی توجهی به نقش زنانه و مردانه، فعالیتهای هیجان انگیز و خطرناک زنان، ریاست زنان در مشاغل حساس و خطرناک، زشت پنداری انجام کارهای خانه و نگهداری از فرزندان، تاکید بر اشتغال زنان به صورت رسمی، تبلیغ تساوی و مشابهت زن و مرد در توانایی کارکردی، رعایت صرف پوشش ظاهری و غفلت از حیا و عفاف به عنوان باطن و روح حجاب، داشتن در آمد مالی مستقل زن از مرد و ...
لازم به ذکر است یک منبع آگاه به فارس در رابطه با علت لغو مجوز" ماهنامه زنان" گفت: «ماهنامه زنان به مدیر مسئولی شهلا شرکت در جلسه هیئت نظارت بر مطبوعات به دلیل درج مطالب و اخبار به گونهای که موجب سلب امنیت روانی جامعه میشد، همچنین به دلیل به مخاطره انداختن سلامت روحی، فکری و روانی مخاطب و القای اینکه در جامعه امنیت وجود ندارد و به دلیل سیاهنمایی وضعیت زنان در جمهوری اسلامی لغو مجوز شد. وی اظهار داشت: این ماهنامه به دلیل اخلال در حقوق عمومی و تضعیف نهادهای نظامی و انقلابی از جمله بسیج مستند به اصل 24 قانون اساسی و صدر ماده 6 قانون مطبوعات و مصوبه نشست 298 شورای عالی امنیت ملی به تاریخ 28/8/79 و تبصره 2 از ماده 5 قانون مطبوعات مبنی بر لازمالاجرا بودن این مصوبات به دلیل بیتوجهی به تذکرات کتبی و شفاهی که پیش از این مکرراً به مدیر مسئول نشریه در باب رعایت قانون مطبوعات و سایر مقررات و دستورالعملهای مربوطه داده شده است، بنا به رأی اعضای هیئت، لغو مجوز شد.»
اما برداشت انحرافی دولت و وزارت ارشاد درموضوع آزادی مطبوعات و یا آزادی عقاید تا جایی پیش رفته است که با باز کردن و آماده کردن فضای انتشار انواع افکار ضد دینی و منحرف سعی در اثبات ادعای روشنفکری خود دارند. اما این سوال باقی است که پس وظیفه نظارت بر این مطبوعات با چه کسی است و مگر غیر از این است که دیدگاه های فمینیستی در مخالفت صریح با قرآن کریم است؟
آیا آزادی باید تا آنجا باشد که هر حرف ضد دینی بدون پاسخ در جامعه بیان شود و اذهان جوانان را درگیر مخلوقات ذهنی منحرف خود کند؟ اکنون بار دیگر این سوالات متوجه دستگاه فرهنگی دولت تدبیر و امید است و لازم است مفهوم خود را از آزادی بیان مشخصا بیان نماید؛ که آیا آزادی تا جایی ادامه دارد که نقدی به دولت نباشد و فعالیت های ضد دینی، عبور از خط قرمز وزارت ارشاد دولت یازدهم نیست؟
منبع : خبرگزاری بسیج



