دوشنبه 22 تير 1405 - Mon 13 Jul 2026
  • استراتژی "مقابله به مثل یا پینگ پونگی" برای مقابله با تهاجمات آمریکا کافی است؟

  • گراهام به مرگ طبیعی مُرد یا کُشته شد؟

  • وضعیت بورس امروز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵

  • کشور همچنان در شرایط جنگی قرار دارد

  • معمار جنگ در حساس‌ترین مقطع جنگی از صحنه محو شد + فیلم و عکس

  • وعده پشت وعده؛ الان هم وقت تغییر نسل نیست!

  • لیندسی گراهام قربانی کدام سرویس اطلاعاتی شده است؟ + عکس

  • حمله هوایی به لرستان

  • قیمت سکه و طلا امروز یکشنبه ۲۱ تیر

  • جنگ با واقعیت در قاب اسرائیل اینترنشنال +فیلم

  • توضیحات بقائی درباره جزئیات سفر عراقچی به عمان

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵

  • تاکتیک فشار حداکثری با پوشش دیپلماسی

  • پیش‌بینی جدیدترین مسیر احتمالی بورس

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۲۱ تیر

  • بیانیه سنتکام درباره جدیدترین تجاوز آمریکا به ایران

  • قالیباف: دوران توافقات یک طرفه تمام شده است

  • قالیباف در مسیر لاریجانی؛ لانچر جنگ شناختی دست کیست؟

  • استوری مهران غفوریان برای مزار رهبر شهید

  • پایان اعضای باند دالتون‌های تهران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 125529
    تاریخ انتشار: 26/اسفند/1397 - 12:12
    ظریف

    پست ظریف به مناسبت روزبزرگداشت پروین اعتصامی

    وزیر امور خارجه کشورمان در اینستاگرام خود روز بزرگداشت پروین اعتصامی را تبریک گفت.

    پست ظریف به مناسبت روزبزرگداشت پروین اعتصامی

    محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان با انتشار ابیاتی از پروین اعتصامی در صفحه در اینستاگرام خود ٬ ۲۵ اسفند روز بزرگداشت این شاعر ایرانی را تبریک گفت.

    متن این پست به شرح زیر است:
    دوستان سلام
    ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی گرامی باد
    ابیاتی از شعر زیبای لطف حق که از کودکی آن را بیاد دارم تقدیم می‌کنم

    ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنند
    عیب پوشی‌ها کنیم، ار بد کنند
    کشتئی زاسیب موجی هولناک
    رفت وقتی سوی غرقاب هلاک
    طاقتی در لنگر و سکان نماند
    قوتی در دست کشتیبان نماند
    هر چه بود از مال و مردم، آب برد
    زان گروه رفته، طفلی ماند خرد
    طفل مسکین، چون کبوتر پر گرفت
    بحر را، چون دامن مادر گرفت
    بحر را گفتم دگر طوفان مکن
    این بنای شوق را، ویران مکن
    در میان مستمندان، فرق نیست
    این غریق خرد، بهر غرق نیست
    صخره را گفتم، مکن با او ستیز
    قطره را گفتم، بدان جانب مریز
    تیرگی‌ها را نمودم روشنی
    ترس‌ها را جمله کردم ایمنی
    وارهاندیم آن غریق بی‌نوا
    تا رهید از مرگ، شد صید هوی
    آخر، آن نور تجلی دود شد
    آن یتیم بی‌گنه، نمرود شد
    کردمش با مهربانی‌ها بزرگ
    شد بزرگ و تیره دلتر شد ز. گرگ
    خواست تا لاف خداوندی زند
    برج و باروی خدا را بشکند
    رأی بد زد، گشت پست و تیره رأی
    سرکشی کرد و فکندیمش ز. پای
    پشه‌ای را حکم فرمودم که خیز
    خاکش اندر دیدهٔ خودبین بریز
    ما که دشمن را چنین می‌پروریم
    دوستان را از نظر، چون میبریم
    آنکه با نمرود، این احسان کند
    ظلم، کی با موسی عمران کند

     

     

     

    منبع : حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما