ظریف بازهم دو قطبی ساخت؛ اینبار با تعابیر رکیک
افزایش تلفات آمریکا در جنگ علیه ایران
بازگشت فراریها؛ نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم!
محاصره امریکا در آسمان ریاض!
عاملان ترور افتخاری از چنگال عدالت نخواهند گریخت
فراجا در شرایط جنگی محکم و استوار ایستاد
تصویر پهلویپسند از دختر ایرانی
دود مرموز در قلب گاز عربستان + فیلم
۴ فرودگاه مسکو تعطیل شد
خط و نشان جدید ترامپ
خط و نشان جدید ترامپ
فراجا در شرایط جنگی محکم و استوار ایستاد
محاصره امریکا در آسمان ریاض!
تصویر پهلویپسند از دختر ایرانی
جنگ ترامپ علیه ایران مایه تحقیر ملی است
قیمت تخممرغ امروز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵
بحران بیسابقه ابولا در کنگو / عکس
قیمت گوشت قرمز امروز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵
تقلید جالب صدای حمید جبلی توسط هوتن شکیبا / فیلم
استقلال محاصره هوایی آمریکا را دور زد
کارکرد روانی سکوت عبدالحمید برابر تروریسم چیست؟
سرکوب اعتراضات دانشجویی در بروکسل / عکس
ظریف بازهم دو قطبی ساخت؛ اینبار با تعابیر رکیک
عاملان ترور شهیده افتخاری از چنگال عدالت نخواهند گریخت
کالابرگ این لفراد نفر اضافه خواهد شد+ فیلم
دود مرموز در قلب گاز عربستان + فیلم
لحظه وقوع گردباد سهمگین در ایتالیا / فیلم
مصرف بنزین عقب نشست
۴ فرودگاه مسکو تعطیل شد
جزئیات تیراندازی در پاساژ سعدی اعلام شد
یمن خودش موشک تولید می کند؟
نقشه جدید برای تجزیه ایران
تصاویری ازسیل مهیب درگلستان
پشت پرده بازگشت گلشیفته فراهانی
تیراندازی مامورمهاجرت به مردی درنیویورک
تقلید جالب صدای حمید جبلی توسط هوتن شکیبا / فیلم
لحظه وقوع گردباد سهمگین در ایتالیا / فیلم
وقوع زلزله ۷.۶ ریشتری در پاناما / فیلم
میزان خسارات حمله ایران به پایگاه بوهرینگ در کویت / فیلم
بازگشت پروازهای خارجی به کشور / فیلم

سناتورهای آمریکایی خواهان پیدا کردن راهی برای خروج

جنگ ترامپ علیه ایران مایه تحقیر ملی است

عقبنشینی زنجیرهای نیروهای آمریکایی از پایگاههایشان

سرنوشت نوکری کردن برای صهیونیستها

واکنش بقائی به مواضع ماکرون

ترامپ اظهاراتش را پس گرفت

اخراج بیرو از تراکتور

سردار ابنالرضا: «میدان» حرف آخر را میزند

شروع خروج نیروهای مزدور سعودی از شهر تعز

توییت بقایی در زادروز سهراب
نحوه تشخیص ابتلا به فشار خون + فیلم
احتمال آبگرفتگی معابر و طغیان رودخانهها
افزایش قیمت بنزین تورم آمریکا را بالا میبرد
کشف تونل سری داعش در عملیات حشد شعبی
یمن خودش موشک تولید می کند؟
زنبورخوار
هشدار یمن درباره استفاده از حریم هوایی عربستان
صدور کارت بلیت شخصی سازی شد
شهر تخممرغ راهاندازی میشود
هشدار ترور علیه مدیران شرکتهای دفاعی اروپا
نقشآفرینی ۲ بازیکن ازبکستانی پرسپولیس
لازم باشد بازهم به شناورهای دشمن ضربه میزنیم
نقشه جدید برای تجزیه ایران
معماری اصیل درروستاهای کردستان
خزانهدار یک فدراسیون ورزشی به گاوصندوق زد
تاج و دبیر دیدار کردند
اعلام وضعیت اضطراری در پاکستان
اوکراین: ترامپ ما را فروخت! +عکس
قیمت سکه و طلا در بازار آزاد در ۱۹ مهر ۱۴۰۵
تقدیرازملکه تجزیه طلبی واحیای دکترین پیرامونی
تصاویری ازسیل مهیب درگلستان
مزرعه پرورش کروکودیل در ملایر
بیعملی اروپا همدستی در حمله به قانون خواهد بود
تأثیرمصرف آجیل بر رژیم غذایی و بدن
کاهش واردات گوشت قرمز نسبت به سال قبل
قاتل خاموش شناورهای قانونگریز در هرمز+عکس
نزول عذاب «ایزایاس» بر تاسیسات نفتی آمریکا
برنامه شهرداری برای مستأجران تهرانی
پشت پرده بازگشت گلشیفته فراهانی
سناتورهای آمریکایی خواهان پیدا کردن راهی برای خروج
دستگیری ۳ تروریست جیشالظلم در چابهار
احیای اثر انگشت پس از مرگ
تاثیر مواد غذایی سالم در کاهش وزن و فشارخون
شباهت روایتسازی ظریف و روبیو برای مقصرنمایی ایران
افزایش اعتبار کالابرگ برای ۱۸ میلیون خانوار
قیمت گوشت قرمز امروز یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵
تیراندازی مامورمهاجرت به مردی درنیویورک
برداشت سیب ازباغ های شیروان
حکم قصاص قاتل شهید احترامی اجرا شد
عملکرد ضعیف پرسپولیس در نیمه دوم بازیها
اعتراف مکدونالد درباره نابودی حکومت ایران+عکش
خط و نشان جدید ترامپ
فراجا در شرایط جنگی محکم و استوار ایستاد
محاصره امریکا در آسمان ریاض!
تصویر پهلویپسند از دختر ایرانی
جنگ ترامپ علیه ایران مایه تحقیر ملی است
قیمت تخممرغ امروز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵
بحران بیسابقه ابولا در کنگو / عکس
قیمت گوشت قرمز امروز شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵
تقلید جالب صدای حمید جبلی توسط هوتن شکیبا
استقلال محاصره هوایی آمریکا را دور زد
ترامپ دست به دامان پوتین شد
کاخ سفید ازسرگیری حملات به ایران را بررسی کرد
مشورت عجیب ترامپ با هوش مصنوعی!
هرمز در مرکز تنش تهران و واشنگتن؛ از تحریمهای جدید ایران تا تلاش قطر برای توافق + عکس
بر پدر "آیلان" چه میگذرد؟
پایگاه خبری حامیان ولایت/بین الملل

عکس آیلان کوردی، پناهجوی سه سالۀ سوری که در مسیر ترکیه به یونان غرق شد، جهان را در بهت و حیرت فرو برد. حال پدر او، عبدالله، از رنجی که میبرد میگوید.
من و خانوادهام، کمی پس از آغاز جنگ در سوریه دمشق را ترک کردیم. من آرایشگر بودم؛ ما در محلۀ کردنشین رکنالدین زندگی میکردیم. اما شرایط روز به روز برای ما خطرناکتر میشد و در نتیجه همسر و فرزندانم را به کوبانی بردم. ما در آنجا چند درخت زیتون و زمین زراعی داشتیم و هر تابستان زمین را شخم میزدیم و مرتب بین دو شهر در رفت و آمد بودیم. خیلی زود مجبور شدم خانوادهام را در آنجا تنها بگذارم و برای کار در کارخانۀ نساجی به استانبول بروم.
هر روز دوازده ساعت کار میکردم و دستمزدم را به کوبانی میفرستادم. من در محل کار میخوابیدم تا بتوانم پول بیشتری پسانداز کنم. محل خوابم زیرزمین کثیفی بود که رییسم شبها در آن را از بیرون قفل میکرد. ما سه سال اینطور زندگی میکردیم و مرتب به خانوادهام سر میزدم.
سپس در سال 2014، داعش به کوبانی حمله کرد. ریحان، همسرم، و پسرهایم آیلان و گالب مثل دهها هزار نفر دیگر از ساکنان شهر، فرار کردند. آن وقت بود که همسرم برای اولین بار گفت: "قبول دارم، باید از سوریه برویم." پیش از آن او هرگز دلش نمیخواست سوریه را ترک کند.
او و بچههایمان به استانبول آمدند. به دنبال کار بنایی رفتم تا بتوانم پول بیشتری دربیاورم. هر روز، 200 کیسه سیمان را بالا میبردم و 11 ساعت کار میکردم. کار سختی بود و زندگی در ترکیه برای ما بسیار گران است. ما یک اتاق پیدا کردیم که تاریک و نمور بود اما اجارهاش 400 لیر ترکیه (116 یورو) بود. خواهرم که 25 سال است در کانادا زندگی میکند، اجارۀ ما را تقبل کرد.
ما اولین بار، پنج ماه پیش به فکر ترک ترکیه افتادیم. گالب و آیلان به یک بیماری پوستی مبتلا شده بودند و ما باید سه بار در روز به پوستشان کرم میمالیدیم. قیمت کرم 7 لیر ترکیه بود و آنها هر روز به یک کرم نیاز داشتند. قمیت کرمها به 210 لیر در ماه میرسید. غیرممکن بود. دوستانی که خود را به اروپا رسانده بودند، میگفتند که زندگی در آنجا بهتر است.
"** کمکتان میکنیم"
ما قبلاً در نوامبر سال 2011، در دفتر سازمان ملل استانبول و آنکارا درخواست پناهندگی در کشوری دیگر را داده بودیم. آنها به من گفتند: "موبایلت را روشن نگه دار، ما با تو تماس خواهیم گرفت. کمکتان میکنیم." من همیشه موبایلم را روشن نگه میداشتم، اما هیچوقت کسی از سازمان ملل با من تماس نگرفت. با کمک خواهرم از کانادا درخواست پناهندگی کردیم، اما درخواستمان را رد کردند. آن موقع بود که تصمیم گرفتیم به آلمان فرار کنیم. برادرم الان آنجا زندگی میکند. در یک مرکز پناهندگان در هیدلبرگ. ما هم سعی کرده بودیم که از راه زمینی خود را به آنجا برسانیم، اما پلیس ترکیه من را در مرز بلغارستان دستگیر کرد.
به همین خاطر بود که تصمیم گرفتیم خانوادگی از راه دریایی برویم، و اول به ازمیر رفتیم. همسرم موافقت کرد و این برای من مهم است. ناپدریم به من گفت که باید تنهایی بروم و سپس خانوادهام را از طریق قانونی پیش خودم ببرم. اما من دلم نمیخواست آنها را تنها بگذارم.
ما به ازمیر رفتیم و در یک هتل ساکن شدیم و دوازده روز آنجا ماندیم. روزی 50 دلار. قاچاقچیهای ترک و سوری به صورت کاملاً علنی در ازمیر کار میکنند و ما خیلی زود یک نفر را پیدا کردم. اول، 6000 یورو از ما میخواست. اما گالب و آیلان روی هم یک نفر حساب میشدند و من فقط 4000 یورو به او دادم. این پول خواهرم بود. ما به بودروم رفتیم، چرا که خیلی از یونان دور نیست.
ما سوار یک قایق موتوری شدیم. طولش به نظرم 6 متر بود و حدود 2 متر عرض داشت. به نظر ایمن میرسید. ما 13 نفر مسافر بودیم. کاپیتان به ما گفت که سواری 10 دقیقه طول میکشد. ما میتوانستیم جزیره را ببینیم، به نظر خیلی نزدیک میرسید. همه میگفتند که آنجا "کوس" است. ما ساعت یازده شب یکم سپتامبر حرکت کردیم.
آب آرام بود. اما پنج دقیقۀ بعد همه چیز تغییر کرد. کاپیتان متوجه شد که دریا، زیادی ناآرام شده است. سعی کرد که برگردد. سپس یک موج بزرگ آمد و قایق ما را چپ کرد. بعضیها گفتهاند که من سکان را در دست گرفتهام، اما واقعیت ندارد، کاپیتان با ما ماند. قاچاقچیها همانجا در ساحل رفته بودند. هوا تاریک بود. دیگر نمیتوانستم زن و بچههایم را ببینم. اما میتوانستم صدای جیغ زنم را بشنوم. آخرین کلماتش این بود: "ابو گالب (پدر گالب) مواظب بچهها باش!" اما نمیتوانستم آنها را بگیرم. به قایق چسبیدم تا اینکه یکی از ماها به ساحل رسید و به پلیس زنگ زد. آنها من را گرفتند و به یک سلول انداختند.
** همۀ آنچه که برایم مانده
بعد از آن همه چیز محو شد. افسران پلیس من را به یک بیمارستان بردند. آنها گفتند که اجساد خانوادهام را پیدا کردهاند. گریه کردم. ریحان همسر عزیزم. آیلان بچهای بود که همیشه میخندید و عاشق بچههای دیگر بود. گالب، کمی شیطان بود و آرام و قرار نداشت.
دوم سپتامبر، با خانوادۀ بیجانم با هواپیما از استانبول به اورفا رفتیم. از آنجا، با ماشین از مرز ترکیه و سوریه گذشتیم. انور مسلم، رییس دولت کردی در کوبانی، از من استقبال کرد. مراسم تشییع سه ساعت طول کشید و بیشتر از هزار نفر آمده بودند. بعد از آن، از عزاداران در خانۀ ویران شدۀ ناپدریم که حالا در آن زندگی میکنم، پذیرایی کردیم.
زندگی در کوبانی مثل این است که مرگ مغزی شده باشید. هیچ زیر ساختی نیست، همه جا گرد و خاک است، و اجساد کشتهشدهها زیر خرابهها مدفون هستند. بوی متعفنی دارد. ما نمیتوانیم بخوابیم، چونکه حشرهها نیشمان میزنند. شر کافی برای بچهها نیست، دارو نیست، آب هم به سختی گیر میآید.
اما من دیگر هرگز کوبانی را ترک نخواهم کرد. میخواهم نزدیک خانوادهام باشم. حتی اگر تمام آنچه که از آنها برایم باقی مانده لباسهایشان باشد. دیگر نمیتوانم هیچ کاری بکنم. احساس میکنم که مردهام.
منبع:فرهنگ نیوز



