کتاب تاریخ الادب العربى ، نوشته شوقى ضیف ، میگوید که حتى مکه و مدینه(چه برسد به بقیه شهرها) ، مرکز خوانندگان، مطرب ها و رقاصه ها شده بود و کم کم ، نه فقط مردم عادى، بلکه حتى علماء و فقهاء حکومتى و غیر حکومتى ، در مجالس لهو و لعب و خنیاگرى حاضر میشدند و رقص و موسیقى و شراب را توجیه فقهى میکردند.
.
حالا فساد مالى و غارت بیت المال یکطرف، ضعیف کشى و حکومت خشن پلیسى و دیکتاتورى یکطرف، فساد و فحشاى علنى هم یکطرف. هرکس هم از على و اهل بیت حرف میزد، زبانش را از پس کله اش در میاوردند و در تمام منبرهاى حکومتى، بعد از بسم الله و الحمدلله و صلوات بر پیغمبر، على را لعن میکردند. اسلام علوى لعن میشد تا اسلام اموى ترویج شود.
.
مدینه ، شهر پیغمبر طورى شد که مجالس علنى مختلط از زن و مرد که با هم میرقصیدند و شراب میخوردند، برگزار میشد. ابوالفرج اصفهانى در "الاغانى" میگوید که زنان و مردان خواننده و رقاص زیاد شدند و میگوید زن آوازه خوان رقاصى بود به نام جمیله که مشهور به فحشا هم بود. میگوید این زن تصمیم گرفت که به سفر حج مشرف بشود...خنده حضار...خنده ندارد! اینها بیشتر فکر میخواهد! این، مدینه النبى است که نیم قرن بعد پیغمبر به این روز افتاده!
.
طورى شده بود که وقتى این خانم مدینه را به قصد حج ترک میکرد، در مسیر راه از مدینه تا مکه، چنان استقبالى از این رقاصه فاحشه شد که از هیچ عالم و فقیهى چنین استقبالى نمیشد. و همراه این خانم ، کاروانى از خوانندگان مرد و زن راه افتاد که ابوالفرج اصفهانى اسم پنجاه خواننده و مطرب زن و مرد را میاوردکه با جمیله همراه شدند براى حج، میگوید اینها مشایعت کردند جمیله را و کاروان که نزدیک مکه رسید، اشراف و بزرگان مکه به استقبال اینها آمدند. بعد از حج هم که به مکه برگشتند، شهر به حالت نیمه تعطیل درآمد و مردم در کوچه ها و پشت بامها به استقبال این خواننده ها و رقاصه ها آمدند.
.
این وضعیت جامعه اسلامى است،بعد از کشته شدن حسین، آخوندهاى فاسدى هم بودند که همه چیز را توجیه شرعى میکردند.
پ.ن خیابان انقلاب: در انتخابهایمان مراقب باشیم چه کسانی برای بیشتر رای آوردن خودشان از اختلاط نامحرمان و بی بند و باری زنان سخن میگویند؟!
منبع : حامیان ولایت



