پنجشنبه 11 تير 1405 - Thu 02 Jul 2026
  • ستاره خارجی پرسپولیس در آستانه جدایی

  • قیمت جدید تخم‌مرغ اعلام شد

  • جزئیات تلاش‌های دیپلماتیک برای تحقق بندهای تفاهم نامه و آزادسازی دارایی‌های ایران

  • وداع با شهیده زهرا حدادعادل عروس رهبرشهید

  • معاون نخست وزیر طالبان عازم تهران شد

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۱ تیر

  • قیمت سکه و طلا امروز پنجشنبه ۱۱ تیر

  • تقلب نتانیاهو از روی دست ترامپ

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵

  • جمهوری‌خواهان بر سر بودجه جنگ با ایران اختلاف پیدا کردند

  • تنگه هرمز زیر فرمان ایران تعریف می‌شود نه سنتکام

  • ترامپ: ایران گام بزرگی در مورد توافق برداشته است / فیلم

  • حضور هیات پاکستانی در مراسم تشییع رهبر شهید

  • راز ابرهای آبشار بر فراز قله ماترهورن / فیلم

  • رویترز: ایران خواهان کنترل دائمی بر تنگه هرمز است

  • برادرانه با رئیس‌جمهور محترم کشورمان!

  • درخشش فرانسه با امباپه / عکس

  • واکنش عراقچی به اظهارات سخیف وزیر دفاع رژیم صهیونیستی + عکس

  • عصبانیت مجری MBC عربی از دست برتر ایران + فیلم

  • زیارت رهبر شهید در حرم امام رضا(ع) / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 107688
    تاریخ انتشار: 15/مهر/1397 - 10:25
    اعتراف مرد70ساله

    ماجرای قتل زن50ساله توسط همسر 70‌ساله‌اش

    زن میانسال وقتی پس از 50 سال زندگی مشترک به رفتار شوهرش اعتراض کرد تصور نمی‌کرد پاسخش شلیک گلوله باشد.

    ماجرای قتل زن50ساله توسط همسر 70‌ساله‌اش

     پیرمرد خسته و پریشان به‌نظر می‌رسید. دست‌هایش در دستبند فلزی به هم گره خورده بود اما هرچه می‌کرد نمی‌توانست لرزش آنها را پنهان کند. آثار خون روی لباس‌هایش نمایان بود. گاهی اشک به چشمانش می‌دوید اما غرور مردانه‌اش نمی‌گذاشت که سرازیر شود. انگار می‌ترسید لب باز کند و هق‌هق گریه امانش ندهد. روی برگه‌ای که جلوی دستش بود، نوشته شده بود: «نام: یاور؛ اتهام: قتل....» کلی با خودش کلنجار رفت تا توانست مهر سکوت را بشکند. صدایش آشکارا می‌لرزید: «من زنم را کشتم.... من صنم را کشتم... همدم 50 ساله‌ام را کشتم...» گریه امان نداد تا حرف بزند...

    با اظهاراتی که او در پرونده نوشته بود راهی خانه «یاور» که همان محل جنایت بود، شدیم. صدای شیون و فریاد می‌آمد. مأموران پلیس سعی می‌کردند مردم را متفرق کنند. با هدایت آنها، خودرو را تا جلوی ساختمان بردیم و «یاور» را پیاده کردیم. همسایه‌ها با دیدن پیرمرد هرکدام چیزی می‌گفتند؛ یکی لعن و نفرین می‌فرستاد، دیگری سرزنش‌اش می‌کرد... و «یاور» در حالی که سرش را زیر انداخته بود، سعی می‌کرد زودتر از جلوی چشم آنها دور شود.

    یاور ادامه داد: من 70 ساله هستم. دیگر توان کار کردن ندارم؛ اما مجبور بودم برای گذران زندگی کار کنم. آن روز هم از همان روزهای بد و ناسازگارم بود. خسته و بهانه گیر شده بودم اما «صنم» مثل هر روز نبود انگار او هم روز خوبی نداشت. سر کمد لباس رفتم اما هیچ پیراهن تمیز و مرتبی نداشتم به «صنم» اعتراض و سرش داد و بیداد کردم. در کمال ناباوری و برعکس همیشه که سکوت می‌کرد این بار انگار منتظر یک جرقه بود. هرچه می‌گفتم جواب می‌داد؛ حتی وقتی دستم را بلند کردم که او را بزنم مقابله به مثل کرد.

    انگار عقده‌های فروخورده‌اش را بیرون می‌ریخت. از شدت خشم هیچ چیزی نمی‌فهمیدم. رفتارم دست خودم نبود. از اینکه صنم رو در رویم ایستاده بود و جوابم را می‌داد شوکه شده بودم آنقدر از کوره در رفتم که ناگهان تفنگ شکاری‌ام را برداشتم و به سوی او نشانه رفتم، یک لحظه خشکش زد. باور نمی‌کرد ماشه را بچکانم اما من شلیک کردم و تیر درست در قلب «صنم» نشست. وقتی او روی زمین افتاد تازه فهمیدم چه بلایی سر خودم آوردم. با رفتن او من هم مردم و حالا می‌خواهم مجازات شوم و هر چه زودتر از این دنیا خلاص شوم....»

    نظر کارشناس
    ستوان دوم زهرا کاکایی، کارشناس ارشد مرکز مشاوره معاونت اجتماعی پلیس کرمانشاه گفت: «تفکرات مرد سالارانه در جوامع سنتی موجب می‌شود زنان احساس تبعیض و نابرابری کنند و همواره با مسأله ابراز وجود مشکل داشته باشند. ارتباط جرأت مندانه گونه‌ای از ارتباط است که در آن هر احساسی بجز اضطراب براحتی بروز داده می‌شود و نتیجه آن نیز حرکت به سوی اهداف و مقاصد شخصی بدون ضایع کردن حق دیگران است، اما این نوع ارتباط در جوامع مرد سالارانه مدام سرکوب شده است. این سرکوب‌ها در درازمدت اثرات سوء بر فرد و جامعه خواهد داشت.

    منبع : روزنامه ایران

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما