دوشنبه 08 آذر 1400 - Mon 29 Nov 2021
  • چهاردهمین مرحله‌ی طرح ظفر

  • مصیح جون فعلا اینو ببین و بسوز

  • فیلم/ تزریق واکسن در کشور از بهمن ۹۹ تاکنون

  • آخرین جزییات از مذاکرات وین و برجام

  • دو کلمه هم از رئیس شورای منحله اصلاح‌طلبان

  • ناصر نقویان قربانی اصلاح طلبان که با خنجر فقه، خود زنی می کند!

  • تلاش برای آغاز مذاکره با اهرم فشار!

  • تبعات حذف ارز ترجیحی در زندگی کارگران

  • عکس/ بزرگترین نمایشگاه بین‌المللی موتورسیکلت

  • فیلم/ مجلس به "یوسف نوری" اعتماد کرد

  • با نهضت مسکن‌سازی بیکاری را حل کنیم

  • شکست شارلوا در حضور ۹۰ دقیقه‌ای قلی‌زاده

  • ریفلاکس معده چیست و چه علائمی دارد؟

  • آواربرداری اصلاح‌طلبان بعد از زلزله سیاسی بزرگ/ از حذف کرباسچی تا جلسات خاتمی

  • آقای رئیس جمهور، کم کم داریم از زندگی کردن در ایران می ترسیم؟!

  • فیلم/حمله مردم به فروشگاه‌ها در جمعه سیاه

  • قیمت روز انواع گوشی موبایل در ۶ آذر

  • اردوغان هرگز تا این اندازه دردسر نداشته است

  • مدافع حرمی که از سوئد برای مقابله با داعش آمد

  • چرا ضد انقلاب در آستانه مذاکرات تشنه اغتشاش است؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 239225
    تاریخ انتشار: 19/ارديبهشت/1400 - 11:32

    شهیدی که فقط در یک خیابان و ایستگاه مترو صدایش می زنند

    شهیدی که فقط در یک خیابان و ایستگاه مترو صدایش می زنند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»شهید محمدعلی حبیب‌الله* تحصیل کرده رشته انفورماتیک در آمریکا، با آغاز جنگ تحمیلی به ایران آمد و همچون دیگر رزمندگان مقابل دشمن ایستادگی کرد. وی در سوم دی ماه ۱۳۵۹ در دشت ذوالفقاری آسمانی شد.

     ناگفته‌های زیادی از دوران دفاع مقدس به خصوص روز‌های نخست جنگ وجود دارد که همچون گنجی در دل رزمندگان اسلام پنهان مانده است. در میان شهدا نیز افرادی هستند که هیچ نام و نشانی از آنها نیست. یکی از این شهدا *«محمدعلی حبیب‌الله»* است که با وجود اینکه تحصیلات عالیه خود را در آمریکا گذرانده بود، همچون دیگر رزمندگان در مقابل دشمنان ایستادگی کرد و به شهادت رسید که از او تنها یک نام در خیابان آزادی و یک ایستگاه مترو باقی مانده است. 

     سردار قاسم صادقی از نیرو‌های گروه فدائیان درباره این شهید می گوید:

    *شهید حبیب الله* سال 1358 دکترای انفورماتیک خود را دریافت کرد. او پیش از آغاز جنگ تحمیلی به ایران برگشت.

     محمدعلی، فرهنگ غرب را با خود به ایران نیاورد. همچنین تمام دغدغه‌اش انجام کار و خدمت به مستضعفین بود. در روز‌های نخست جنگ، خودش را به خرمشهر و آبادان رساند و به یاری جمعی از رزمندگان دفاع جانانه‌ای کرد و دشمن را از اشغال آبادان مایوس کرد.

     با ایجاد خط پدافندی، مسئول خط شد. شب‌ها خودش در سنگر کمین، نگهبانی می‌داد. زمانی که دشمن سر چند رزمنده دانش آموز را در سنگر روباهی از تن جدا کرد، دکتر دیگر اجازه نداد بچه‌ها شب‌ها نگهبانی بدهند؛ لذا به بچه‌ها می‌گفت: «من پست نگهبانی شما را با صد صلوات برای سلامتی امام و شما می‌خرم.»

     از ساعت 12 شب تا خود صبح پشت خاکریز نگهبانی می‌داد و دائم ذکر می‌گفت. دم دمای صبح به سمت دستشویی‌ها می‌رفت و آفتابه‌های خالی را پر می‌کرد. در این چند ماه با بچه‌ها به گونه‌ای برخورد می‌کرد که بچه‌ها خیال می‌کردند هم سطح خودشان است و با بچه‌ها خاکی زندگی می‌کرد، ظرف غذا و لباس‌ها را می‌شست.

     وی اعتقاد داشت در جبهه‌ها اگر این کار‌ها را کردیم برای خدمتگزاری در جامعه لیاقت داریم و لاغیر. نهایتا در نگهبانی از اسلام و ایران در دشت ذوالفقاری آبادان در تاریخ سوم دی ماه 1359 بر اثر ترکش خمپاره دشمن از ناحیه قفسه سینه مورد اصابت قرار گرفت و به شهادت رسید.

     همسرش برای تحویل پیکرش به منطقه عملیاتی آمد. وی *پیکر پاک شهید* را به تهران آورد و در *بهشت زهرا (س) قطعه 24 ردیف 49، شماره 42* به خاک سپرد. 

     اکنون ایستگاه متروی *حبیب الله* در خیابان آزادی تهران به نام این *شهید بزرگوار* است، ولی تقریبا اکثر مردم از سرگذشت زندگی این شهید بزرگوار اطلاعی ندارند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما
    تبلیغات سایت عصرامروز