این صحنه حقیقت وجود آزادی بیان در جمهوری اسلامی رابه تصویر می کشید.
جمله فی البداهه نماینده انجمن اسلامی مستقل جالب بود:
"به حسینیه امام خمینی می آیند وچشم در چشم؛ رهبریِ نظام رانقد می کنند، اما از در که بیرون میروند می گویند آزادی نیست!"
عمق رابطه پدر و فرزندی آقا و دانشجویان درآن لحظه که نماینده جامعه اسلامی بدرفتاری های مسئولین با رهبری رااشاره می کرد و بچه ها هق هق کنان برای مظلومیت آقا اشک می ریختند قابل رویت بود.
امسال، رهبری از سطح فکر، تحلیل و مطالبات دانشجویان ابراز خرسندی نکردند؛ بلکه به عکس، دو سه مرتبه درلفافه فرمودند که تحلیل تان پیرامون برخی از موارد کشور و اعتراضاتی که بدان می کنید صحیح نیست.
اما بااین وجود روحیه مطالبه گری را مهمتر و بالاتر ازآن دانستند و آن راستایش نمودند. مثلا آنجا که فرمودند:
"آن جوانی راکه میآید اینجا میایستد و میگوید «آقاوضع خیلی بد است، خیلی فلان است، عقب رفتهایم»، من احساسش را وآن روحیه را تأیید میکنم امّا حرف رامطلقاً تأیید نمیکنم."
دردناک ترین جمله آقا (گرچه باخنده حضار همراه شد):
"شماهاکه متأسّفانه کتاب [نمیخوانید]، خیلی اهل کتاب نیستید؛ بنده کتابخوانم، من خیلی کتاب میخوانم، دلم میخواهد شما بچّهها، جوانها واقعاً کتاب بخوانید."
دقیق ترین وبجاترین تذکر آقا به مطالبه کنندگان، که ان شاالله همه آویزه گوش خود کنیم:
"خیلیها بودند وهستند که یک روز با شور واحساس وهیجان حرف میزدند، بعد مثلاً درشرایط دیگری، شکل دیگری شدند؛ مراقب باشید اینجوری نشود."
یکی ازجالب ترین قیاس هایی که تاکنون شنیده بودم، تمایز "عزت ملی" با "افتخار به هخامنشیان" بود:
"عزّت ملّی یعنی احساس افتخار ملّی که این احساسِ افتخار، ناشی ازواقعیّات باشد، ناشی از یک واقعیّاتی در متن جامعه و برروی زمین، ونه متّکی برتوهّمات وتصوّرات؛ وَالّا گاهی اوقات احساس افتخار به حکومت کیان و هخامنشیان ومانند اینها هم بود؛ اینها تصوّرات واهی و توهّم است، افتخارآفرین نیست."
در دو جا آقا(ظاهرا) مخاطبشان، آنهایی بودند که نامه سرگشاده در حمایت ازاحمدی نژاد به ایشان زده بودند:
ااول:
"با لفّاظی هم عدالت درست نمیشود."
دوم:
"اینکه همینطور دائماً یأس را بیایند تزریق بکنند در داخل جامعه -که دارد میشود این کار- این کاری خصمانه است؛ حالا ممکن است آن کسی که این کار را میکند، واقعاً دشمن نباشد امّا کار دشمنانه دارد میکند هر کسی که یأس را [تزریق میکند] که «آقا نمیشود، فایده ندارد، همه چیز بههم ریخته است»؛ نه، این کار دشمنانه است."
بصیرت بخش ترین جمله:
"صبر هم یکی از خصلتهای انقلابی است؛ بله، خشم انقلابی داریم امّا صبر انقلابی هم داریم. مظهر اتمّ و اکمل عدالت، امیرالمؤمنین است دیگر، از او عادلتر که نداریم، امّا امیرالمؤمنین هم یک جاهایی صبر کرد...
یک جا هم درمقابل فشار خوارج ومانند اینها در جنگ صفّین صبر میکند و به حکمیّت تن میدهد؛ پس یک جاهایی صبر، [از روی] ناچاری است، یک جاهایی هم نه، ناچاری نیست اما لازم است که انسان این صبر را انجام بدهد."
بدون شک این جمله پاسخ همه شائبه ها پیرامون پذیرش برجام را پاسخ میدهد.
بی تعارف ترین بیان آقا که تکلیف همه را معلوم کرد:
"نظام، بدون مشی انقلابی ارزشی ندارد؛ واقعاً ارزشی ندارد. نظام، اگرچنانچه مشی انقلابی نداشته باشد، به آن آرمانها نخواهد رسید، به دنبال آن آرمانها نخواهد بود و با آن رژیمهای گذشتهی کشور هم هیچ تفاوتی نخواهد داشت و ارزشی ندارد. البتّه انقلابیگری هم فقط در بستر نظام امکانپذیر است؛ این طرف قضیّه را هم توجّه داشته باشید. اینجور نباشد که بعضی نظام را نفی کنند بهعنوان اینکه ما انقلابی هستیم؛ ارزشهای نظام، ارکان نظام، بنیانهای نظام را زیر سؤال ببرند. انقلابیگری به معنای ویرانگری نیست."
انتظار آقا از دانشجویان:
"مطالبهگریِ آرمانها از آن چیزهایی است که از آن نباید دست برداشت... اینجا یک لشکری از جوانهای مؤمن و انقلابی لازم است که وارد میدان بشوند، مطالبه کنند آرمانها را و خودشان کمک کنند به تحقّق این آرمانها که البتّه اینکه حالا چه جوری کمک کنند، جای بحث دارد"
و حسرت نشنیدن این که چگونه در این مسیر قدم برداریم ، بر دلمان ماند،چرا که زمان اجازه نداد.
منبع : حامیان ولایت



