سرما به اندازه ای شدید بود که بچه ها سنگرهایی شبیه قبر می کندند و درون آن ها می رفتند تا کمی از گزند سرما در امان باشند. بعضی تا صبح می دویدند تا یخ نزنند!اوایل جنگ بود و منطقه ای که می بایست در آنجا عملیات شود، ارتفاعات بالای نوسود بود. بسیاری می گفتند نیروهایی که آماده اند تا به حال جنگ نکرده اند و نمی توانند با نیروهای کومله دموکرات رو به رو شوند.
shahid kazemi" />
  • آقای یگانه بوی کباب نبود داشتن خر داغ میکردن ‌

  • دستگیری اوباش قمه‌کش در جنوب تهران / فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • پیام تبریک رئیس جمهور تاجیکستان به پزشکیان

  • کلیک نکنید؛ پیام‌های جعلی ۳۵۰ قربانی گرفت

  • باباجون بین همه عممونو خیلی زدن / حمید علیمی

  • توسعه کریدور شمال–جنوب با پشتوانه بانکی شتاب می‌گیرد

  • قدرت‌های بزرگ‌تر از هم این نابود شدند، اما دشمن عبرت نمی‌گیرد+عکس

  • نرخ افزایش اجاره‌بها در تهران چقدر است؟

  • آلودگی هوا با خطر زوال عقل مرتبط است

  • تغییر در خط حمله بلژیک برای بازی مقابل ایران؟

  • جزئیات توافق ایران و آمریکا؛ مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ تفاهم‌نامه را امضاء کردند +عکس و فیلم

  • لحظه امضای تفاهم‌نامه با ایران ازسوی ترامپ /فیلم

  • نتانیاهو در جنگ ایران ملاحظات متفاوتی با آمریکا داشت

  • ثبت‌نام اربعین۱۴۰۵ از چه‌زمانی است؟

  • حسین جان ای آبروی دو عالم / پویانفر

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • عصبانیت لاپید از شکست نتانیاهو مقابل ایران

  • حمله گسترده پهپادی اوکراین به روسیه+ فیلم

  • لحظه برخورد شدید بازیکن ازبکستان با تصویربردار در جام جهانی! / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 6443
    تاریخ انتشار: 04/مرداد/1394 - 11:43

    شدت سرما و گرسنگی!

    پایگاه خبری حامیان ولایت/ایثار و شهادت

    سرما به اندازه ای شدید بود که بچه ها سنگرهایی شبیه قبر می کندند و درون آن ها می رفتند تا کمی از گزند سرما در امان باشند. بعضی تا صبح می دویدند تا یخ نزنند!اوایل جنگ بود و منطقه ای که می بایست در آنجا عملیات شود، ارتفاعات بالای نوسود بود. بسیاری می گفتند نیروهایی که آماده اند تا به حال جنگ نکرده اند و نمی توانند با نیروهای کومله دموکرات رو به رو شوند.
    shahid kazemi

    شدت سرما و گرسنگی!

    اما ما که حدود پنجاه نفر بودیم، با توکل به خدا در ساعت ده شب حرکت خود را به صورت پیاده به طرف ارتفاعات مورد نظر آغاز کردیم. ساعت یازده صبح روز بعد به منطقه رسیدیم. وقتی حرکت کردیم، ناصر کاظمی بیمار بود و مشکل می توانست روی پاهایش بایستد ولی با این حال، او اولین نفری بود که به سنگر های روی ارتفاعات نوسود حمله ور شد. پشت سر او، نیروهایی که جنگ ندیده بودند، حمله را شروع کردند. بعد از مدت کوتاهی، با دادن چند شهید و زخمی، منطقه آزاد شد.
     
    ارتفاع آن منطقه بسیار بالا بود و ما با سرمای شدیدی روبه رو بودیم. بچه ها نه وسیله ای برای گرم کردن خود و نه غذایی برای خوردن داشتند. حدود سی و شش ساعت چیزی برای خوردن نداشتیم و به ناچار از گیاهانی که در اطراف روییده بودند، استفاده می کردیم. سرما به اندازه ای شدید بود که بچه ها سنگرهایی شبیه قبر می کندند و درون آن ها می رفتند تا کمی از گزند سرما در امان باشند. بعضی تا صبح می دویدند تا یخ نزنند! بعد از دو روز، امکانات و نیروی کمکی رسید و ما توانستیم حدود پانزده روز در آن ارتفاعات بمانیم.
     
    بعد ها نیرو هایی را که از دشمن اسیر گرفتیم، گفتند: ما تصور کردیم که زیاد طاقت نمی آورید و از شدت سرما و گرسنگی، خودتان پایین می آیید.
    آنها می گفتند گردانی به سمجی ما ندیده بودند!
    شهید ناصر کاظمی
     
    منبع : تاشهدا

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما