سرما به اندازه ای شدید بود که بچه ها سنگرهایی شبیه قبر می کندند و درون آن ها می رفتند تا کمی از گزند سرما در امان باشند. بعضی تا صبح می دویدند تا یخ نزنند!اوایل جنگ بود و منطقه ای که می بایست در آنجا عملیات شود، ارتفاعات بالای نوسود بود. بسیاری می گفتند نیروهایی که آماده اند تا به حال جنگ نکرده اند و نمی توانند با نیروهای کومله دموکرات رو به رو شوند.
shahid kazemi" />
  • تکمیل کلکسیون شکار جنگنده‌ها+ عکس

  • افشای راز قدرت ژئوپلیتیکی ایران!

  • بازتولید گرایش‌های جدایی‌طلبانه در آمریکا

  • ترس نظامیان صهیون از جنگ با ایران

  • تیم جدید علیرضا بیرانوند مشخص شد

  • شهدای وزارت دفاع پیش‌قراولان جهاد و شهادت بودند

  • مهرداد اخلاقی وزیر دفاع دولت پزشکیان شد

  • سارق پراید با پابند الکترونیکی دستگیر شد

  • ادامه روند افزایشی بروز کرونا در کشور

  • وقتی اینترنشنال دچار آشفتگی رسانه‌ای می‌شود!/ فیلم

  • مادر بمب‌های شما و پدر موشک‌های ما !

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵

  • اتفاق جالب بین وریا غفوری و فرهاد مجیدی

  • قیمت سکه و طلا امروز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵

  • هدیه ویژه ترامپ برای پوتین

  • قیمت گوشت قرمز امروز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵

  • حمله به یک کشتی در سواحل امارات

  • حنظله اسناد محرمانه مرکز جنگ شناختی اسرائیل را منتشر کرد+ مدارک

  • درخواست بی‌شرمانه علی کریمی از عمویش نتانیاهو + عکس

  • درخشش جونان میهن، تلالو امیدهای ملت به جوانان در مسیر تحقق آینده‌ای باشکوه است/ دعای خیر اینجانب بدرقه راه همۀ جوانان ایران سرافراز

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 6443
    تاریخ انتشار: 04/مرداد/1394 - 11:43

    شدت سرما و گرسنگی!

    پایگاه خبری حامیان ولایت/ایثار و شهادت

    سرما به اندازه ای شدید بود که بچه ها سنگرهایی شبیه قبر می کندند و درون آن ها می رفتند تا کمی از گزند سرما در امان باشند. بعضی تا صبح می دویدند تا یخ نزنند!اوایل جنگ بود و منطقه ای که می بایست در آنجا عملیات شود، ارتفاعات بالای نوسود بود. بسیاری می گفتند نیروهایی که آماده اند تا به حال جنگ نکرده اند و نمی توانند با نیروهای کومله دموکرات رو به رو شوند.
    shahid kazemi

    شدت سرما و گرسنگی!

    اما ما که حدود پنجاه نفر بودیم، با توکل به خدا در ساعت ده شب حرکت خود را به صورت پیاده به طرف ارتفاعات مورد نظر آغاز کردیم. ساعت یازده صبح روز بعد به منطقه رسیدیم. وقتی حرکت کردیم، ناصر کاظمی بیمار بود و مشکل می توانست روی پاهایش بایستد ولی با این حال، او اولین نفری بود که به سنگر های روی ارتفاعات نوسود حمله ور شد. پشت سر او، نیروهایی که جنگ ندیده بودند، حمله را شروع کردند. بعد از مدت کوتاهی، با دادن چند شهید و زخمی، منطقه آزاد شد.
     
    ارتفاع آن منطقه بسیار بالا بود و ما با سرمای شدیدی روبه رو بودیم. بچه ها نه وسیله ای برای گرم کردن خود و نه غذایی برای خوردن داشتند. حدود سی و شش ساعت چیزی برای خوردن نداشتیم و به ناچار از گیاهانی که در اطراف روییده بودند، استفاده می کردیم. سرما به اندازه ای شدید بود که بچه ها سنگرهایی شبیه قبر می کندند و درون آن ها می رفتند تا کمی از گزند سرما در امان باشند. بعضی تا صبح می دویدند تا یخ نزنند! بعد از دو روز، امکانات و نیروی کمکی رسید و ما توانستیم حدود پانزده روز در آن ارتفاعات بمانیم.
     
    بعد ها نیرو هایی را که از دشمن اسیر گرفتیم، گفتند: ما تصور کردیم که زیاد طاقت نمی آورید و از شدت سرما و گرسنگی، خودتان پایین می آیید.
    آنها می گفتند گردانی به سمجی ما ندیده بودند!
    شهید ناصر کاظمی
     
    منبع : تاشهدا

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما