به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
در فضای عمومی، هر سخنی لزوماً به روشنتر شدن مسائل کمک نمیکند. گاهی برخی اظهارنظرها نهتنها گرهی از مشکلات جامعه باز نمیکنند، بلکه با ایجاد برداشتهای نادرست و انتظارات غیرواقعی، افکار عمومی را نیز دچار تنش میکنند.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که گوینده به دلیل جایگاه سیاسی یا انتساب به بخشهایی از حاکمیت به علت برخی منصبها، در افکار عمومی بهعنوان نمایندهای از نگاه رسمی کشور شناخته شود.
درحالی که فضای افکارعمومی کشور خصوصا در این شرایط خاص نیازمند انسجام و همگرایی بیشتر است برخی از سخنان باعث تنش فکری در فضای اجتماعی میشود.
اظهاراتی از این دست، حتی اگر با نیت دفاع از یک سیاست یا محصول داخلی مطرح شوند، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشند.
در چنین شرایطی، فاصله میان واقعیتهای ملموس زندگی مردم و ادعاهای مطرحشده، به عاملی برای افزایش انتقادها از مسئولان و نهادهای رسمی تبدیل میشود.
اظهارنظر «سید مصطفی میرسلیم» درباره قابلیت رقابت خودروی تیبا با خودروهای خارجی که پیشتر هم با همین وجه درباره مشابهت خودروهای لندکروز و پژوه 206 مطرح شده، نمونهای از این مسئله است.
برای بخش قابل توجهی از مخاطبان ایرانی که تجربه استفاده از خودروهای داخلی و خارجی را دارند، چنین مقایسهای بدون ارائه معیارهای روشن و شواهد فنی قانعکننده، پذیرفتنی نیست.
این موضوع زمانی حساستر میشود که گوینده دارای تحصیلات دانشگاهی در رشته مهندسی مکانیک است و انتظار میرود مقایسه او بر پایه شاخصهایی مانند کیفیت ساخت، ایمنی، دوام، فناوری، مصرف سوخت و قیمت تمامشده صورت بگیرد.
طبیعی است که حمایت از تولید ملی و تقویت صنعت خودروسازی کشور، هدفی قابل طرح و پیگیری باشد؛ اما حمایت مؤثر از تولید داخلی، الزاماً به معنای نادیده گرفتن ضعفها یا طرح مقایسههایی نیست که با تجربه روزمره مردم فاصله دارند.
اتفاقاً پذیرش واقعیتها و بیان دقیق کاستیها میتواند زمینه اصلاح را فراهم کند و اعتماد عمومی به سیاستهای حمایتی را افزایش دهد.
با این وجه، برداشت اجتماعی از این چنین سخنانی بیشتر از اینکه حمایت از تولید داخلی باشد بر تحمیل محصولات داخلی با هر کیفیتی به شهروندان است.
مسئله اصلی در اینجا، صرفاً یک اظهارنظر درباره خودرو نیست؛ بلکه شیوه مواجهه با افکار عمومی است.
وقتی مردم با مشکلاتی ملموس در کیفیت، قیمت یا ایمنی خودرو مواجهاند، نمیتوان انتظار داشت که صرفاً با بیان جملات اطمینانبخش، برداشت آنان از واقعیت تغییر کند.
چنین سخنانی، اگر پشتوانه کارشناسی و شواهد قابل ارزیابی نداشته باشند، بهجای اقناع مخاطب، زمینه تردید بیشتر را فراهم میکنند و بازتاب معکوس میدهد.
با این حال، در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی، مرز میان نظر شخصی و موضع رسمی همیشه روشن نمیماند.
به همین دلیل، افرادی که سخنانشان به مواضع رسمی کشور تعمیم داده میشود، باید نسبت به پیامدهای اجتماعی و رسانهای اظهارات خود حساسیت بیشتری داشته باشند.
آنچه امروز اهمیت دارد، شکل دادن به فضایی سنجیده، آرام و مبتنی بر واقعیت است؛ فضایی که در آن، سخنان مسئولان و چهرههای سیاسی به حل مسائل کمک کند، نه اینکه با طرح ادعاهای غیرقابل اقناع، زمینه تنش فکری و تشدید بیاعتمادی را فراهم آورد.
جامعه به اظهارنظرهایی نیاز دارد که بر دانش، تجربه و شواهد استوار باشند و راهی برای اصلاح پیش پای مردم بگذارند و انتظارات مردم برای اهمیت دادن به آنان نیز رعایت شود؛ نه اینکه فکر کنند که حقوق آنان با حمایت از مثلا خودروساز داخلی ضایع میشود.
اعتماد عمومی با نادیده گرفتن مشکلات ساخته نمیشود؛ بلکه زمانی تقویت خواهد شد که مردم میان آنچه میشنوند و آنچه در زندگی خود تجربه میکنند، تناقضی آشکار نبینند.



