چهارشنبه 13 آبان 1405 - Wed 04 Nov 2026
  • تهدید اژه‌ای به تحمیل شکست‌های بیشتر به ترامپ

  • حمیدرضا زارعی در یک ضرب پانزدهم شد

  • منصوریان در آستانه جدایی از الطلبه عراق قرار گرفت

  • پیام رهبر انقلاب به ‌مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار

  • قیمت دلار و یورو امروز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵

  • واکنش کنسولگری ایران در نجف به نتایج انتخابات آمریکا

  • ۱۳ آبان؛ از مداخله خارجی تا ایستادگی برای استقلال و حاکمیت ملی

  • قیمت سکه و طلا امروز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵

  • بهشت اقتصادی سوریه به جهنم تبدیل شد؟+ عکس

  • پرسپولیس برانکو؛ الگویی که هنوز زنده است /تکرار شاهکار پرسپولیس با نسخه آبی+ عکس

  • اولین مسلمان در تاریخ آمریکا وارد سنا شد

  • حسن یزدانی به رنکینگ جهانی کشتی بازگشت

  • مردم آمریکا به جنگ‌طلبی دولت ترامپ نه گفتند

  • ترامپ: پرونده ایران در شکست جمهوری‌خواهان نقش داشت/ جمهوری‌خواهان در کنگره تار و مار شدند+ دعکس و فیلم

  • خروش ضدآمریکایی ایرانیان در سالروز تسخیر لانه جاسوسی/ پرچم بزرگ ایران بر دستان مردم+ عکس و فیلم

  • هشدار در مورد رژیم‌های افراطی حذف چربی

  • گروسی: ایران سلاح هسته‌ای ندارد

  • واکنش طلا به نتایج انتخابات آمریکا

  • مضرات چای کیسه‌ای بر مغز

  • انهدام دو فروند پهپاد لوکاس در بندر خمیر

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 434939
    تاریخ انتشار: 22/مهر/1405 - 12:06
    محمدرضا اسلامی:

    امارات و سودای تجزیه ایران

    این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند.

     امارات و سودای تجزیه ایران

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    تک‌تک جمله‌ها و حتی نیم‌جمله‌های این مقاله مهم و محل تأمل‌اند.

    این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورت‌بندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی.

    نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کم‌سابقه می‌نویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است. 

    نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بی‌حیا می‌نویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم، «تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمی‌کند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن می گوید.

    به همین صراحت.
    به همین زشتی.


    ▪️نویسنده اماراتی می‌نویسد:

    «از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر به‌عنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راه‌حلی‌ناقص" است... با این حال، جغرافیا، منافع ملی و توانایی‌های بالقوه‌ی ایران با تغییر رهبران از بین نمی‌روند. جاه‌طلبی‌های دیرینهٔ منطقه‌ای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما این‌بار در قالب ملی‌گرایی، نه در قالب انقلاب»

    عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله‌ جغرافیای ایران» را چنین صریح و بی‌پرده طرح می‌کند. او به صراحت می‌گوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچ‌کدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمی‌کند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است.
    “Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.”

    و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟

    فدرال‌کردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم.

    "The objective is something other than indefinite weakening of Iran"

    ▪️این جملات را ببینیم:

    «تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، می‌توانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی، محدودیت‌های نهادی ایجاد کنند»

    یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور.

    “Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…”

    به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدودکردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری» و «محدودیت‌گذاری برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟

    یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرت‌ملی خود، در منطقه "نقش‌آفرینی" کند.

    **این پاراگراف را هم باید چند بار خواند:
    «جهان بارها پروژهٔ قدرت ایران را کُند کرده است، اما هرگز توانِ ایران برای "بازسازی قدرت" را از بین نبرده است. ممکن است نظام حاکم روزی سقوط کند، اما فروپاشی آن، عناصر سازنده‌ی قدرتِ ایران را دست‌نخورده باقی‌می‌گذارد»

    ظاهرا در امارات دیگر پرده‌ای باقی نمانده که تحلیلگرانش اینگونه بی‌پرده می‌نویسند: مسئله، قدرتِ ایران است، نه فقط هیأت حاکمهٔ فعلی ایران.

    هم‌پوشانی سیاسی میان واشنگتنِ ترامپ، تل‌آویوِ نتانیاهو و ابوظبیِ محمد بن زاید، این امکان را فراهم کرده که چنین حرفی با این میزان از عریانی نوشته شود: ایران باید نه فقط مهار، بلکه از درون محدود/پراکنده شود، تا دیگر قدرتِ بازسازی خود را نداشته باشد.

    امارات کشوری است که شش شیخ، چون نتوانستند که بر سر یک ساختار کاملِ قدرت مرکزی به توافق برسند، «امارات متحده» را در جغرافیای بیابان در ۱۹۷۱ شکل دادند. یکسال بعد رأس‌الخیمه هم به آنها پیوست. اکنون نویسنده‌ای از همان کشور، برای ایران کهن نسخه فدرالیسم و حتی کنفدرالیسم می‌پیچد. امارات ۵۵ ساله، دارد برای کشوری که شهروندانش از بیش از یک قرن پیش در آن مفاهیم مشروطه، پارلمان و قانون اساسی را در جامعهٔ خود تعریف کردند، نسخه می نویسد.

    اسرائیلِ ۷۸ ساله و اماراتِ ۵۵ ساله، زیر سایه و چتر آمریکا (که ۲۵۰ سال و ۳ ماه عمر دارد) می‌خواهند برای ایرانِ چند‌هزارساله نسخهٔ تجزیه و کاهش قدرت مرکزی بنویسند.


     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما