به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
انتصاب سردار سرلشکر پاسدار احمد وحیدی به فرماندهی کل سپاه در شرایطی انجام شده که جمهوری اسلامی ایران پس از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و در ادامه مواجهه با تجاوزات دشمن، با محیط امنیتی متفاوتی روبهروست؛ محیطی که در آن، تهدید نظامی با فناوری، اطلاعات و عملیات پیچیده درهمتنیده شده است.
در چنین شرایطی، سه ماموریت فرمانده کل قوا در حکم انتصاب وحیدی را میتوان پاسخ به سه نیاز اساسی سپاه در دوره جدید دانست: قدرت بیشتر برای بازدارندگی، انسجام بیشتر برای حفظ توان مقاومت و فرماندهی متناسب با جنگهای نوین.
بازدارندگی؛ دشمن باید هزینه حمله را بداند
نخستین ماموریت، ارتقای مستمر و همهجانبه توانمندیها برای بازدارندگی حداکثری و آمادگی هوشمندانه برای عملیات تهاجمی پرقدرت است.
این دستور را باید در تجربه جنگهای اخیر دید؛ جایی که مشخص شد برخورداری از قدرت نظامی فقط برای زمان وقوع جنگ نیست، بلکه باید پیش از جنگ نیز در محاسبات دشمن اثر بگذارد.
بازدارندگی زمانی مؤثر است که دشمن بداند هر اقدام نظامی علیه ایران با پاسخ مواجه خواهد شد و هزینه این پاسخ برای او قابل پیشبینی و تحملپذیر نیست.
از همین رو، تأکید همزمان بر بازدارندگی و آمادگی تهاجمی معنا پیدا میکند. توان دفاعی زمانی بازدارنده است که پشت آن، توان پاسخ معتبر و پرقدرت وجود داشته باشد.
«ارتقای همهجانبه» نیز به همین دلیل اهمیت دارد؛ چراکه جنگ امروز تنها به موشک یا پدافند محدود نیست و اطلاعات، پهپاد، جنگ الکترونیک، ارتباطات و فرماندهی و کنترل نیز بخشی از قدرت رزمی محسوب میشوند.
بنابراین مأموریت نخست سردار وحیدی، حفظ و ارتقای مجموعهای از قابلیتهاست که بتواند محاسبه دشمن درباره هزینه تجاوز را تغییر دهد.
.png)
فرهنگ؛ پشتوانه قدرت رزمی
قدرت نظامی بدون سازمانی منسجم و نیروی انسانی برخوردار از انگیزه و روحیه لازم، نمیتواند در یک جنگ طولانی پایدار بماند؛ از همین رو، دومین ماموریت فرمانده کل قوا، اعتلای فرهنگی و تقویت تقوا، بصیرت و روحیه انقلابی در سازمان سپاه است.
جنگ فقط تجهیزات را آزمایش نمیکند؛ انسان و سازمان را نیز به آزمون میگذارد. لذا؛ درگیریهای طولانی و چندلایه میتواند همزمان فشار عملیاتی، روانی و اطلاعاتی ایجاد کند. در چنین شرایطی، حفظ انسجام، انگیزه و قدرت تصمیمگیری نیروها به اندازه برخورداری از تجهیزات اهمیت دارد.
بنابراین تأکید بر فرهنگ را نباید موضوعی جدا از مأموریت رزمی سپاه دانست چرا که سرمایه انسانی، پشتوانه قدرت نظامی است.
ماوریت نخست، قدرت لازم برای بازدارندگی و پاسخ را مطالبه میکند، مأموریت دوم بر انسانی تأکید دارد که باید این قدرت را در میدان حفظ و به کار گیرد.
.png)
فرماندهی نوین؛ جنگی که با قواعد گذشته اداره نمیشود
قدرت و نیروی انسانی، بدون فرماندهی متناسب با میدان جدید، به نتیجه مطلوب نمیرسد. سومین ماموریت فرمانده کل قوا نیز دقیقاً به حلقه مدیریت و فرماندهی با بنیه معنوی و علمی و مهارتهای نوین مربوط است.
جنگهای جدید نشان دادهاند که سرعت کشف تهدید، انتقال اطلاعات و تصمیمگیری میتواند به اندازه قدرت سلاح اهمیت داشته باشد. فناوریهای نوین، پهپادر چنین شرایطی، فرماندهی دیگر صرفاً به معنای تجربه نظامی نیست؛ فرمانده باید بتواند اطلاعات، فناوری و توان رزمی را در یک تصمیم عملیاتی به هم متصل کند.
از همین منظر، تأکید بر بنیه علمی و مهارتهای نوین، مطالبه برای تطبیق ساختار فرماندهی سپاه با جنگ آینده است.

چرا سردار وحیدی برای اجرای سه مأموریت راهبردی انتخاب شد؟
اجرای همزمان این سه مأموریت، فرماندهی میخواهد که تجربهاش تنها به یک حوزه محدود نباشد؛ فرماندهی که هم میدان و ساختارهای نظامی را بشناسد، هم با مسائل اطلاعاتی و امنیتی آشنا باشد و هم تجربه مدیریت در سطوح کلان را داشته باشد.
کارنامه سردار وحیدی از همین منظر قابل توجه است. او مسیر خدمت خود را از حوزههای اطلاعاتی و عملیاتی و نیروی قدس آغاز کرد و در ادامه در وزارت دفاع، سیاستگذاری راهبردی، وزارت کشور و مسئولیتهای عالی در ساختار نیروهای مسلح حضور داشت.
این سابقه چندلایه، با مأموریتی که اکنون پیش روی او قرار گرفته، ارتباط مستقیم دارد؛ زیرا سپاه در دوره جدید باید همزمان قدرت رزمی خود را ارتقا دهد، انسجام سازمانی را حفظ کند و خود را با تغییرات فناوری و شیوههای جدید جنگ تطبیق دهد.
به بیان دیگر، مأموریت فرمانده جدید سپاه تنها اداره وضع موجود نیست؛ بلکه تبدیل تجربه جنگهای اخیر به ظرفیت جدید برای مواجهه با تهدیدات آینده نیز بخشی از مسئولیت او خواهد بود.
.png)
سه ماموریت؛ یک نقشه راه
سه محور حکم فرماندهی کل قوا در واقع از یکدیگر جدا نیستند.
دستور نخست، قدرت میخواهد؛ دستور دوم، انسجامی که این قدرت را حفظ و تقویت کند؛ و دستور سوم، فرماندهیای که بتواند این قدرت را در زمان مناسب و بهشکل مؤثر به کار گیرد.
این سهگانه را میتوان حاصل تجربه جنگهای اخیر دانست؛ جنگی که نشان داد برتری در میدان فقط با تجهیزات تعیین نمیشود و قدرت نظامی، سرمایه انسانی و کیفیت فرماندهی باید همزمان ارتقا پیدا کنند.

از این منظر، حکم انتصاب سردار وحیدی را میتوان فراتر از یک جابهجایی در رأس سپاه دید؛ این حکم، در کنار انتصاب فرمانده جدید، جهتگیری اصلی سپاه در دوره جدید را نیز مشخص میکند.
سپاه باید قدرتی داشته باشد که دشمن را از آغاز جنگ منصرف کند، سازمانی که در صورت تحمیل جنگ بتواند انسجام خود را حفظ کند و فرماندهیای که برای میدان نبرد جدید آماده باشد.
سه واژه، خلاصه این مأموریت است: قدرت، انسجام و فرماندهی؛ سه حلقه بههمپیوسته برای آمادهسازی سپاه در برابر تهدیدات امروز و جنگهای آینده.



