به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
چند وقتی است که موسی غنینژاد اقتصاددان و استاد دانشگاه در سخنان خود از پهلوی به نوعی تصویرسازی میکند که گویی در آن دوران مردم در رفاه کامل بودند و مشکلات اقتصادی نداشتند.
وی به عنوان شخصیتی که در فضای آکادمیک و علمی صحبت میکند و سخنانش بار کارشناسی دارد باید در خصوص مسائل مختلف با اسناد و بررسی شرایط تاریخی ابراز نظر کند اما به نوعی دیده میشود که دیدگاه های وی دچار اشکالاتی است که بعضاً تصویر واقعی و علمی خصوصا در مسایل دوران پهلوی ارائه نمیکند و دچار نوعی فانتزی سازی درباره این دوران شده است.
موضوعی که رسانه ضدانقلاب منوتو در قالب یک برنامه کاملا هدایت شده و استفاده از برش فیلمهای تبلیغاتی و مجلات فانتزی و عدم ارائه تصاویر از کلیت جامعه سعی داشت به مخاطب خود القا کند.
جالب است که در جایی غنینژاد از جایگاه کارشناسی خود خارج میشود به تصویری از دوران پهلوی ارائه میکند که بیشتر به ادعاهای کوچه بازاری میماند تا ابراز نظر علمی و آکادمیک.
وی در داستانی غیرمستند میگوید، که فردی در محل شرب خمر به فرد کناری خود در حالت مستی میگوید که اگر ما در اینجا اینچنین تفریح میکنیم مقامات چگونه تفرج و سرگرمی دارد و این حالت را نوعی وضعیت رفاه و آسایش مناسب توصیف میکند.
سپس مطرح میکند: «روشنفکران مردم را تا این حد ناراضی کرده بودند که شما خیلی بالاتر از اینها هستند. انقلاب را روشنفکران کردند نه روستاییان.»
.png)
فارغ از درستی و غلطی ماجرا این روایت نه تنها نمیتواند درباره وضعیت اقتصادی دوران پهلوی فضای درستی را ارائه کند بلکه درباره آن زمان فیلم و گزارشهای مستند و خبری بسیاری وجود دارد که میتواند گویای همه چیز باشد و نیازی به افسانهسرایی در این خصوص نیست.
این درحالی است که در همان زمان در حاشیه شهرها حلبی آبادهای متعددی بوده که حالا به شهرهای مختلف با امکانات رفاهی تبدیل شده است.
.png)
اما این نوع روایتسازی نمیتواند جایگزین تحلیل علمی و بررسی واقعیتهای تاریخی شود. یک خاطره شخصی، یک تصویر محدود از سبک زندگی گروهی خاص یا روایتهای پراکنده از تجربه افراد، هرگز نمیتواند نماینده وضعیت عمومی یک جامعه باشد.
.png)
بررسی یک دوره تاریخی نیازمند توجه به شاخصهایی مانند میزان درآمد سرانه، توزیع ثروت، وضعیت اشتغال، شکاف طبقاتی، دسترسی مردم به خدمات عمومی، نرخ فقر، وضعیت روستاها و مناطق محروم و همچنین شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوره است.
مسئله اصلی در اینجا نه دفاع یا انتقاد به یک دوره تاریخی، بلکه مقابله با تبدیل تاریخ به یک تصویر تبلیغاتی و احساسی است.
همانگونه که رسانههایی مانند منوتو با گزینش بخشهایی از زندگی طبقهای خاص و نمایش تصاویر نوستالژیک تلاش میکردند تصویری یکبعدی از دوران پهلوی ارائه کنند، تکرار همان الگو از سوی برخی چهرههایی که بار علمی و دانشگاهی را به دوش میکشند نیز نمیتواند جای تحلیل مستند را بگیرد.
این شیوه «فانتزیسازی» البته محدود به روایتهای مربوط به گذشته ایران نیست و در زمان حال نیز بهعنوان یک ابزار رسانهای مورد استفاده قرار میگیرد.

در بسیاری از روایتهای رسانهای، کشورهای غربی مانند فرانسه، انگلیس، کانادا و آلمان گاهی در قالب تصاویری از رفاه بینقص، آزادی مطلق، ثبات اقتصادی و زندگی ایدهآل به مخاطب معرفی میشوند؛ تصاویری که بخشهایی از واقعیت را نشان میدهند اما همه واقعیت نیستند.
.png)
بسیاری از ایرانیانی که به این کشورها مهاجرت کردهاند یا مدتی در آنجا زندگی کردهاند، تجربه متفاوتی از این تصویر فانتزی داشتهاند؛ از هزینههای سنگین زندگی و بحران مسکن گرفته تا فشارهای اقتصادی، مشکلات ادغام اجتماعی، تبعیض، دغدغههای شغلی و فاصله میان تصویر رسانهای و زندگی روزمره. آنها بیش از هر کسی میتوانند تفاوت میان «تصویرسازی رسانهای» و «واقعیت اجتماعی» را مشاهده کنند.

حتی رخدادهایی مانند موجهای گرما در اروپا و مرگ شمار قابل توجهی از شهروندان که از امکانات رفاهی چون کولر برخوردار نیستند، بار دیگر نشان میدهد که هیچ جامعهای بهشت بدون مشکل نیست و نمایش گزینشی از یک کشور یا تمدن نمیتواند جایگزین نگاه واقعبینانه شود.
همانطور که فقر، نابرابری یا مشکلات اجتماعی در کشورهای مختلف وجود دارد، پیشرفتها و دستاوردها نیز باید در کنار چالشها دیده شوند.
جامعه برای شناخت گذشته و حال خود نیازمند روایتهای مستند است، نه خاطرهسازی و نوستالژیپردازی. تاریخ و واقعیت اجتماعی را نمیتوان با چند تصویر براق، چند داستان شخصی یا قابهای انتخابشده توضیح داد؛ چرا که پشت هر تصویر جذاب، لایههای پیچیدهای از واقعیت وجود دارد که تنها با نگاه علمی و منصفانه قابل فهم است.



