پنجشنبه 01 مرداد 1405 - Thu 23 Jul 2026
  • یزید زمان به زائران کربلا حمله کرد

  • جاده‌ای میان دو اقلیم / عکس

  • مشاهده یک خرس غول‌پیکر بر فراز تیر برق! / فیلم

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۱ مرداد

  • اولتیماتوم ترامپ به عون: یا جولانی، یا نتانیاهو! + عکس

  • هلاکت متجاوزان در درگیری مرزبانان با گروهک تروریستی

  • روایت خبرنگار بی‌بی‌سی از دقت موشک‌های ایرانی

  • پاسخ قالیباف به ترامپ: امنیت برای همه یا هیچکس!

  • ایران با سریع‌ترین رشد سالمندی روبه‌رو است

  • ترامپ در باتلاق جنگ ایران گرفتار شده است

  • هشدار ستاد اربعین درباره پول همراه زائران

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • حمله سنگین سپاه به پایگاه‌های آمریکا در اردن/فیلم

  • افزایش حملات متقابل ایران و آمریکا و نگرانی از گسترش جنگ/مذاکرات پشت‌پرده با ایران در جریان است /توانمندی موشکی ایران همچنان پابرجاست+عکس

  • ادعای دوباره آمریکا علیه تنگه هرمز و ایران

  • سفر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس به استان‌های جنوبی

  • دوراهی ستاره آبی پوش بین استقلال و پرسپولیس

  • تصویر ماهواره‌ای از انهدام رادار هشدار اولیه آمریکا در کویت

  • فیلم / کارگاه بمب‌سازی عامل فعال کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 429713
    تاریخ انتشار: 01/مرداد/1405 - 12:52

    سلبریتی‌هایی که نمی‌دانند مهره‌اند

    در روزگاری که هر استوری می‌تواند یک عملیات روانی باشد، سلبریتی‌ها به هدفی راهبردی برای جریان‌های معاند تبدیل شده‌اند. جریان‌هایی که با تکیه بر «مرجعیت کاذب»، یک بازیگر یا فوتبالیست را به کارشناس مسائل امنیتی و سیاسی کشور تبدیل می‌کنند و حرف‌های خود را از زبان آنان به خورد افکار عمومی می‌دهند.

    سلبریتی‌هایی که نمی‌دانند مهره‌اند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    | سلبریتی‌ها به واسطه زیاد دیده شدن، قدرت تأثیرگذاری چشم‌گیری بر مردم دارند. به همین دلیل، در بزنگاه‌های حساس، به بازیگران اصلی میدان جنگ روایت‌ها تبدیل می‌شوند. دشمنان نظام اسلامی، به خوبی می‌دانند که یک استوری چندثانیه‌ای از یک بازیگر مشهور، می‌تواند تأثیر چندین مصاحبه تخصصی را خنثی کند. در نتیجه، با طراحی سناریوهای دقیق، از همین چهره‌ها به عنوان «مهره‌های راهبردی» برای جاانداختن روایت‌های مورد نظر خود در افکار عمومی استفاده می‌کنند.


    وقتی شهرت به خدمت عملیات روانی دشمن درمی‌آید


    در جنگ روایت‌های امروز، هدف، تسخیر «ذهن مخاطب» است؛ نه میدان‌های فیزیکی. در این میدان، سلبریتی‌ها به «مهره‌های راهبردی» تبدیل شده‌اند. دشمن، به خوبی می‌داند که یک استوری چندثانیه‌ای از یک بازیگر مشهور، می‌تواند تأثیر چندین مصاحبه تخصصی را خنثی کند. بنابراین، به کمک سلبریتی‌ها، روایت‌های مورد نظر خود را در قالب اظهارنظرهای شخصی، به خورد افکار عمومی می‌دهد.


    مرجعیت کاذب؛ نقطه نفوذ عملیات روانی


    در جامعه‌شناسی امروز، پدیده‌ای به نام «مرجعیت کاذب» شکل گرفته است؛ جایی که افراد، صرفاً به دلیل شهرت و محبوبیت، به عنوان مرجعی برای اظهارنظر در حوزه‌های تخصصی شناخته می‌شوند. این مرجعیت کاذب، ریشه در دو عامل دارد: نخست، «اعتماد بی‌جای مخاطب» به چهره‌های مشهور و دوم، «فقر گفتمان کارشناسی» در جامعه. اتاق‌های عملیات روانی، سال‌هاست که از همین نقطه کور شناختی، برای نفوذ به ذهن جمعی استفاده می‌کنند.

     

     

     

     


    «آنتروپی عقلانی»؛ فروپاشی مرزهای مرجعیت


    پدیده مرجعیت کاذب را می‌توان با مفهومی به نام «آنتروپی عقلانی» نیز توضیح داد. آنتروپی در فیزیک به معنای افزایش بی‌نظمی در یک سیستم است. آنتروپی عقلانی نیز وضعیتی است که در آن نظم داوری، مرزهای مرجعیت و معیارهای تشخیص سخن معتبر، دچار فروپاشی می‌شود. در چنین فضایی، هر کسی که صدای بلندتری داشته باشد یا بیشتر دیده شود، می‌تواند ادعای مرجعیت کند. سلبریتی‌ها، دقیقاً در همین خلأ گفتمان کارشناسی، به مرجعی برای توده‌ها تبدیل می‌شوند و این فروپاشی، زمینه را برای نفوذ عملیات روانی دشمن فراهم می‌کند.


    وقتی سلبریتی‌ها مهره می‌شوند؛ بدون آنکه بدانند


    نکته قابل تأمل این است که بسیاری از سلبریتی‌ها، خودشان هم متوجه نیستند که دارند به عنوان یک «ابزار رسانه‌ای» استفاده می‌شوند. آن‌ها بدون دسترسی به اطلاعات دقیق امنیتی و سیاسی، درباره حملات نظامی، شرایط کشور و اخبار جنگی اظهارنظر می‌کنند و با این کار، به ایجاد فضای اضطراب و ناامیدی دامن می‌زنند. یکی از راهبردهای اصلی جنگ شناختی، استفاده از «چهره‌های اثرگذار جایگزین» برای جاانداختن روایت‌های مورد نظر است. این چهره‌ها، معمولاً از میان سلبریتی‌هایی انتخاب می‌شوند که به دلیل نداشتن اطلاعات دقیق، به سادگی می‌توان آن‌ها را به سمت انتشار روایت‌های خاص سوق داد. در این جریان، خود سلبریتی‌ها ممکن است متوجه نباشند که دارند به عنوان یک «ابزار رسانه‌ای» استفاده می‌شوند.

     

     

     

     


    هزینه‌های اجتماعی سلبریتی‌زدگی


    کارشناسان رسانه معتقدند که این روند، پیامدهای جبران‌ناپذیری برای جامعه به همراه دارد. از یک سو، «اعتماد عمومی» به نهادهای تخصصی و کارشناسی، تضعیف می‌شود و از سوی دیگر، «قطب‌های اجتماعی» با استفاده از سلبریتی‌ها، به اهداف سیاسی خود دست می‌یابند. در این میان، کسانی که واقعاً تخصص دارند، در سایه این هیاهو، نادیده گرفته می‌شوند و جامعه، به جای استفاده از «دانش تخصصی»، به «نظرات هیجانی» سلبریتی‌ها دل می‌بندد.


    مخاطب هوشمند، باید بین یک چهره محبوب و یک منبع معتبر تفاوت قائل شود


    سارا کاظمی، تحلیلگر رسانه‌های دیجیتال، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، درباره نقش سلبریتی‌ها در عملیات روانی رسانه‌های معاند گفت: یکی از راهبردهای اصلی جنگ شناختی، استفاده از چهره‌های اثرگذار جایگزین برای جاانداختن روایت‌های خود است. این چهره‌ها، معمولاً از میان سلبریتی‌هایی انتخاب می‌شوند که به دلیل نداشتن اطلاعات دقیق، به سادگی می‌توان آن‌ها را به سمت انتشار روایت‌های خاص سوق داد. در این جریان، خود سلبریتی‌ها ممکن است متوجه نباشند که دارند به عنوان یک ابزار رسانه‌ای استفاده می‌شوند.


    وی تأکید کرد: مخاطب هوشمند، باید یاد بگیرد که بین یک چهره محبوب و یک منبع معتبر تفاوت قائل شود. در غیر این صورت، به دام همان مرجعیت کاذب خواهد افتاد و تبدیل به یک پیاده در بازی جنگ روایت‌ها می‌شود. امروز، بزرگترین سرمایه اجتماعی ما، سواد رسانه‌ای و تفکر انتقادی است؛ دو ابزاری که می‌توانند از ما در برابر این هجمه روانی محافظت کنند.

     

     

     

     

     


    نمونه‌های عینی از مهره شدن سلبریتی‌ها در عملیات روانی


    در هفته‌های اخیر، نمونه‌های متعددی از اظهارنظرهای غیرتخصصی سلبریتی‌ها در شبکه‌های اجتماعی دیده شده است. از جمله، اظهارنظر برخی چهره‌های سینمایی درباره «تغییر مرزهای جغرافیایی» یا تحلیل‌های غیرکارشناسی درباره «آینده جنگ» و «وضعیت اقتصادی کشور». این اظهارنظرها، بدون کوچکترین پشتوانه علمی و کارشناسی، توسط هزاران نفر بازنشر و باور شده است. تحلیلگران معتقدند که این موج اظهارنظرها، حاصل یک هماهنگی پنهان نیست، بلکه نتیجه خلأ گفتمان کارشناسی و قدرت مرجعیت کاذب سلبریتی‌هاست. اتاق‌های عملیات روانی نیز با بهره‌گیری از همین فضا، روایت‌های خود را از زبان این چهره‌ها به خورد افکار عمومی می‌دهند.


    فاجعه رسانه‌ای کجاست؟ 


    محمد رضایی، استاد علوم ارتباطات، در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به اینکه سلبریتی‌ها به کارگزاران فرهنگی و قوه‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند، اظهار داشت: وقتی یک سلبریتی، در حوزه‌ای که تخصصی ندارد، اظهارنظر می‌کند، در واقع از سرمایه نمادین خود استفاده می‌کند؛ سرمایه‌ای که نه در نتیجه تخصص، که در نتیجه شهرت و محبوبیت به دست آورده است. این سرمایه، او را به مرجعی تبدیل می‌کند که حرف‌هایش، بدون کوچکترین دلیل علمی، توسط هزاران نفر باور می‌شود.


    وی ادامه داد: متأسفانه، در غیاب احزاب فراگیر و نخبگان سیاسی و فکری، سلبریتی‌ها به صدای مردم تبدیل شده‌اند و این، یک فاجعه رسانه‌ای است. باید به مردم آموزش داد که میان تخصص و شهرت مرز قائل شوند و از یک سلبریتی، فقط در حوزه تخصصی‌اش الگوبرداری کنند.

     

     

     

     

     


    راهکارهای عملی برای مقابله با سلبریتی‌های مهره


    برای جلوگیری از تبدیل شدن سلبریتی‌ها به مهره‌های عملیات روانی دشمن، کارشناسان راهکارهایی را پیشنهاد می‌کنند که در یک زنجیره پیوسته، از آموزش تا نظارت و فرهنگ‌سازی را در بر می‌گیرد. نخستین و مهم‌ترین گام، تقویت سواد رسانه‌ای در میان مردم است تا با آموزش تفکر نقادانه، توانایی تشخیص محتوای معتبر از غیرمعتبر را پیدا کنند.


    در گام بعدی، نهادهای نظارتی باید بر اظهارنظرهای سلبریتی‌ها در حوزه‌های تخصصی، نظارت فعال داشته باشند و در صورت انتشار اطلاعات نادرست، اقدام قانونی انجام دهند. 


    هم‌زمان، باید محتوای کارشناسی جذاب و قابل دسترس برای عموم تولید شود تا جایگزین اظهارنظرهای غیرتخصصی سلبریتی‌ها گردد. همچنین فرهنگ‌سازی در میان خود سلبریتی‌ها ضروری است تا مرز مسئولیت اجتماعی و اظهارنظر غیرتخصصی را درک کنند و در حوزه‌های غیرتخصصی به کارشناسان ارجاع دهند. در نهایت، نظارت بر ترندهای شبکه‌های اجتماعی، از تبدیل شدن یک موضوع خاص به موج رسانه‌ای توسط سلبریتی‌ها جلوگیری می‌کند.


    در روزگاری که شهرت، جای تخصص را گرفته است، آگاهی جمعی ما، به یک خط دفاعی راهبردی تبدیل شده است. سلبریتی‌ها، هرچند محبوب و اثرگذارند، اما در حوزه‌هایی که تخصصی ندارند، نمی‌توانند منبع موثقی برای اخبار حساس امنیتی و سیاسی باشند. 


    همان‌طور که در حوزه جنگ نظامی، به فرماندهان متخصص اعتماد می‌کنیم، در جنگ روایت‌ها و تحلیل‌ها نیز باید به کارشناسان خبره مراجعه کنیم. یک استوری چندثانیه‌ای، هرچند هیجان‌انگیز است، نمی‌تواند جای یک تحلیل کارشناسی عمیق را بگیرد. پدیده «آنتروپی عقلانی» به ما هشدار می‌دهد که فروپاشی مرزهای مرجعیت، جامعه را در برابر عملیات روانی دشمن آسیب‌پذیر می‌کند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما