دوشنبه 16 شهريور 1405 - Mon 07 Sep 2026
  • هدف رضا پهلوی ویرانی و نابودی ایران است + فیلم

  • تعداد قطارهای مسیر ایران و چین سه‌رقمی شد

  • صدور ابلاغیه انضباطی برای خداداد عزیزی و امید عالیشاه

  • شهردار رینه لاریجان بازداشت شد

  • اصلی‌ترین نبرد ما در میدان تولید و معیشت مردم است/ پوزه دشمن را در میدان جنگ اقتصادی هم به خاک می‌مالیم/آمریکایی‌ها خوب می‌دانند که دوران پاسخ‌های متناسب به پایان رسیده است

  • پشت خداداد عزیزی به کجا گرم است؟

  • تاکید پزشکیان برای بررسی حادثه انفجار تانکر

  • شهریه اجباری مدارس ممنوع شد

  • چرا ثبت‌نام عمره آغاز نشد؟

  • ترامپ در میان آمریکایی‌ها به «جیمی کارتر دوم» تبدیل شده است

  • آقای روحانی دوگانه اصلی مقاومت و تسلیم است نه هیچ چیز دیگر

  • نجات گوزن گرفتار در چاه توسط دو مرد / فیلم

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

  • اقدام عجیب ستاره پرسپولیس!

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور

  • حالا ایران، آمریکا را تحریم اولیه و ثانویه می‌کند

  • سپاه: شمپاد آمریکایی مورد حمله قرار گرفت

  • تصاویری دیدنی از آهوهای میاندشت / فیلم

  • پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

  • زیرساخت‌های نفتی فرسوده در دریاچه ماراکایبو / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 429507
    تاریخ انتشار: 29/تير/1405 - 14:49

    پشت‌پردۀ روایت «ضدجنگ»؛ بازسازی یک دوقطبی انتخاباتی

    تقویت توان دفاعی، قدرت موشکی یا کنترل تنگه هرمز و سایر مؤلفه‌های اقتدار ملی، به معنای علاقه به جنگ نیست؛ بلکه بر اساس ادبیات راهبردی، ابزار جلوگیری از جنگ است.

    پشت‌پردۀ روایت «ضدجنگ»؛ بازسازی یک دوقطبی انتخاباتی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    در روزهای اخیر، برخی چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به جریان اصلاح‌طلب، با ادبیات مشابهی بر «ضد جنگ» بودن خود تأکید کرده و در مقابل، تلاش کرده‌اند رقبای سیاسی را به «جنگ‌طلبی» متهم کنند.
    در نگاه اول، این موضع جذاب به نظر می‌رسد؛ چراکه هیچ ایرانی خواهان جنگ نیست. اما با اندکی دقت روشن می‌شود مسئله اصلی، دفاع از صلح نیست؛ بلکه ساختن یک دوگانه سیاسی است؛ دوگانه‌ای که یک طرف آن «طرفدار صلح» و طرف دیگر آن «جنگ‌طلب» معرفی می‌شود.
     
    جنگ‌طلب کجاست؟
    نخستین سؤال این است که اساساً چه کسی در ایران از جنگ حمایت کرده است؟اختلاف موجود، میان «طرفداران جنگ» و «مخالفان جنگ» نیست؛ بلکه درباره چگونگی جلوگیری از جنگ است.یک دیدگاه معتقد است بازدارندگی، قدرت دفاعی و افزایش هزینه تجاوز، احتمال جنگ را کاهش می‌دهد و دیدگاه دیگر سازش و کرنش کردن در مقابل دشمن را دنبال می‌کند. تبدیل این اختلاف راهبردی به دوگانه «صلح یا جنگ»، بیش از آنکه یک تحلیل باشد، یک تکنیک سیاسی برای برچسب‌زدن به رقیب است.
     
    تکرار همان روایت انتخاباتی
    این نخستین بار نیست که چنین دوگانه‌ای ساخته می‌شود.سال‌هاست که در بزنگاه‌های سیاسی، این پیام از سوی جریان موسم به اصلاحات به جامعه القا می‌شود که اگر رقیب روی کار بیاید، جنگ خواهد شد.اکنون نیز همان روایت با ادبیاتی تازه تکرار می‌شود؛ با این تفاوت که کشور تجربه دو جنگ در دوره مدیریت اصلاح‌طلبان را پشت سر گذاشته است.منتقدان این رویکرد معتقدند به جای پاسخگویی درباره کارآمدی تحلیل‌های گذشته، اکنون تلاش می‌شود با بازسازی همان دوقطبی قدیمی، مسئولیت‌ها به سمت رقیب منتقل شود و فضای سیاسی دوباره حول همان ترس شکل بگیرد.
     
    تجربه تاریخی چه می‌گوید؟
    واقعیت‌های تاریخی نیز این روایت را تأیید نمی‌کند.در دوره‌ای که دولت وقت شعار «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را به عنوان راهبرد سیاست خارجی مطرح می‌کرد، رئیس‌جمهور آمریکا، ایران را در کنار عراق و کره شمالی در فهرست «محور شرارت» قرار داد؛ و بیشترین تحریمها و تهدیدها در زمانی انجام شد که سیاست دولت‌های ما مذاکره منفعلانه با دشمن بود.تجربه‌های اخیر نیز نشان داده است که حملات آمریکا دقیقا در مقاطعی انجام شد که ما در پای میز مذاکره بودیم و حتی بسیاری از درخواست های نامشروع او را از جمله تحویل ذخایر اورانیوم را پیش از جنگ رمضان پذیرفته بودیم.
     
    بازدارندگی؛ نقطه‌ای که حذف می‌شود
    آنچه در این فضاسازی کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود، مفهوم بازدارندگی است.تقویت توان دفاعی، قدرت موشکی یا کنترل تنگه هرمز و سایر مؤلفه‌های اقتدار ملی، به معنای علاقه به جنگ نیست؛ بلکه بر اساس ادبیات راهبردی، ابزار جلوگیری از جنگ است.
     
    وقتی این واقعیت نادیده گرفته شود و دفاع از بازدارندگی با عنوان «جنگ‌طلبی» معرفی شود، در عمل یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی از فضای گفت‌وگو حذف خواهد شد.شعار «ضد جنگ» زمانی معنا دارد که با یک تحلیل واقع‌بینانه از عوامل بازدارنده جنگ همراه باشد.
     
    اما اگر این شعار به ابزاری برای دوگانه‌سازی سیاسی، برچسب‌زدن به رقبا و بازتولید همان روایت‌های انتخاباتی گذشته تبدیل شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک موضع صلح‌طلبانه دانست.
     
    آنچه امروز کشور بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، تقویت انسجام داخلی، حفظ قدرت بازدارندگی و پرهیز از دوقطبی‌هایی است که می‌تواند هم افکار عمومی را دچار خطای محاسباتی کند و هم پیام‌های نادرستی به طرف مقابل مخابره کند.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما