به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس،
در فضای سیاسی ایران، کمتر چهرهای بهاندازه صادق زیباکلام با چرخشهای گفتمانی شناخته میشود. اما مواضع اخیر او بعد از شهادت امام امت نشاندهنده چیزی فراتر از یک تغییر دیدگاه ساده است؛ این سخنان، سندی بر شکست تئوریهای براندازی و اعتراف به واقعیتهای میدانی جمهوری اسلامی است. زیباکلام که پیشتر بر طبل تغییرات ساختاری میکوبید، اکنون در بنبستی فکری، راهی جز اذعان به قدرت درونی و پایگاه مردمی نظام نیافته است.
فروپاشی پروژه تطهیر پهلوی در برابر واقعیت اپوزیسیون
یکی از کلیدیترین جنبههای نقد صادق زیباکلام، بازخوانی نگاه او به جریان سلطنتطلب است. او که سالها وقت خود را صرف تطهیر و بازسازی چهره پهلوی اول کرده بود، اکنون در یک پارادوکس فکری آشکار، رضا پهلوی و رسانههای همسو با او را در کنار نتانیاهو، بهعنوان جریانهای «جنگطلب» معرفی میکند. این اعتراف دیرهنگام، دقیقاً مهر تأییدی بر گفتمان نظام اسلامی است که اپوزیسیون خارجنشین را جریانی وطنفروش و مخل امنیت ملی ایران میداند.
اعتراف به جان فدایی مردم و نسخه خلع سلاح مقاومت
زیباکلام در این مصاحبه بهصراحت میگوید: «سرنگونی نظام ممکن نیست چون افراد زیادی حاضرند برای آن جان فدا کنند.» این اعتراف واقعبینانه به معنای پذیرش عمق استراتژیک نظام در قلب جامعه است. که این مهم در بسط توانمندیهایی حاصل شده است که رهبر شهید با استفاده از بازوهای اقتدار آفرین خود بوجود آورده است. بهاینترتیب، تناقض بزرگ زمانی رخ میدهد که وی پیشنهاد حذف محور مقاومت و حماس را مطرح میکند. پرسش مهم اینجاست: اگر بقای ایران مدیون این جان فدایی و قدرت است، چگونه حذف بازوهای اقتدار ملی (مقاومت) میتواند به آرامش ختم شود؟! اینجاست که «توهم لیبرالی» او نمایان میگردد.
آرزوگوییِ روشنفکر پیر
او در این مصاحبه با اشاره به مواضع استکبارستیزانه رهبری میگوید: «برای 36 سال رهبر راه خود را داشت. راه او چه بود؟! آمریکاستیزی! ما به دنبال نابودی اسرائیل هستیم! ما باید از حزبالله و حماس حمایت کنیم.
غربستیزی و آمریکاستیزی او دیگر نیست!»
تفکیک میان اصول انقلاب و اصول رهبری انقلاب مغالطهای است که در این عبارت به چشم میخورد. حالآنکه استکبارستیزی (بخوانید غرب و آمریکاستیزی) از ارکان انقلاب اسلامی است و رهبری بهعنوان پاسبان انقلاب چه در زمان امام راحل چه در زمان امام جوان این رکن را صیانت خواهد کرد.
توهم معامله با ترامپ؛ اشتباه محاسباتی در سیاست خارجی
ادعای زیباکلام درباره تمایل مقامات داخلی به معامله با ترامپ زمینهای است برای یک نتیجهگیری معیوب که در ادامه خواهد آمد. او از سویی باهدف ایجاد شکاف در حاکمیت، چهرههایی نظیر قالیباف و پزشکیان را آمادهسازش معرفی میکند و از سوی دیگر باهدف یارگیری کاذب به دنبال تقویت این توهم سازشپذیری است. این تحلیل، ناشی از عدم درک صحیح ماهیت استکبار و شخص ترامپ (قاتل قائد شهید و سردار سلیمانی) است. نظام جمهوری اسلامی بر اساس اصول «عزت، حکمت و مصلحت» حرکت میکند و استراتژی آن «تعامل از موضع قدرت» است، نه معامله از موضع ضعف که یک راهرفته است و صادق زیباکلام آن را القا میکند.
بنبست روشنفکری در باتلاق لیبرالیسم
تصویر نهایی صادق زیباکلام در نگاه تحلیلگران، تصویر روشنفکری است که از سویی قدرت بلامنازع نظام را پذیرفته، اما از سوی دیگر همچنان در باتلاق لیبرالیسم دستوپا میزند. مواضع او بیش از آنکه راهگشا باشد، نشاندهنده یک «اشتباه محاسباتی» دائمی است. او ناخواسته به حقانیت مواضع نظام شهادت داده، اما به دلیل عدم شناخت معارف انقلاب و نگاه روبناییِ لیبرالی همچنان تنها راه نجات را در تسلیمشدن برابر هژمونی آمریکا میبیند؛ مسیری که واقعیتهای تاریخی و منطقهای، بطلان آن را بارها ثابت کرده است.



