دوشنبه 11 خرداد 1405 - Mon 01 Jun 2026
  • جشن قهرمانی آرسنال با حضور جمعیتی عظیم / عکس

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است + عکس

  • کریس مورفی: تنگه هرمز بسته خواهد ماند

  • بیانیه نمایندگان مجلس

  • ساعت دیدار تدارکاتی تیم ملی فوتبال ایران و مالی

  • تداوم جنایات در لبنان برای ایران قابل تحمل نیست

  • اسکورت ایر فورس وان توسط بمب‌افکن‌های هسته‌ای / فیلم

  • جزئیات آخرین پیشنهاد ارسالی آمریکا به ایران

  • دست یابی هکرهای ایرانی به حساب اینستاگرام جان اف. بنتیوگنا

  • هدف ما اتصال مستقیم «خانه به بازار» است

  • جشن تولد اسطوره فوتبال ایران در لس آنجلس /فیلم

  • عبور ۱۵ فروند کشتی با مجوز س‍‍پاه از تنگه هرمز

  • مناظر شگفت‌انگیز از پارک ملی یلواستون / عکس

  • ۴۰۰ سهمیه حج ایران چطور سوخت؟

  • انهدام شبکه بزرگ قاچاق سوخت در اصفهان+ فیلم

  • طوفان و دیواری از گرد و خاک هاربین چین / فیلم

  • اطلاعی درباره توقیف نفتکش توسط فرانسه نداریم

  • حادثه تیراندازی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین

  • تروریست‌های موساد به جان هم افتادند

  • شانس پرسپولیس برای آسیا چقدر است؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 426021
    تاریخ انتشار: 07/خرداد/1405 - 17:29

    دلدادگان کوچک کشوردوست!

    میان پرچم‌ها و نوحه‌هایی که خیابان کشوردوست را پر کرده، کودکانی ایستاده‌اند که شاید هنوز معنای بسیاری از واژه‌ها را ندانند، اما عشق به وطن و حس ایستادن را از همین حالا تمرین می‌کنند.

    دلدادگان کوچک کشوردوست!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از مهر

    در ازدحام آدم‌هایی که برای ادای احترام آمده‌اند، میان پرچم‌ها و نوحه‌ها و صدا‌هایی که در خیابان کشوردوست می‌پیچد، ناگهان چشمم به کودکانی می‌افتد که شاید هنوز معنای دقیق «شهادت» را ندانند، اما چیزی عمیق‌تر را زندگی می‌کنند؛ حسِ تعلق به وطن و ابرمرد کشوردوست.

    کودکانی که پرچم بزرگ‌تر از قامتشان را در دست گرفته‌اند، با چشم‌هایی که بیشتر از سن‌شان می‌فهمد و با دل‌هایی که آرام‌آرام در فضای عشق به وطن، اهل‌بیت علیه‌السلام و قهرمانان این سرزمین شکل می‌گیرد.

    در این صحنه‌ها، فقط یک اجتماع سیاسی یا مذهبی دیده نمی‌شود؛ چیزی شبیه انتقال مقاومت و وطن‌پرستی از نسلی به نسل دیگر است. انگار نسل‌ها ایستاده‌اند تا چیزی را به نسل بعد بسپارند؛ مفهومی از ایستادن، وفاداری و دوست داشتن سرزمینی که برایش خون داده شده است.

    کودکی که میان جمعیت پرچم ایران را بالا گرفته، شاید سال‌ها بعد مهندس این کشور شود، شاید معلم، پزشک یا کارمند؛ اما مهم‌تر از شغل آینده‌اش، روحیه‌ای است که امروز در او شکل می‌گیرد؛ اینکه یاد بگیرد نسبت به خاکش بی‌تفاوت نباشد.

    اگر این صحنه‌ها، لحظه‌ها و تصاویر را با دقت نگاه کنیم، نشانه‌ای از آینده را خواهیم دید؛ آینده‌ای که در آن، کودکان این سرزمین با مفاهیمی مثل غیرت، هویت و دلدادگی بزرگ می‌شوند.

    میان نور سرخ رنگ‌ها، پرچم‌ها و صدای جمعیت، وقتی کودکانی را می‌بینیم که شانه‌به‌شانه بزرگ‌تر‌ها ایستاده‌اند، نوعی اطمینان خاطر در دل شکل می‌گیرد؛ اینکه هنوز ریشه‌ها زنده‌اند.

    نسلی در حال قد کشیدن است که از همان کودکی، «ایران» برایش خانه‌ای است که باید دوستش داشت، برایش ایستاد و آن را ساخت و شاید لذت بزرگ این لحظه‌ها همین باشد؛ اینکه آدم احساس کند آینده، هنوز به دست کودکانی سپرده خواهد شد که بلدند زیر پرچم کشورشان بایستند.

    این شب‌ها، خیابان کشوردوست حال دیگری دارد. وقتی جمعیت آرام‌آرام کمتر می‌شود و صدای نوحه در تاریکی شهر می‌پیچد، دلتنگی خودش را بیشتر نشان می‌دهد. میان پرچم‌هایی که در دست دلتنگان این شب‌ها تکان می‌خورند و شمع‌هایی که گوشه‌ای روشن مانده‌اند، کودکانی دیده می‌شوند که شاید خسته‌اند، اما دل نمی‌کنند؛ انگار چیزی در این فضا آنها را نگه داشته است. بعضی‌ها دست در دست پدر و مادر، آرام به تصاویر شهدای قهرمان نگاه می‌کنند و بعضی دیگر، بی‌آنکه چیزی بگویند، فقط به جمعیت خیره می‌شوند؛ به آدم‌هایی که برای یک باور کنار هم ایستاده‌اند.

    شاید همین شب‌هاست که بعضی احساس‌ها در دل کودکان ریشه می‌گیرد؛ احساس دلتنگی برای آدم‌هایی که از نزدیک هرگز ندیده‌اند، اما نامشان را با احترام شنیده‌اند.

    نسلی که در میان پرچم، روضه و روایت قهرمانان و ایستادگی بزرگ می‌شود، احتمالاً وطن را فقط از کتاب‌های مدرسه یاد نمی‌گیرد؛ آن را در همین شب‌ها لمس می‌کند. در خیابان‌ها، در اشک آرام آدم‌ها و در پرچمی که از دست‌های کوچکشان پایین نمی‌آید.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما