دوشنبه 01 تير 1405 - Mon 22 Jun 2026
  • خشم تل‌آویو، تمکین اعراب؛ ایران چگونه معادلات منطقه را تغییر داد؟

  • تیم ملی فوتبال ایران در چه صورتی به دور بعدی جام‌جهانی صعود خواهد کرد؟

  • کامنت کیلیان امباپه برای بیرانوند +عکس

  • شهید چمران فیزیکدان و فرمانده بود

  • عراقچی نتایج مذاکرات سوئیس را تشریح کرد

  • شباهت عجیب ترامپ به پنگوئن ها

  • گردباد ناگهانی مراسم سیاسی را برهم زد / فیلم

  • سرنگونی گاومیش در هجوم گروهی شیرها / فیلم

  • سوخو-۳۰های روسی در راه ایران؛ تغییر موازنه قدرت در آسمان خاورمیانه

  • خشم قلعه‌نویی در جام جهانی پیچید + عکس

  • زمان ثبت‌نام حج تغییر کرد + عکس

  • دستور مهم هیأت مذاکره کننده ایرانی در سوئیس

  • قیمت نقره امروز یکشنبه ۳۱ خرداد

  • آغاز نشست چهارجانبه ایران، آمریکا، قطر و پاکستان در سوئیس

  • وضعیت بورس یکشنبه ۳۱ خرداد

  • هزارمین بازی جام جهانی با پیروزی ژاپن رقم خورد

  • درباره یک چریک عارف

  • دیدار گروسی با وزیر خارجه سوئیس در بورگن اشتوک

  • پیام وزیر خارجه سوئیس پس از دیدار با عراقچی

  • جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس +فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 420543
    تاریخ انتشار: 15/اسفند/1404 - 12:40

    پناه به پناهگاه نمی‌رود

    یک نویسنده دفاع مقدس نوشت: پیش از آنکه شیپور شوم جنگ به صدا درآید، ابن‌زیادهای بی‌تبار در بوق جهالت دمیدند که رهبر ایران پنهان است، اما شما از سلسله «کهف الحصین» هستید و پناه بی‌پناهان.

    پناه به پناهگاه نمی‌رود

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از مهر

    حمید حسام نویسنده ادبیات پایداری و کتاب‌های متعدد که به تقریظ رهبر شهید مزین شده‌اند، در یادداشتی نوشت: در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن/ من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

    این کلماتِ برآمده ز دل، بافته ز جان را از پس پرده اشک می‌نویسم:
     
    آقای «جانِ جانان» هنوز زبانم نمی‌چرخد و لال شده ام و نمی توانم شما را شهید خطاب کنم و اولین بار است که قلمم از قلب م فرسنگ ها جامانده و جوهر نوشتارم خشک شده و مثل میلیون ها انسانِ دلشکسته، برایتان«زیارت نامه» می خوانم و با زبان اشک به شما سلام می‌کنم.
     
    نه اشک سوگ و اندوه که اشک حماسه و غیرت. همان اشکی که از غیرت شریانِ شیعی می جوشد و سیل می‌شود و طوفان بپا می کند؛ اشک روز دهم. اشک عاشورا
     
    ***
     
    سلام بر آیینه قرآن، فرزندِ مفاتیح الجنان .مونسِ توسل و ایمان.
     
    سلام بر سلاله نور. مبشّرِ ظهور
     
    سلام بر ذریه سیادت. معلم عدالت. ملجا استقامت.
     
    سلام بر ترجمانِ صبوری ها. سراجِ گمشده ها.
     
    سلام بر الگوی عارفان. فرمانده فرماندهان.
     
    معلّم ادیبان. امامِ شهیدان.
     
    پناهِ بی پناهان.
     
    ّشهادت می دهم که شما ملت رهیده از ظلم طواغیت را بر «سفینه النجاه» نشاندید و با یقین به وعده «انّ مَعی ربی سیهدین»عبور دادید و منشور اندیشه شما در پیوندِ اسلام عزیز و ایران سربلند، نسخه دنیوی و سعادت اخروی ما شد.
     
    ***
     
    پیش از آنکه شیپور شوم جنگ به صدا درآید، زاده‌های بی‌تبار «ابن زیاد» در بوق جهالت پیاده‌نظامشان دمیدند که: «رهبر ایران در زیر برج‌ها و طبقه منفی ۴۰ پنهان شده» و این دروغ بزرگ را انسان‌نماهای «کالانعام بل هم اضل» باور کردند. اما آنان که دست عنایت خدا بر سرشان سایه انداخته، می‌دانند که شما از سلسله «کهف الحصین» هستید و پناه بی‌پناهان؛ و پناه هرگز به پناهگاه نمی‌رود.
     
    شما درست همان‌جا بودید که ۱۴۰۰ سال پیش، اباعبدالله الحسین (ع) ایستاده بود؛ روز دهم بود. لاشخوران نفت‌خوار اقیانوس‌پیما آمده بودند و اتفاقات از مقابل چشمان تاریخ عبور می‌کرد. این بار نه در محرم که در رمضان؛ و شما تشنه دفاع از حیثیت «استقلال و آزادی» این ملت مظلوم اما مقتدر، وسط خیابان «جمهوری اسلامی» در تلاقی با کوچه «کشور دوست» ایستاده بودید و تا انتهای افق فرداها را می‌دیدید و هم‌نفس نسیمی بودید که از گیسوان دخترکان مینابی برخاسته و به سمت قرارگاه «اِنّا مِنَ المُجرِمینَ مُنتَقِمون» می‌رفت.
     
    روزگاری است که ساکنان جزیره‌های بدنام و راهزنان دریایی که تا دیروز داعش از آستینشان بیرون می‌زد، کت‌وشلوار دیپلماسی پوشیده‌اند و اشتهای سیری‌ناپذیرشان برای غارت نفت، ناوهایشان را به این سوی دنیا کشانده است. در مخاصمه عزت و استقلال با مثلث «زر و زور و تزویر»، ترامپ بازیگر نقش «منجی» است و نتانیاهو «پیک شادی» برای کودکانی که بر سرشان از آسمان عروسک‌های خوشه‌ای می‌ریزد.
     
    پیداست که در این سناریو، حرمله‌های مجازی هلهله می‌کنند که صدای حقیقت به ایرانی «کشور دوست» نرسد. اول پناه را که در پناهگاه نیست می‌زنند. آن بیت ساده علی‌گونه فقط جسم نحیف و زخم‌خورده آقا را در خود جای داده بود و باز هم نمی‌فهمند که آن «نفس مطمئنه» همیشه و همه‌جا همراه ملت مقاوم و بصیر است. شهادت او که «وارث زیارت وارث» بود، دست هدایتی است که وادی ضلالت را خواهد گرفت. چرا که این سنت الهی است که امام گم‌شده‌ها خون قلبش را هدیه کند تا غبار جهل و گم‌شدگی کنار رود: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة»
     
    این راز رشید شهادت امام ماست.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما