پنجشنبه 02 مهر 1405 - Thu 24 Sep 2026
  • اولیانوف: بازگشت بازرسان آژانس به ایران ممکن نیست

  • همدستی هوایی امارات با آمریکایی‌ها

  • نرخ حواله دلار و یورو امروز چقدر است؟

  • رزمایش جان‌فدایان ایران در شیراز / فیلم

  • شناسایی ۴۴ میلیون نفر برای افزایش رقم کالابرگ از مهر

  • قیمت نفت امروز پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵

  • آمریکا در برابر معادله جدید قدرت + عکس

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵

  • امشب نوای کودکان بر بام کیوان است

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۲ مهر ۱۴۰۵

  • پاروی طلایی فاطمه: تاریخ‌سازی مجلل در ناگویا / سهیل موسوی ششمین طلایی ایران + عکس

  • حملات شدید هوایی پاکستان به افغانستان

  • اسرائیل اردوغان را تهدید کرد

  • توقیف اتوبوس با ۲۰ مسافر به دلیل مستی راننده

  • کسب سومین مدال برای تیم روئینگ بانوان ایران

  • فرمانده کل ارتش: رئیس‌جمهور صدای صلابت ملت مبعوث و شجاع ایران بود

  • کارزار بسنت علیه ایران به دیوار چین خورد

  • ادعای امپراتوری در پاریس، التماس در انزلی+عکس

  • توصیه بقائی به نخست‌وزیر کانا‌دا

  • استقبال هنرمندان از مواضع رئیس‌جمهور در سازمان ملل

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 420331
    تاریخ انتشار: 11/اسفند/1404 - 21:56

    هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است

    رضا یزدانی در سوگ رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به مراسم اهل بیت در حسینیه امام خمینی (ره) و نمازهای عیدفطر به امامت ایشان این شعر را سروده است.

    هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از مهر

    رضا یزدانی در سوگ رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به مراسم اهل بیت در حسینیه امام خمینی (ره) و نمازهای عیدفطر به امامت ایشان این شعر را سروده است:

     
    با آن عبای مهربان از پیش ما رفتی
    ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی
     
    آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
    آرام، تنها، بی‌صدا پیش خدا رفتی؟
     
    ما مردم خوبی برای تو نبودیم آه
    ما آشنای گریه‌های تو نبودیم آه
     
    با خود نگفتی: عاشقانت بی‌تو میمیرند؟
    با خود نگفتی: نیستی دلشوره میگیرند؟
     
    دیشب تو را خیلی صدا، خیلی صدا کردیم
    وقتی خبر آمد تو رفتی، گریه‌ها کردیم
     
    نفرین به آن‌که زخمیِ اندوه و آهم کرد
    عادت به شبهای بدون تو نخواهم کرد
     
    باید عزاداری کنیم امسال‌ با غمها
    دیگر نمی‌آییم پیش تو محرمها:
     
    هر شب محرم پای تو ما گریه می‌کردیم
    با آه جانفرسای تو ما گریه می‌کردیم
     
    تو ذکر می‌گفتی میان روضه و یکریز
    با ذکرگفتن‌های تو ما گریه می‌کردیم
     
    در فاطمیه اشکهایت اوجِ ماتم بود
    با ذکر یازهرای تو ما گریه می‌کردیم
     
    ای اشکهایت آسمان ای‌ اشکهایت نور
    با گریه‌ کردن‌های تو ما گریه می‌کردیم
     
    دیشب نبودی کوچه‌ها ابرِ بهاران بود
    بعد از تو «کشوردوست» هم تا صبح باران بود
     
    حالا جهان ای شعر غمگین اشک می‌ریزد
    بی‌تو خیابان «فلسطین» اشک می‌ریزد
     
    سجاده‌ها تسبیح و عِطرت را نمی‌بینند
    دیگر نماز عید فطرت را نمی‌بینند
     
    آن چفیه را از دوش خود برداشتی، رفتی
    شاید هوای کوی دیگر داشتی،رفتی
     
    هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است
    انگشتر العزه لله تو سرخ است
     
    ای کاش ما جای تو در آوار می‌ماندیم
    ای کاش می‌مردیم و از داغت نمی‌خواندیم
     
    آه ای علمدار حرم بی تو حرم تنهاست
    میدان به میدان روضۀ تنهاشدن برپاست
     
    ما را به این نامحرمان، نامردمان مسپار
    با خود ببر ما را و دست این و آن مسپار
     
    ای تا ابد دردت به جان از پیش ما رفتی
    آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما