چهارشنبه 07 مرداد 1405 - Wed 29 Jul 2026
  • پل B۱ کرج با تغییراتی در سازه، ترمیم می‌شود

  • انصارالله به‌دنبال اخذ عوارض از کشتی‌هاست

  • قیمت جدید برنج ایرانی و خارجی در بازار

  • ​​​​​​​ ترامپ ایران را به حملات جدید تهدید کرد

  • وثیقه تحصیل در خارج از کشور چقدر است؟

  • عجله ترامپ برای مذاکره با ایران

  • چرت زدن ترامپ در مراسم خاکسپاری گراهام! / فیلم

  • تسلط روسیه بر دو منطقه دیگر در اوکراین

  • ایران حملات تجاوزکارانه آمریکا و عربستان به عراق را به شدت محکوم کرد

  • دریادار سیاری: اشراف کامل ایران بر تنگه هرمز

  • خودکشی ۲ نظامی زن صهیونیست در یک هفته

  • برای رفع خستگی چه ویتامین‌ هایی لازم است؟

  • تصاویر آسیب جدید حملات ایران به پایگاه آمریکا در کویت + فیلم

  • هجوم معترضان به هتلی در واشنگتن دی‌سی که نتانیاهو در آن مشغول صرف شام بود / فیلم

  • استقبال از پیکر خلبان قهرمان سوخو ۲۴

  • حمله آمریکا و عربستان علیه حشد الشعبی در نینوا / فیلم

  • هیچ راهی جایگزین تنگه هرمز نمی‌شود آمریکا بازنده جنگ است

  • سلام کربلا سلام زندگی /حسین طاهری

  • شهادت و جراحت ۵۲ تن از نیروهای حشد الشعبی

  • چرا اروپایی‌ها از گرما می‌میرند؟ / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 420331
    تاریخ انتشار: 11/اسفند/1404 - 21:56

    هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است

    رضا یزدانی در سوگ رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به مراسم اهل بیت در حسینیه امام خمینی (ره) و نمازهای عیدفطر به امامت ایشان این شعر را سروده است.

    هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از مهر

    رضا یزدانی در سوگ رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، با اشاره به مراسم اهل بیت در حسینیه امام خمینی (ره) و نمازهای عیدفطر به امامت ایشان این شعر را سروده است:

     
    با آن عبای مهربان از پیش ما رفتی
    ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی
     
    آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟
    آرام، تنها، بی‌صدا پیش خدا رفتی؟
     
    ما مردم خوبی برای تو نبودیم آه
    ما آشنای گریه‌های تو نبودیم آه
     
    با خود نگفتی: عاشقانت بی‌تو میمیرند؟
    با خود نگفتی: نیستی دلشوره میگیرند؟
     
    دیشب تو را خیلی صدا، خیلی صدا کردیم
    وقتی خبر آمد تو رفتی، گریه‌ها کردیم
     
    نفرین به آن‌که زخمیِ اندوه و آهم کرد
    عادت به شبهای بدون تو نخواهم کرد
     
    باید عزاداری کنیم امسال‌ با غمها
    دیگر نمی‌آییم پیش تو محرمها:
     
    هر شب محرم پای تو ما گریه می‌کردیم
    با آه جانفرسای تو ما گریه می‌کردیم
     
    تو ذکر می‌گفتی میان روضه و یکریز
    با ذکرگفتن‌های تو ما گریه می‌کردیم
     
    در فاطمیه اشکهایت اوجِ ماتم بود
    با ذکر یازهرای تو ما گریه می‌کردیم
     
    ای اشکهایت آسمان ای‌ اشکهایت نور
    با گریه‌ کردن‌های تو ما گریه می‌کردیم
     
    دیشب نبودی کوچه‌ها ابرِ بهاران بود
    بعد از تو «کشوردوست» هم تا صبح باران بود
     
    حالا جهان ای شعر غمگین اشک می‌ریزد
    بی‌تو خیابان «فلسطین» اشک می‌ریزد
     
    سجاده‌ها تسبیح و عِطرت را نمی‌بینند
    دیگر نماز عید فطرت را نمی‌بینند
     
    آن چفیه را از دوش خود برداشتی، رفتی
    شاید هوای کوی دیگر داشتی،رفتی
     
    هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است
    انگشتر العزه لله تو سرخ است
     
    ای کاش ما جای تو در آوار می‌ماندیم
    ای کاش می‌مردیم و از داغت نمی‌خواندیم
     
    آه ای علمدار حرم بی تو حرم تنهاست
    میدان به میدان روضۀ تنهاشدن برپاست
     
    ما را به این نامحرمان، نامردمان مسپار
    با خود ببر ما را و دست این و آن مسپار
     
    ای تا ابد دردت به جان از پیش ما رفتی
    آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما