به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
روزنامه «تایمز لندن» در اردیبهشت ۱۲۹۹ شمسی (۱۰۴ سال قبل) دیپلماسی قاجار را «یک مسخرهبازی باشکوه» خواند. درست در روزهایی که هیئت دیپلماتیک قاجار در پاریس خواستار الحاق قفقاز و موصل بودند، در ساحل بندر انزلی، مأموران دولتی سوار بر یک قایق کوچک و زیر سایه پرچم سفید، ملتمسانه به سمت ۱۳ ناو جنگی شوروی پارو میزدند تا بپرسند چرا شهرشان به توپ بسته شده است. این تصویر از سالهای آخر سلطنت احمدشاه قاجار بود؛ در سالهای ۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ شمسی، در حالی که کشور از تورم، قحطی و بیثباتی میسوخت، هیئت نمایندگی ایران به ریاست فیروز میرزا نصرتالدوله (وزیر امور خارجه کابینه دوم وثوقالدوله) راهی پاریس شد.
با توجه به عدم امکان حضور رسمی در این نشست، کاروان ایرانی نامهای به کنفرانس ارسال کرد؛ آنها علاوه بر لغو قراردادهای استعماری ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ (پیمانهای محرمانهای که ایران را بدون اجازهاش میان روسیه و بریتانیا تقسیم کرده بود)، الغای کاپیتولاسیون (قانون تحقیرآمیز مصونیت قضایی اتباع بیگانه در دادگاههای ایران) و دریافت غرامت جنگی (خسارت ویرانیهای جنگ جهانی اول بابت نقض بیطرفی ایران) شدند. اما ادعاهای آنها به همینجا ختم نشد؛ دیپلماتها خواستار الحاق دوباره سرزمینهای وسیعی شدند؛ از مرو، بلخ و خیوه تا ۱۷ ولایت قفقاز و حتی ایالات وان، موصل و دیاربکر در ساحل دجله.
.png)
سر پرسی سایکس، ژنرال و مورخ انگلیسی، درباره این ادعاهای بیپشتوانه نوشت: «خیلی جای تأسف است که به هیئت نمایندگی ایران اجازه داده نشد تا تقاضاهای خود را تقدیم کند… ولی بیشتر بایستی از این مسئله تأسف داشت که دولت ایران به علت فقدان کامل سیاستمداران قابل، چنین دعاوی عجیب و غریبی اقامه داشت.» وقتی هم ایران برای پیگیری حقوقیِ تجاوزات نظامی به «جامعه ملل» شکایت برد، فرانسه اعلام کرد چون قرارداد ۱۹۱۹ ثبت رسمی نشده، پرونده قابل بررسی نیست؛ پاسخی که روزنامه تایمز لندن آن را یک «مسخرهبازی باشکوه» نامید.
این بنبست دیپلماتیک، خیلی زود شکاف میان ادعاهای کاغذی در اروپا و عدم تسلط بر مرزها در داخل را نشان داد. در اردیبهشت ۱۲۹۹، ۱۵ کشتی جنگی باقیمانده از نیروی شکستخورده ارتش سفید روسیه به انزلی پناه آوردند. ۲۸ اردیبهشت ۱۲۹۹، ارتش سرخ شوروی برای تعقیب آنها و اخراج نیروهای بریتانیا، بندر انزلی را زیر آتش سنگین ۱۳ ناو جنگی گرفت. وقتی مأموران بندری با پرچم سفید خود را به ناو سرکرده روسها رساندند، پاسخ دریاسالار «گازانف» کوتاه و قاطع بود: برای تصرف کشتیهای دشمن و اخراج انگلیسیها آمدهایم. ژنرال دنسترویل، فرمانده نیروهای بریتانیا، بدون نشان دادن هیچ مقاومت معناداری، رشت و غازیان را رها کرد و همراه نیروهای قزاق تا قزوین عقب نشست. تروتسکی، کمیسر امور خارجه شوروی، صریحاً به وثوقالدوله اولتیماتوم داد که تنها در صورت خروج انگلیسیها حاضر به مذاکره است؛ پیامی که متن آن در خرداد ۱۲۹۹ در روزنامه «ایران» منتشر شد.
پیش از این نیز، تلاش وثوقالدوله برای فرستادن سید ضیاءالدین طباطبایی به باکو جهت بستن قرارداد با حکومت محلی «مساوات» (به رهبری محمدامین رسولزاده) با سقوط باکو به دست بلشویکها به شکستی کامل انجامیده بود. حالا با فرار انگلیسیها و درماندگی حکومت مرکزی، نیروهای گریز از مرکز میداندار شدند. میرزا کوچکخان جنگلی و احسانالله خان با استفاده از آشفتگی تهران و حمایت نیروهای سرخ، در ۱۸ خرداد ۱۲۹۹ «جمهوری سرخ گیلان» را اعلام کردند. حکومت جدید طی بیانیهای رسمی به مردم اعلام کرد: «کمیته انقلاب سرخ پس از تشکیل حکومت جدید…
اشخاص ذیل را برای دوایر مملکتی به کمیسری معین نموده و معرفی میکند که عموماً در امور مربوطه به آنها مراجعه کرده و از هر دایرهای خلاف صحت و قانون مشاهده کنند بدون ملاحظه ابلاغ کنند.» در این تشکیلات، میر شمسالدین به عنوان کمیسر داخله و سید جعفر محسنی به عنوان کمیسر خارجه منصوب شدند.
.png)
کار به جایی رسید که تمام سفارتخانههای خارجی در تهران به جز بریتانیا موجودیت این حکومت جدید را به رسمیت شناختند و دولت احمدشاه را به دلیل عقد قرارداد ۱۲۹۸ فاقد مشروعیت خواندند. تا اوایل سال ۱۳۰۰ شمسی، این حکومت منطقهای به نیروی منظمی مجهز به ۸۵۰۰ سرباز، توپخانه صحرایی و مسلسل تبدیل شده بود. سقوط گیلان و شکلگیری یک حکومت موازی در شمال، تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان قاجاریه بود. این برهه از تاریخ، درس بزرگی درباره خطرات شکاف میان ادعا و توان واقعی در حکمرانی ارائه میدهد. حکومتی که در داخل توان حفظ امنیت مرزهایش را ندارد، با بیانیههای بلند و بالا در اجلاسهای بینالمللی تنها سرپوشی بر ضعف خود میگذارد؛ سرپوشی که در نهایت با شلیک نخستین توپ جنگی فرو میریزد.



