به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
در روزهایی که جریانهای سلطنت طلب و منافقین سعی میکنند از آب گل آلود ماهی بگیرند و اعتراض مردم را با سلاح جنگی و نارنجک تبدیل به اغتشاش کنند، ضرورت تفکیک مطالبهگری مشروع از رفتارهای آشوبگرانه اهمیت مییابد.در همین راستا با سلطانی هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی به گفتوگو نشستیم تا برایمان از الگوی فرهنگی و درست اعتراض بگوید تا فرق معترض و آشوبگر را درک کنیم و بدانیم چه زمانی اعتراض میتواند مثبت و تأثیر گذار باشد و چه زمانی از مسیر عقلانی و اصلاحطلبانه خارج میشود و به اغتشاش و ناامنی میانجامد.
.png)
آیا اعتراض اجتماعی ذاتاً پدیدهای منفی است یا میتواند بخشی از فرایند اصلاح و پویایی جامعه باشد؟
سلطانی: اگر ما اعتراض را به یک معنای عام در نظر بگیریم، اعتراض به معنای زنده بودن جامعه است. همانطور که اگر اعضای بدن یک موجود زنده درد بگیرد، با این احساس درد یک آلارم و واکنشی برای سلامتی است. اعتراض واکنش طبیعی بدن زنده جامعه است، لذا خودش یک نشانه از زنده بودن و حیات است. اعتراض کردن یک نشانه مثبت و نعمت برای جامعه است که میگوید آن جامعه زنده است. هنگامی که در یک جامعه اعتراض رخ میدهد یعنی مردم هنوز قطع امید نکردند و امید به اصلاح و همراهی نسبت به نظام سیاسی دارند و این میتواند یک سرمایه برای این نظام باشد. اگر مسئولان از این فضا و این سرمایه استفاده کنند، میتواند سرمایه اجتماعی را ارتقا بدهند و این اعتراض میتواند ارتباط مردم با نظام سیاسی را انداموارتر کرده و تعمیق ببخشد، چراکه از طریق اعتراض میتوان بازخورد گرفت و ایرادات را شناسایی و اصلاح کرد.
.png)
*فضای مجازی سلبریتی را مرجع فکری و خیابان را بستر اعتراض میکند
آیا جامعه ایران به لحاظ تاریخی دارای الگوی فرهنگی مشخصی برای اعتراض بوده است؟
سلطانی: پیش از دورهای که فضای مجازی بخواهد بسط پیدا کند و یک محوریت جدی در زندگی بشر بیابد، اعتراض صرفاً دو پایه مشخص داشت؛ اول بستری برای ناراحتی و نگرانی مردم و دوم یک مرجع تمرکز دهنده و انسجام بخش که میتوانست اعتراضها را در بستر مردمی منسجم کرده و محوریت ببخشد. اگر این دو محور وجود داشته باشند، اعتراض به معنای سنتی خودش شکل میگرفت. به لحاظ تاریخی در جامعه ایران روحانیت نخ تسبیح و پیوندی برای اعتراض بوده است که میتوانست اعتراضات را نمایندگی کند و دیگری هم اماکن دینی، امامزادهها و مسجدها. به عنوان مثال ماجرای عدالت خواهی جنبشی که به دنبال شکل دهی عدلیه بود که بعدها میرسد به مشروطه خواهی و ماهیت بسط نشینی یک الگوی اعتراض جدی بوده است، اما در حال حاضر این نهاد مرجع را در کشور کم داریم.
انقلاب اسلامی که ابتدا توسط امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، مراجع فکری، شهید مطهری و شهید بهشتی شکل گرفته بود چرا به این نقطه رسید؟
مسجد که زمانی یک پایگاه و مکان سیاسی بود اما حالا دیگر آن جایگاه سیاسی که باید داشته باشد را ندارد. این اتفاق بدی است چون نشان میدهد دشمنان میخواهند از دین سیاستزدایی شود و در مرتبه بالاتر از جامعه سیاستزدایی کنند که خطرناک است. فضای مجازی وقتی دارد در جامعه ما بسط پیدا میکند آن اهمیت مراجع حقیقی را کاهش میدهد و مراجع جدیدی مثل سلبریتی را میسازد که هیچ وقت مرجع نیست چون بنیه او یک بنیه فکری نیست و نمیتواند جامعه را نمایندگی کند. فضای مجازی اهمیت عنصر رهبری در اعتراض را کاهش میدهد و مکان سیاسی را کمرنگ میکند و اتفاقی که رقم میزند، خیابان را به مثابه بستر سیاست معرفی میکند. فضای مجازی در پیوند با خیابان شبکههای انفعالی که وجود داشتند را اکتیو میکند و اینجاست که اعتراض میآید در لبه اغتشاش میایستد.

* انقلابهای بیسر در خلال فضای مجازی به وجود میآید
آیا میتوان گفت که گسست از این الگوی فرهنگ زمینه ساز خشونت و رادیکالیسم در اعتراضات میشود؟
سلطانی: برای پاسخ به این سؤال باید به چند نکته درباره تأثیر فضای مجازی اشاره کنیم؛ فضای مجازی عمدتاً با فضای اختصاصی که برای خود فراهم میکند یک سبک زندگی و الگوهای رفتاری را برای مخاطبان خود مرجع میکند و کاربران دائماً به دنبال این هستند که این الگوی رفتاری را در زندگی خود عملیاتی کنند. وقتی این الگوهای رفتاری قابلیت الگو برداری، عمل و تکرار شدن در زندگی روزمره برای مخاطبان نداشته باشد، آنجا آن نقطهای است که ریشههای برانگیختگی و اعتراض و ناراحتی در درون این مخاطب شکل میگیرد. وقتی این الگو و احساس در درون این مخاطب شکل گرفت، هرکدام از این افراد به واسطه اینکه نمیتواند آن سبک زندگی مورد نظر خود را پیگیری کند، تبدیل میشود به یک هسته خفتهای از اعتراض که حالا منفعل است، اما چه عواملی میتواند این را فعال کنند؟

فضای مجازی تحت عنوان انقلابهای بیسر یعنی بدون اینکه یک رهبری فعال و انسجام بخش که با یک ایدههای اثباتی و روشن بخواهد دنبال منسجم کردن آن دانههای تسبیح باشد و اجزا را به هم متصل کند، در غیاب این موارد فضای مجازی سعی میکند عمدتاً افراد را با تکیه بر احساسات و عواطف و با برانگیختن آن احساسات و با تصویرسازی حول یک محور سلبی و تخریبگر که فقط یک نه بزرگ است و حول یک پاسخ سلبی افراد را انسجام ببخشد و آنها را فعال کند. در طی این سالیان به صورت فعالانه کار چندانی به معنای انقلاب اسلامی و نظام سیاسی انجام ندادیم که نهادهای واسط بین مردم و حاکمیت را بسازیم. از طرف دیگر آن نهادهای سنتی که کارشان همین ایستادن بین تودههای مردم و حاکمیت بود و اعتراضات را منسجم و متمرکز میکرد در یک نقطه و انرژی آنها را در یک نقطه جمع میکرد و به واسطه این تجمیع میتوانست تأثیر زیادی روی نظام سیاسی داشته باشد که عمدتاً به واسطه روحانیت صورت میپذیرفت این را هم از دست دادیم. در اوایل انقلاب وقتی میپرسیدیم مراجع فکری شما چه افرادی هستند حتماً اگر قرار بود ۱۰ نام ذکر شود ۶ الی ۷ نفر آن را عموم مردم از روحانیت اسم میبردند، اما اکنون اساساً هیچ مرجع فکری نیست، یک قسمتش به واسطه فضای مجازی طبیعی است، اما یک قسمت به خاطر این بود که اساساً نهاد روحانیت نیامد در این نقطه بایستد و این باعث میشود که زمینهای ساخته میشود که خشونت و اعتراض به آشوبگری و رادیکالیسم میرسد.

*اعترض در فضای مجازی بر پایه وهم است
رسانهها و شبکههای اجتماعی چه نقشی در شکل گیری فرهنگ اعتراض دارند؟
سلطانی: فضای مجازی طوری اعتراضات را منعکس و پیگیری میکند که بُعد سلبی در آن پر رنگ است و ابعاد ایجابی نمیتواند در این بستر پا بگیرد، چراکه این بستر ساخت عقلانی انسان نیست، بستر شکل دهی به احساسات و عواطف است. بستری که لایه وهمی انسان را تحت تأثیر قرار دهد، لذا بنیان حرکت آن بنیانی نیست که عقلانی باشد، بنابراین سرعت تفکرات، تحرکات و تغییرات و صفر و تا صد شکل گیری یک اعتراض و سر ریز شدن به اغتشاش و خشونت خیلی سریع را پیگیری میکند.
.png)
*وقتی نهادی بلندگوی مردم نباشد، فضای مجازی ضریب میخورد
از نگاهی جامعهشناسی چه زمانی اعتراضات مردمی مستعد سوءاستفاده جریانهای بیرونی میشود؟
سلطانی: زمانی که هیچ نهاد به معنای عام خودش مرجع نمایندگی اعتراضات و مطالبات و به اصطلاح بلندگو مردم نباشد و خواستههای مردم را متمرکز و دستهبندی نکرده وبا ادبیات درست به مسئول و نهاد سیاسی و حاکمیت منعکس نکند و آنها را وادار به پاسخگویی نکند، این حس برای مردم به وجود میآید نظام سیاسی نمیخواهد بشنود و این همان نقطهای است که فضای مجازی تأثیر میگذارد و گروه و گروهایی در این فضا با پمپاژ زیاد اطلاعات غیر واقعی طوری نشان میدهند که انگار دارند خواسته و مطالبات افراد را پیگیری میکند و به راحتی میتواند مرجعیت پیدا کند. حتی افراد ولو اینکه خیلی ظرفیتی نداشته باشند، این اعتراضات را مصادره به مطلوب نمایندگی میکنند؛ بنابراین اینکه امروز سوءاستفاده از این اعتراضات زیاد است ریشه در این دارد که ساختاری برای نمایندگی طراحی نشده است و طبیعی است که این اتفاق رخ میدهد و اینجاست که تأثیر فضای مجازی ضریب میخورد و سرعت بیشتری پیدا میکند.

* گروههای تروریستی با پوشش و ادبیات دلسوزانه اعتراض را منحرف میکنند
آیا تاریخ معاصر ایران نمونههایی از مصادره مطالبات مردمی توسط جریانهای وابسته به بیگانه را نشان میدهد؟
سلطانی: بله. آنچه که امروز در کشور رخ میدهد از جهاتی نزدیک میشود به ماجرایهای سال ۹۶ و ۹۸ است. انگار همانها در حال تکرار است. در آن نقطه که معیشت مردم ضربه میبیند، همان جا به راحتی گروههای تروریستی با پوشش و ادبیات دلسوزانه خود را به عنوان محور و رهبر نشان میدهند و سعی میکنند اعتراضات را منحرف کنند.
* سلاح و نارنجک اعتراض را تبدیل به اغتشاش میکند
همچنین آن لحظهای که میبینید سلاحهای جنگی و گرم و نارنجک وارد مسیر اعتراض میشود جایی است که اعتراض منحرف میشود و با گروههای تروریستی پیوند میخورد و اعتراض برای مردم و نظام سیاسی بیفایده میشود، چراکه وقتی وارد این فضا میشویم باید از پایه مشروعیت خود حفاظت کند و بحث امنیت مردم به میان میآید و گوش شنیدن مقداری سنگین میشوند و امکان اصلاح کمرنگ میشود و این نقض غرض صورت میگیرد.
.png)
چرا برخی گروهها تلاش میکنند اعتراض را به اغتشاش و تخریب پیوند بزنند؟
سلطانی: برای پاسخ به این سوال باید برگردیم به لحظهای که انقلاب اسلامی پیروز شد. انقلاب اسلامی از دو سطح به منافع مجموعهای از گروهها و جریانها و کشورها ضربه جدی وارد کرد. در سطح داخلی سلطنت طلبها، منافقین، بهائیت و برخی از انجمنیها. برخی از این افراد به صورت پنهان سعی کردهاند منافع خود را در خلال این سالها پیگیری کنند، برخی هم تبدیل به اپوزیسیون خارجنشین میشوند؛ بنابراین هستههایی چه در داخل و چه در خارج شکل میگیرد که به دنبال احیا و منافع خودشان هستند. این جریانها و گروهها در تمام این سالها نشان دادند که از هر تلاشی برای احیای دوباره منافعی که داشتند فروگذار نخواهند کرد. اما مهمتر از آن مسئله اصلی انقلاب در سطح جهانی و بینالمللی است؛ اساس و مهمترین ویژگی انقلاب اسلامی ضد استکبار و توحیدی بودن آن است، لذا با این ادبیات توحیدی مفاهیم استکبار را مورد هدف قرار میدهد. برخی امروز مواجهه ما با آمریکا را به بحث هستهای تقلیل میدهند، اما مواجهه اصلی انقلاب اسلامی اساساً با مفهوم استکبار است که رهبری و تمرکز آن در تاریخ آمریکاست که مبارزه کردن با استکبار هزینهها و ضرباتی دارد. این استکبار از هر تلاش و روزنهای که بتواند با قدرتی که داعیه استقلال دارد مقابله میکند. از همه ظرفیتهای خود استفاده میکند چون باقی ماندن استکبار به این است که کشورها خود را مستقل نپندارند و هنگامی که کشوری خود را مستقل انگاشت و خواست برای آن هزینه بدهد این بنیان استکبار را مورد هدف قرار میدهد و برای آن استقلال بیمعنی است.
.png)
*باید برای کنشگری موثر مردم را نهادسازی کنیم
برای نهادینهسازی یک الگو سالم اعتراض در جامعه ایران چه اقداماتی ضروری است؟
سلطانی: باید واحدی باشد مأمور گرفتن مطالبات دقیق و مشخص مردم را باشد و خواستههای به حق را پیرایش کرده و بعد پیگیری کند، همچنین خواستههای ناحق را بشنود و تبیین کند. دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی حقیقا مردم سالار است اما در عمل میبینیم بسترهای محدودی برای کنشگری و اثرگذاری و نقش آفرینی مردم در نظام سیاسی خلق شده است، لذا بین این مردم و نظام سیاسی فاصله ایجاد میکند که اصل خطر اینجاست. اگر این فاصله کم شود و مردم خود را به واسطه حضور مداوم در تصمیمات و اقدامات و کنشگریهای نظام سیاسی مؤثر ببینند اعتراض کردن به نظام سیاسی میشود اعتراض به خود اما ما این را از دست دادیم که یکی از نکاتی است که باید پیگیری کنیم تا بتوانیم مسیر اصلاح را رقم بزنیم.



