به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
برای ماهها، او تلاش میکرد اینطور وانمود کند که هیچ نگرانیای ندارد. تازهترین نمایش او در تلویزیون دولتی، خواندن آهنگ «ایمجین» جان لنون با انگلیسی در حد مهدکودک بود. وعده میداد «صلح میخواهد، نه جنگ». ادعا میکرد تنها تماس تلفنیاش با رئیسجمهور دونالد ترامپ در ماه نوامبر «صمیمانه» بوده است. به اطرافیانش میگفت «مثل نوزاد» میخوابد. همهٔ اینها یک خطای محاسباتی عظیم بود.
در ادامه این مطلب آمده: اکنون، پس از آنکه بامداد سوم ژانویه در یک یورش شبانهٔ خارقالعاده توسط نیروهای ویژهٔ آمریکا در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، دستگیر شد، شاید هرگز در کشوری که بیش از یک دهه آن را بد اداره کرد، دوباره نخوابد. تا پایان همان روز، رئیسجمهور پیشین ونزوئلا، نیکلاس مادورو، در حالی که مأموران او را همراهی میکردند، در ساختمانهای ادارهٔ مبارزه با مواد مخدر آمریکا در نیویورک دیده شد. اتهاماتی که علیه او مطرح شده، مجازاتی بین ۲۰ سال تا حبس ابد در پی دارد.
سقوط مادورو میلیونها ونزوئلایی، بهویژه مهاجران، را شادمان کرده است. جشنهای خودجوش از سانتیاگو در شیلی تا میامی برپا شد. اما در داخل کشور، احتیاط حاکم است. اصلاً روشن نیست که خروج مادورو به معنای پایان رژیم باشد. دونالد ترامپ در یک کنفرانس خبری در عمارت خود در فلوریدا در سوم ژانویه، این ایده را کماهمیت جلوه داد که ماریا کورینا ماچادو، برجستهترین چهرهٔ اپوزیسیون ونزوئلا و برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل، باید رهبری کشور را به دست گیرد. او به شکلی عجیب ادعا کرد که ماچادو «در داخل کشور نه حمایت دارد و نه احترام». نام ادموندو گونسالس، که با حمایت او در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ واقعاً پیروز شد (هرچند ماچادو از نامزدی منع شده بود)، حتی مطرح هم نشد.
ترامپ در عوض وعده داد که ایالات متحده ونزوئلا را «اداره» خواهد کرد. او گفت دِلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور مادورو، «اساساً مایل است هر کاری را که ما لازم بدانیم انجام دهد تا ونزوئلا دوباره عظمت پیدا کند» و بهاشتباه ادعا کرد که او قبلاً بهعنوان رئیسجمهور سوگند خورده است. هرچند ترامپ از یک «دورهٔ انتقالی» در آینده سخن گفت—که میتوانست دریچهای برای ماچادو بگشاید—اما به نظر میرسید بیش از هر چیز به سود بردن از نفت کشور علاقهمند است.
طرح ترامپ، که جزئیاتش اندک و خوشبینیاش فراوان بود، ظاهراً این است که با کمک یک دولت جدید و مطیع در ونزوئلا، سرمایهداری آمریکایی را بر ذخایر نفتی این کشور مسلط کند. او گفت شرکتهای نفتی «میلیاردها و میلیاردها دلار» سرمایهگذاری خواهند کرد تا میادین نفتی ونزوئلا را احیا کنند و کشور بر پایهٔ درآمدهای حاصل بازسازی شود و در نهایت به انتخابات برسد. این سناریو به همکاری رودریگز بستگی دارد. ترامپ ظاهراً گمان میکرد این همکاری تضمینشده است. او گفت: «فکر میکنم او بسیار خوشبرخورد بود، اما واقعاً انتخاب دیگری ندارد»، و بارها تهدید کرد که در صورت نادیده گرفتن خواستههایش، حملات بیشتری انجام خواهد داد.
اما این تصویری نبود که رودریگز—که خود را یک ایدئولوگ چپگرا معرفی میکند—از وقایع آن روز ارائه داد. او اندکی پس از اظهارات ترامپ در تلویزیون دولتی ظاهر شد و گفت مادورو، با وجود دستگیریاش، همچنان تنها رئیسجمهور کشور است. او گفت: «ما هرگز مستعمرهٔ هیچ امپراتوری نخواهیم شد. آنچه با ونزوئلا میشود، وحشیانه است.» دولت ترامپ ظاهراً این سخنان را نادیده گرفت و آنها را نوعی پیامرسانی داخلی برای مهار رژیم تلقی کرد.
رودریگز، که همزمان معاون رئیسجمهور و وزیر نفت است، در مقایسه با بسیاری از اعضای رژیم، از نظر اقتصادی فردی آگاه به شمار میرود. او بخشی از تحصیلاتش را در فرانسه گذرانده و در سال ۲۰۱۹ به پیشبرد اصلاحات طرفدار بازار و دلاریسازی غیررسمی اقتصاد کمک کرد که تا حدی ثبات به همراه آورد. برادرش رئیس مجلس ملی مطیع حکومت است. پدرشان یک انقلابی چپگرا بود که در سال ۱۹۷۶ توسط نیروهای امنیتی دولت ونزوئلا شکنجه شد و احتمالاً به قتل رسید. در محافل تجاری کاراکاس، رودریگز فردی عملگرا تلقی میشود، هرچند او و برادرش گاهی متهم میشوند که در پی «انتقام» از نخبگان قدیمی کشور، از جمله ماچادو، هستند.
حتی اگر اظهارات تلویزیونی او صرفاً ژست باشد و او در خفا با ترامپ همکاری کند، با چالش فوری جلب حمایت دیگر چهرههای قدرتمند روبهروست.
صبح سوم ژانویه، وزیر کشور و مرد قدرتمند و غیرقابلپیشبینی رژیم، دیوسدادو کابیو، خواستار آرامش شد و اعلام کرد: «ما یاد گرفتهایم چگونه از همهٔ این شرایط جان سالم به در ببریم.» وزیر دفاع، ولادیمیر پادرینو، وعده داد که نیروهای ونزوئلا در برابر «حملهٔ آمریکا» مقاومت خواهند کرد.
بزرگترین پرسش این است که آیا ارتش ونزوئلا از رودریگز و در نتیجه از طرح ظاهری ترامپ حمایت خواهد کرد یا نه. ارتش در برابر قدرت نظامی آمریکا عقب نشست و احتمالاً از به چالش کشیدن بلوف ترامپ میترسد. بسیاری از ژنرالها در دوران رژیم از قاچاق مواد مخدر و فساد سودهای کلان بردهاند. اگر رودریگز فرصتی برای پر کردن جیبها یا دستکم حفظ غنایم موجود فراهم کند، ممکن است آنها همسو شوند. تاکنون، فرماندهان ارشد ارتش اظهارنظر علنی چندانی نکردهاند.
با این حال، خطر شکاف در ارتش وجود دارد. برخی جناحها ممکن است از رودریگز حمایت کنند؛ برخی دیگر شاید قدرت را برای خود یا برای پادرینو بخواهند؛ و عدهای اندک، شاید همراه با سربازان ناراضی که پیشتر به کشورهای همسایه گریختهاند، برای بازگشت ماچادو فشار بیاورند. ارتشی چندپاره، به ترکیب خطرناک مردان مسلح در ونزوئلا میافزاید و میتواند رژیم را بیثبات کند. صبح پس از یورش آمریکا، برخی «کولکتیووها»—گروههای مسلح طرفدار رژیم—در خیابانهای کاراکاس دیده شدند. ارتش آزادیبخش ملی، یک گروه شورشی کلمبیایی، و باندهای مواد مخدر مانند «ترن د آراگوآ» نیز در ونزوئلا فعالیت میکنند. ترامپ ظاهراً معتقد است تهدید به حملات بیشتر میتواند همهٔ این بازیگران مختلف را مهار کند. اما اگر درگیری آغاز شود، ممکن است برای بازگرداندن نظم به حضور سربازان آمریکایی در خاک ونزوئلا نیاز باشد. ترامپ گفت از اعزام نیرو «نمیترسد».
ماچادو درست در لحظهای که رؤیای ونزوئلایی بدون مادورو محقق شده، به حاشیه رانده شده است. او بیتردید تلاش خواهد کرد دولت ترامپ را به تغییر مسیر ترغیب کند، هرچند ماهها دلجویی از ترامپ تاکنون او را به جایی نرسانده است. در غیر این صورت، شاید بکوشد تظاهراتی در حمایت از یک انتقال سریع قدرت در ونزوئلا تشویق کند.
اما سازماندهی یک خیزش مردمی دشوار خواهد بود. کشور پس از دههها سرکوب و فروپاشی درآمدها فرسوده است. از سال ۲۰۱۵ تاکنون حدود ۸ میلیون نفر مهاجرت کردهاند و جمعیت کمی در سن اعتراض باقی مانده است. سرکوب پس از سرقت انتخابات ۲۰۲۴—زمانی که مادورو با افتخار گفت هزاران نفر را زندانی کرده—اکثر مردم را بیش از حد ترسانده تا نارضایتیشان را ابراز کنند. پس از یورشهای آمریکا، ونزوئلاییها بیش از هر چیز بر بقا تمرکز داشتند، نه اعتراض.
خود رژیم نیز با چالشهای وجودی روبهروست. متحدان ونزوئلا حمایت اندکی نشان دادهاند. مأموران اطلاعاتی کوبا که سالها برای حفاظت از مادورو و پاکسازی ارتش از مخالفان کار میکردند، نتوانستند از مشتری خود محافظت کنند. مقامهای هاوانا که به نفت ونزوئلا وابستهاند، اکنون احتمالاً از هر چهرهای در رژیم که جای او را بگیرد حمایت خواهند کرد. اما کوبا متحدی بهشدت ضعیفشده است و خود با نبردی برای بقا مواجه است. ترامپ وعده داده عرضهٔ نفت به آن را قطع کند و حتی تهدید به اقدام مستقیم علیه خود جزیره کرده است. روابط با رودریگز نیز پرتنش به نظر میرسد. به گفتهٔ یک دیپلمات غربی در کاراکاس، «او از کوباییها دلخور است» و معتقد است مقامات کوبا قدردان نفت ارزان نبودهاند. چین، خریدار اصلی نفت ونزوئلا، و روسیه که بارها تسلیحات در اختیار این کشور گذاشته، مدتها از مادورو حمایت کردهاند. هر دو کشور یورش را بهشدت محکوم کردند، اما نشانهای از حمایت عملی فوری نشان ندادند.
مادورو هرگز دوستان زیادی در منطقه نداشت. رهبران چپگرای برزیل، کلمبیا و مکزیک بیش از دیگران با او مدارا میکردند. اکنون این پیوندها نیز سست به نظر میرسد. هر سه دولت با خشم به حملهٔ آمریکا واکنش نشان دادند و نقض حاکمیت را محکوم کردند. اما هیچکدام احتمالاً از مقاومت در برابر ایالات متحده حمایت نخواهند کرد. در عوض، نگرانی آنها محدودتر است: بیم از هرجومرج و سرازیر شدن پناهجویان ونزوئلایی به منطقه. مکزیک و کلمبیا همچنین از حملات آمریکا به خاک خودشان میترسند. ترامپ در کنفرانس خبریاش مکزیک را تهدید کرد و به گوستاوو پترو، رئیسجمهور کلمبیا، گفت «حواسش به خودش باشد».
با حامیان خارجی اندک، پشتیبانی نامطمئن ارتش و در برابر تهدیدهای ترامپ، رودریگز شاید تصمیم گرفته—یا بهزودی تصمیم خواهد گرفت—که به توافقی تن دهد. رژیمی که او برایش کار میکند، به شکلی عجیب بادوام و سازگار است. از مرگ هوگو چاوز، رهبر بنیانگذارش، جان سالم به در برد. اکنون، پیمانی با دشمن ظاهریاش میتواند فرصت دیگری برای بقا به آن بدهد.



