پنجشنبه 15 مرداد 1405 - Thu 06 Aug 2026
  • شرط جدید برای بازنشستگی اعلام شد

  • زلنسکی: دو پالایشگاه روسیه را هدف قرار دادیم

  • ویژگی‌های شهید عباس بابایی در نگاه رهبر شهید انقلاب / فیلم

  • قابی زیبا از قلعه بابک آذربایجان شرقی

  • تکذیب ادعای نماینده مجلس درباره نحوه ردزنی محل استقرار شهید لاریجانی

  • توافق هرمز در حال شکل‌گیری است؛ اما نه توافقی که ترامپ می‌خواست

  • با تنگه هرمز، راه تنفس دشمن را باز نکنید!

  • پرسپولیس بازیکن شاه ماهی استقلال را جذب کرد

  • عصبانیت ترامپ از رؤیافروشی وزیر جنگ آمریکا در قبال ایران

  • ورود تجهیزات جدید به یگان‌های ارتش

  • در برابر تجاوز دشمنان رهروانی جان بر کف خواهیم بود

  • موج اعتراض مجازی علیه جدیدترین اقدام زامبی‌های فرقه پهلوی+ عکس

  • ورود غافلگیرکننده کاپی‌باراها به ساختمان مجلس /فیلم

  • قیمت لحظه ای دلار امروز پنجشنبه 15 مرداد

  • نقل‌وانتقالات سرخ پوش /خرید بازیکن ستاره خارجی برای پرسپولیس

  • حرکت عجیب وینیسیوس در اینستاگرام

  • قیمت گوشت امروز 15 مرداد

  • جاری شدن خون از گوش آرپی‌جی‌زن‌ها+ عکس

  • بازار ارز به کدام سو می‌رود؟

  • دستگیری ۸ شرور مسلح شاخص و مرتبطین گروهک‌های تروریستی

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 407486
    تاریخ انتشار: 26/مرداد/1404 - 20:10

    وقتی ما جیغ و سوت می‌زدیم!

    یعقوب ربیعی فعال رسانه در تلگرام نوشت:

    وقتی ما جیغ و سوت می‌زدیم!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، 

    نمایش موشک‌های ایرانی در حرم اباعبدالله(ع) از جمله صحنه‌هایی بود که این روزها دیدیم و کلی ذوق کردیم. اما شاید ندانیم برای این ذوق‌کردن‌ها، کلی جان‌ها داده شده و کلی خون‌ها ریخته شده است؛ که گفتن هر کدامشان یک روضه‌ی مصور از روز عاشوراست. ما ده‌ها شهید موشکی و پدافندی در ارتش و سپاه داشته‌ایم. یک موشک سوخت مایع تا بخواهد پرتاب شود، حدوداً سه ساعت زمان می‌برد و برای هر شلیک باید سه گردان سوخت، پرتاب و نقشه با هم همکاری کنند. این یعنی سه ساعت زیر آتش دشمن و هر لحظه امکان پرکشیدن.
     
    نکته‌ای که بر جانسوزتر شدن ماجرا می‌افزاید، این است که به علت نوپا بودن دو مجموعه‌ی آفندی و پدافندی، اکثریت شهدا جوان‌های دهه‌ی هفتادی یا هشتادی هستند. خلاصه، وقتی ما جیغ و سوت می‌زدیم و منتظر بودیم که «فتاح» شلیک شود؛ یک جوان دهه‌ی هفتادی داشت مخزن سوخت مایع را پر می‌کرد تا شلیک انجام شود. وقتی ما جیغ و سوت می‌زدیم که «خیبرشکن» بر سر صهیونیست‌ها ببارد، یک جوان دهه‌ی هشتادی داشت زیر آتش، نقشه‌خوانی می‌کرد.
     
    وقتی ما جیغ و سوت می‌زدیم که «بزنید، ده تا ده تا بزنید، صد تا صد تا بزنید»، جوان دهه‌ی هشتادی ما زیر دید پهپادهای صهیونیستی و ماهواره‌های آمریکایی در حال آماده‌سازی لانچرها بود.
     
    بسیاری از موشک‌های ایرانی زمانی شلیک شد که کمی آن‌سوتر، پیکر چند شهید دهه‌ی هفتادی و هشتادی بر روی زمین بود. بسیاری از شهدای ما زمانی پر کشیدند که ۴۸ ساعت یک‌سره پلک هم نزده بودند. بسیاری هم زمانی لبیک گفتند که از جسمشان کنار مخزن سوخت، فقط خاکستری باقی مانده بود.
     
    این یک روضه‌ی مصور است. آن نیروی پدافند ارتش و سپاه، در حالی «هرمس»۱۳۰، «هرون» و پهپادهای انتحاری «هاروپ» را به زیر کشید که می‌دانست ممکن است ثانیه‌هایی بعد جسمش در زمین و روحش در آسمان‌ها باشد.
     
    اگر مدافعان حرم را با صدرزاده و حججی می‌شناسند، در این ۱۲ روز ده‌ها حججی و صدرزاده تقدیم شد. شهدایی که هر کدامشان یک سرمایه و گنج عظیم بودند. شهدایی که هرچند دهه‌ی هفتادی و هشتادی هستند، اما نسل «زد» نیستند؛ بلکه نسل «ضد» هستند: نسل ضدیت با استکبار، نسل ضدیت با صهیونیسم، نسل ضدیت با هر که بخواهد نگاه چپ به این ملک و مملکت بیندازد.
     
    سیدِ زعیم و حکیم ما با امید به این نسل جوان ، مومن و انقلابی دل به دریا زد و از عظمت ایران گفت و سرود.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما