پنجشنبه 28 خرداد 1405 - Thu 18 Jun 2026
  • کلیک نکنید؛ پیام‌های جعلی ۳۵۰ قربانی گرفت

  • باباجون بین همه عممونو خیلی زدن / حمید علیمی

  • توسعه کریدور شمال–جنوب با پشتوانه بانکی شتاب می‌گیرد

  • قدرت‌های بزرگ‌تر از هم این نابود شدند، اما دشمن عبرت نمی‌گیرد+عکس

  • نرخ افزایش اجاره‌بها در تهران چقدر است؟

  • آلودگی هوا با خطر زوال عقل مرتبط است

  • تغییر در خط حمله بلژیک برای بازی مقابل ایران؟

  • جزئیات توافق ایران و آمریکا؛ مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ تفاهم‌نامه را امضاء کردند +عکس و فیلم

  • لحظه امضای تفاهم‌نامه با ایران ازسوی ترامپ /فیلم

  • نتانیاهو در جنگ ایران ملاحظات متفاوتی با آمریکا داشت

  • ثبت‌نام اربعین۱۴۰۵ از چه‌زمانی است؟

  • حسین جان ای آبروی دو عالم / پویانفر

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • عصبانیت لاپید از شکست نتانیاهو مقابل ایران

  • حمله گسترده پهپادی اوکراین به روسیه+ فیلم

  • لحظه برخورد شدید بازیکن ازبکستان با تصویربردار در جام جهانی! / فیلم

  • سوئیس از دور اولیه مذاکرات ایران و آمریکا خبر داد

  • دعوای چین و تایوان سر پخش جام‌ جهانی

  • این «یک» از آن ۹۹ بزرگ‌تر است!

  • قیمت جهانی طلا امروز پنجشنبه 28 خرداد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 407441
    تاریخ انتشار: 26/مرداد/1404 - 14:52

    اردوگاهی که اسیرانش مفقودالاثر بودند+عکس

    اسرای اسارتگاه «تکریت۱۱» آخرین گروهی بودند که وارد کشور شدند؛ اسارتگاهی که حدود ۲ هزار اسیر در آنجا حضور داشتند، بدون اینکه نام و نشانی از آنها در دفاتر صلیب سرخ جهانی ثبت شده باشد و حتی تعدادی از خانواده‌های اسرای تکریت ۱۱ برایشان مجلس ختم هم گرفته بودند.

    اردوگاهی که اسیرانش مفقودالاثر بودند+عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    حماسه و مقاومت؛ اسارتگاه «تکریت۱۱» را می‌توان اسارتگاه مفقودالاثرها نامید. اسارتگاهی که حدود ۲ هزار اسیر در آنجا حضور داشتند؛ بدون اینکه نام و نشانی از آنها در دفاتر صلیب سرخ جهانی ثبت شده باشد.
    در واقع خانواده این اسرا هیچ اطلاعی از وضعیت‌شان نداشتند و ارتباط متقابلی بین اسرا و خانواده‌هایشان وجود نداشت. حتی تعدادی از خانواده‌های اسرای تکریت ۱۱ برایشان مراسم ختم گرفته بودند.
    اسرای «تکریت ۱۱» آخرین گروهی از اسرا بودند که وارد کشور شدند؛ چون صدام آنها را گروگان نگه داشته بود تا یک به ۱۰ با اسرای عراقی مبادله‌شان کند.«احمد چلداوی» از اساتید دانشگاه و از آزادگان کشورمان است که در عملیات کربلای ۴ در جزیره سهیل در حالی که ریه‌اش به شدت خونریزی می‌کرد، به اسارت نیروهای بعثی درآمد.
    او شرایط جسمی سختی داشت و حتی در اتاق عمل بدون بیهوشی ریه‌اش را عمل کردند و به صورت معجزه‌آسایی از عمل جراحی جان سالم به در برد. احمد چلداوی شرایط سخت اسارت را در اردوگاه «تکریت۱۱» پشت سر گذاشت تا اینکه خبر آمد که قرار است آزاد شوند و به ایران بازگردند.
    چلداوی درباره خبرهایی که نشانه‌های آزادی از اسارت بود، می‌گوید: «۳۱ شهریور ۱۳۶۹ بالاخره سر و کله صلیب سرخ پیدا شد.
    قبل از آن در طی چهار سال اسارت کاملا گمنام و مفقودالاثر بودیم و هیچ‌کس در ایران از وجود ما اطلاعی نداشت. یک خانم هم همراه آنها بود که برای ورود حجاب گذاشته بود.
    آنها اسامی ما را ثبت کردند و در ضمن ثبت نام از همه این سؤال را می‌پرسیدند که آیا حاضری به کشورت برگردی؟ ظاهراً این سؤال را در همه اردوگاه‌ها از همه اسرا نیز پرسیده بودند؛ اما این سؤال برای ما خیلی عجیب و خنده‌دار بود چون تمام آرزوی ما تنفس در کشور عزیزمان ایران بود. اما آنها می‌گفتند این قانون است.
    با مأموران صلیب سرخ در موارد مختلفی صحبت کردیم، از شکنجه‌هایی که شده بودیم؛ از اسرایی که هنوز هم مفقود بودند و معلوم نبود عراق آنها را برای چه منظوری و چه روز مبادایی نگه داشته است.
    از آنها تاریخ مبادله را پرسیدیم ولی آنها اظهار بی‌اطلاعی کردند و گفتند ما آمده ایم که اگر نیازی دارید برآورده کنیم. مقداری کتاب و توپ و قلم و دفتر و وسایل بازی تحویل دادند و رفتند و این شد بازدید صلیب سرخ از اردوگاه ما.»دیگر صلیب سرخ از وضعیت اسرای «تکریت ۱۱» مطلع شده بود. اسرا با آمدن صلیب سرخ خیال‌شان راحت‌تر شده بود و فشار بیشتری به بعثی‌ها می‌آوردند تا بتوانند تمام برنامه‌های مذهبی از قبیل نماز جماعت و عزاداری امام حسین (ع) را آزادانه و علنی برگزار کنند.
     
     
    به گفته چلداوی به همراه اسرا در یکی از شب‌ها عزاداری ۲۰۰ نفری جانانه‌ای برگزار کردیم. صدای سوگواری‌مان در همه اردوگاه پیچیده بود. اگر چه ماه محرم نبود اما عزاداری آن روز خیلی به ما چسبید؛ چون اولین عزاداری در اسارت بود که لازم نبود مراقب بعثی‌ها باشیم و یا صدا و بغض‌هایمان را مخفی کنیم.بالاخره دو ماه بعد از اطلاع صلیب سرخ جهانی از اسرای «تکریت ۱۱» وقت آزادی این اسرا رسید. صبح روز۳۰ آبان ۱۳۶۹ مأموران صلیب سرخ به اسارتگاه رفتند و به اسرا گفتند: «هر کسی می‌خواهد به ایران برود، بیاید ثبت نام کند».
    همه اسرا دوباره ثبت‌نام کردند و لباس خاکی نو به تن‌های زخمی‌ و رنج کشیده‌شان پوشیدند و راهی شدند تا با اتوبوس‌ها به سمت فرودگاه بغداد بروند.

    ماکت اردوگاه تکریت ۱۱ که توسط عباس‌علی مؤمن طراحی و ساخته شده

    چلداوی روز آزادی از اسارت را اینگونه روایت می‌کند: «هنوز مطمئن نبودیم که قضیه جدی است. یعنی واقعاً دوران اسارت ما هم داشت به پایان می‌رسید؟! رهایی از این همه مصیبت و رنج و شکنجه غیرقابل باور بود. ما را با اتوبوس به فرودگاه بغداد بردند. پای پلکان هواپیما به هر یک از ما یک جلد قرآن هدیه دادند. سوار هواپیمای العراقیه شدیم. بعد از دقایقی هواپیما از روی باند پرواز بلند شد و به آسمان برخاست.

    یک ساعتی می‌گذشت که خلبان اعلام کرد برای فرود در فرودگاه مهرآباد ارتفاع کم می‌کنیم. نگاهی به بیرون انداختم اولین چیزی که دیدم ساختمان‌های سر به فلک کشیده و یک اتوبوس دو طبقه بود. مطمئن شدم تهران است. برای من در آن لحظه آن ساختمان‌های سر به فلک کشیده، قطعه‌ای از بهشت و آن اتوبوس دو طبقه قدیمی دودزا به سان براق بهشتی بودند. هواپیما نشست. باید مدتی صبر می‌کردیم تا پلکان را می‌آوردند.

    قلبم به تپش افتاده بود. دوست داشتم شیشه ها را می‌شکستم و با سر از پنجره هواپیما به بیرون می‌پریدم. در همین فکرها بودم که در هواپیما باز شد. پیاده شدیم.بعد ۱۴۲۵ روز دوری از خاک ایران اسلامی، سربر خاک کشورمان گذاشتیم. اولین قیافه‌هایی که دیدیم چند نفر بسیجی شیک‌پوش بودند که به استقبال‌مان آمده بودند.

    از اینکه بسیج تعطیل نشده خوشحال بودم. در اسارت نگران بودم نکند بعد از جنگ بسیج تعطیل شود.»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما