شنبه 20 تير 1405 - Sat 11 Jul 2026
  • واکنش انفعالی گروسی به تجاوز اخیر آمریکا

  • ایران اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشیده است

  • بازگشایی صحن آزادی، امکان زیارت محل خاکسپاری رهبر شهید فراهم شد

  • حمله به زیرساخت‌ها مقابله‌ به‌ مثل خواهد شد

  • تهران حملات تروریستی در جنوب غرب پاکستان را محکوم کرد

  • دیدار وزرای امور خارجه ایران و اندونزی در مشهد

  • مترو و اتوبوس تهران از شنبه باز هم رایگان است؟

  • هیچ شرایطی اجازه در امور تنگه هرمز به آمریکا داده نخواهد شد

  • عملیات موفق خنثی‌سازی بمب ۲۰۰۰ پوندی در کرج

  • پروازهای فرودگاه مشهد از سر گرفته شد

  • قدردانی محسن رضایی از حضور مردم عراق در تشییع رهبر شهید

  • قاب‌هایی از تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در مشهد

  • هشدار برای والیبالیست‌های ایران با سقوط در رنکینگ جهانی

  • آمریکا و اسرائیل باعث اتحاد میان اهل سنت و شیعیان شدند!

  • ترامپ جنگ را از سر نمی‌گیرد

  • حمله آمریکا به اسکله پنج‌پله بندرعباس

  • نمودار درختی مرحله حذفی جام جهانی پس از صعود فرانسه

  • پرسپولیس با این مدیریت ضربه می‌خورد

  • ولایت فقیه یعنی بعد از ۴۷سال حکمرانی

  • حمله انتحاری به منزل یک رهبر سیاسی در پاکستان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 403846
    تاریخ انتشار: 02/تير/1404 - 16:43

    پیغام حضرت حجت(ع) یه یک فرمانده در بانه

    یک روز فرمانده تیپی که باید وارد عمل می شد، آمد پیش ما. نمی دانم چطور به گوش او رسیده بود که یک نفر اینجا با حضرت حجت (عج) ارتباط دارد.

    پیغام حضرت حجت(ع) یه یک فرمانده در بانه

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    در شهر بانه مستقر بودیم. نیروهایی از یک لشکر وارد شهر بانه شدند. آنها آماده انجام عملیاتی در منطقه کردستان بودند. تمام هماهنگی ها و آموزش نیروها به خوبی انجام شده بود. احتمال موفقیت عملیات بسیار بالا بود. ما هم از این موضوع خوشحال بودیم.

    آن ایام، اوایلی بود که کاظم در عالم خلسه و مکاشفه، چیزهایی می دید و ارتباط هایی با شهدا و معصومین(ع) برقرار می‌کرد.
    خیلی هم اصرار داشت که این موضوع پخش نشود. فقط من و چند نفر دیگر از هم اتاقی ها اطلاع داشتیم.

    یک روز فرمانده تیپی که باید وارد عمل می شد، آمد پیش ما. نمی دانم چطور به گوش او رسیده بود که یک نفر اینجا با حضرت حجت (عج) ارتباط دارد.

    آمده بود ببیند چقدر این خبر درست است و به قول خودش در خصوص عملیات نیز نظر حضرت حجت (عج) را جویا شود. می خواست ببیند چه کنیم که در عملیات موفقیت حاصل شود.

    الان عکس این دیدار هست. او وارد اتاق ما شد. کاظم خواسته بود جایی از او حرفی نزنیم. برای همین چیزی از او نگفتیم.

    این فرمانده پرسید: کدامتان با آقا ارتباط دارید؟

    چیزی نگفتیم. منتظر جواب بود.

    کاظم بدون اینکه کسی متوجه شود به من گفت: به آنها بگو بروند و فردا بیایند و جواب را از ما بگیرند.

    فرمانده هم قبول کرد و رفت. فردای آن روز کاظم به من گفت: به این ها بگو: اگر نعمت های خدا و بیت المال را اسراف نکنند، پیروز می شوند. من هم حرف کاظم را انتقال دادم، اما ظاهراً به این کلام اعتماد نکردند.

    روز بعد دیدیم وقتی ناهار به نیروهای آن گردان دادند، کلی کمپوت و کنسرو ماهی و نان و ... را خورده یا نخورده ریخته اند در داخل جوی های آب شهر بانه!

    آنقدر نان و مواد غذایی اسراف شده بود که صدای همه درآمد! جوی آب پر بود از نان و کمپوت و کنسرو!

    وضعیت زندگی در شهر اصلا خوب نبود. یادم هست مردم بانه برای یک تکه نان، سر و دست می‌شکستند.


    اهالی هم حتی در حین عبور از خیابان و با دیدن صحنه های اسراف، نچ نچ و اظهار تأسف می کردند.

    کاظم با ناراحتی به نان ها و مواد غذایی اسراف شده نگاه کرد و رو به ما گفت: دیدید گفتم. این یک نمونه اش.

    بعد از ظهر هنگام خروج نیروها، کاظم بدون اینکه خود را معرفی کند دوباره این مطلب را به یکی از فرماندهان آن ها متذکر شد. اما آنها حرف کاظم را جدی نگرفتند و رفتند.

    متأسفانه در آن عملیات موفقیتی برای نیروها حاصل نشد. عملیات با بن بست مواجه شد و نیروها عقب نشینی کردند.

    بعدها یکی از اساتید قرآن را دیدم که جایی مشغول صحبت بود. ایشان به آیه ۹ سوره انبیا اشاره کرد که در مورد اسرافکاران می فرماید: «واهلکنا المسرفین.» یعنی اسرافکاران را هلاک می‌کنیم.

    بعد ادامه داد: این یک سنت خداست که اگر ما اهل اسراف و ضایع کردن نعمت‌های خدا شدیم، باید منتظر شکست و نابودی باشیم.

    من گویی این سخنان را در عمق کلام کاظم دریافته بودم. یاد آن عملیات و ماجرای اسراف افتادم.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما