سه شنبه 03 شهريور 1405 - Tue 25 Aug 2026
  • قالیبافی که ما می‌شناسیم

  • گرسنگان ترامپ

  • قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۳ شهریور

  • یک فروند جنگنده نیروی هوایی اندونزی متوقف شد / فیلم

  • رقابت ۲ هزار ربات انسان‌نما / عکس

  • ویدیوی جنجالی از احسان حاج صفی

  • شکایت استقلال از بازیکن سپاهان

  • بلعیدن تمساح جوان توسط حواصیل بزرگ / عکس

  • تصاویر ورود فرمانده ارتش پاکستان به تهران / فیلم

  • کارزارهای اخراج مهاجران در آمریکا / عکس

  • مادرانه خرس قهوه‌ای با توله‌هایش در نوشهر / فیلم

  • بقائی: این حق ایران است که منشأ و مبدأ عمل تجاوز را هدف قرار دهد /فلسفه سازمان ملل به شدت نقض شده است + فیلم

  • حملات اخیر به دستگاه قضایی از کجا آب می‌خورد؟ / رئیس عدلیه: معیشت مردم و کنترل بازار از اولویت‌های دستگاه قضایی است

  • مولودی میلاد پیامبر( ص )/ مهدی رسولی

  • ترامپ جمله قالیباف را بازنشر کرد؛ چه نوشت؟

  • اسارت 3 خلبان ایرانی در حصار تناقضات دوحه + عکس

  • ایرانی تا ۲۰ نسل هم شده می‌جنگد

  • سخنان ترامپ درباره تنگه هرمز فانتزی است

  • کاری که هنرمندان می‌خواهند برای شهدای میناب انجام بدن

  • طلا اوج گرفت

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 403109
    تاریخ انتشار: 20/خرداد/1404 - 16:47

    قوطی کمپوتی خالی که اشک رزمنده‌ها را درمی‌آورد!

    ﺑﭽﻪ‌ها ﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ...

    قوطی کمپوتی خالی که اشک رزمنده‌ها را درمی‌آورد!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    سردارشهید حاج حسین خرازى (فرمانده لشکر 14 امام حسین«علیه‌السلام»)؛

    وﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﺭ نایلون ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﯾﮏ قوطی ﺧﺎلی کمپوته ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:

    «ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ.

    ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ. ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ کمپوت‌ها ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ؛ ﺣﺘﯽ کمپوت گلابی ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ 25 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥ‌ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ... ﺁﺧﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﺎ ﺑﻪ‌ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺮﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ!

    ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮگشت از مدرسه، ﺍﯾﻦ قوطی ﺧﺎﻟﯽ کمپوت را گرفتم ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ آﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰِ ﺗﻤﯿﺰ ﺷستم. ﺣﺎﻻ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭزﻣﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ قوطی ﺁﺏ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺸﻮﻡ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ‌ﻫﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻨﻢ».

    ﺑﭽﻪ‌ﻫﺎ ﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ؛ ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ...

    شرم باد بر کسانی که با اختلاس، دزدی و رانت‌خواری به این ملت خیانت می‌کنند و محکم، دم از شهید و شهادت می‌زنند و می‌گویند: شهدا شرمنده‌ایم....

    نظرات بینندگان
    نظرات شما