به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
یکی از نویسندگان معروف عربی با بیان مطالبی در باره کشورهای عربی تنها مصر را یک کشور تمام و کمال عربی می داند و بقیه کشورها را قبایلی اعلام می کند که فقط پرچم دارند و نمی توان اطلاق کشور به آنها کرد زیرا:
1- معمولا شرایطی مانند:جمعیت ، قلمرو، حاکمیت، مرزهای مشخص جغرافیایی و... را از قدیم الایام برای هویت یابی یک جمعیت تحت عنوان کشور قلمداد می کردند.اما بنا به دلایلی امروزه دیگر موضوعیت این امر کمرنگ گردیده است.
2- در ادامه بند 1 باید افزود که درست است که شاخص های یاد شده بعنوان معیارهای یک ملت شناسایی می شود اما باید توجه داشت که با تدوین و اتخاذ استراتژی هایی همچون استعمار که حداقل در دو قرن اخیر به اوج خود رسیده است دیکر این ملاک ها را نمی توان تنها دلایل هویت یابی برای اطلاق نام کشور دانست زیرا تحت همین عنوان کشورهایی داریم که در سایه استعمار قدیم ( نظامی)و استعمارجدید(سیاسی- اقتصادی) کشور هستند اما در شاخص های مهمتر دیگری ذات تحت الحمایگی خود را پذیرفته و در واقعیت کشور نیستند و بخشی از قلمرو کشور مادر و بقولی حیاط خلوت قدرت های استعماری قدیم و جدید هستند.
3- اما بغیر از شاخص های یاد شده امروزه موارد دیگری نیز مطرح میشوند که با تطبیق این موارد بر حال امروز کشورها باحتی می توان آنان را شکور و یا بخشی از قلمروز قدرت قاهره دیگری دانست حتی اکر عضو سازمان ملل باشند و نام کشور بر آنان اطلاق شود. این شاخص ها را می توان به این شرح بزخوانی کرد:
* مسائل امنیتی: یک کشور جدید باید امنیت خود را تأمین کندو در مصادیق آن آیا کشورهایی مانند:کشورهای حوزه خلیج فارس توانایی برقراری امنیت خود را دارند یا تمام حیات و ممات خود را به یک قدرت جهانی گره زده اند.
* مسائل اقتصادی: یک کشور جدید باید بتواند اقتصاد خود را توسعه دهد. آیا کشورهایی مانند کشورهای حوزه خلیج فارس و یا کشورهایی در اروپا و آفریقا بدون حضور کشورهای قدرتمند اقتصادی و کارتل های بزرگ استعماری می توانند به مسیر مستل از قدرت ها ادامه دهند یا خیر؟
* مسائل اجتماعی: یک کشور جدید باید مسائل اجتماعی خود را حل کند. استعمار فرهنگی در این قبیل کشورها بگونه ای است که اگر پیچ تلویزیون آنان را باز گنید جز برند های خارجی و تبلیغ زندگی کشورهای مبدا نشانی از هویت ملی آنا را نخواهید دید.
شایان ذکر است که تأسیس یک کشور جدید میتواند تأثیرات جهانی مختلفی داشته باشد. از جمله تأثیر بر روابط بینالملل، تأثیر بر اقتصاد جهانی، تأثیر بر امنیت جهانی که باز هم با این شاخص ها ملاحظه می کنیم که در جهان کشورهای زیادی وجود دارند که فقط نام کشور دارند اما در واقعیت امر یکی از بخش های پازل استعمار جهانی هستند که تمام خوراک و پوشاک و هیتشان مصنوعی و تیلیغی است و با کوچکترین تنشی در روابط بین الملل این کشورها یا دچار فروپاشی می شوند.
با توجه به موارد یاد شده می توان اینگونه نتیجه گرفت که کشورهای جنوبی خلیج فارس تنها قبایلی هستند که پرچم دارند و بسیاری از شاخص های ملت – دولت را نمی شود بعنوان یک کشور بر ایشان اطلاق کرد در نتیجه هم طبیعی است که دچار محاسبات اشتباه و خطرناک در حوزه امنیت و همراهی با دشمنان کشورهای مسلمان شوند و هم اینکه ایران بعنوان یک قدرت بزرگ منطقه ای و جهانی براحتی آنان را حتی اگر در پیمان هایی مانند شورای همکاری خلیج فارس و یا پیام مکه و پیمان ابراهیم و.... وحدت کنند سرجای خود بنشاند.



