چهارشنبه 13 خرداد 1405 - Wed 03 Jun 2026
  • کشف یک تونل عجیب در مرز مکزیک / فیلم

  • تولد نخستین کره‌خر در عربستان پس از یک قرن / عکس

  • از چاله عراق به چاه ایران؛ اعتراف ترامپ به تکرار یک اشتباه + عکس

  • جزئیات طرح رایگان شدن دائم تردد با مترو و بی آر تی

  • شکوه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان / فیلم

  • قیمت نفت امروز سه‌شنبه ۱۲ خرداد

  • آنچه باید درباره علیرضا بیرانوند بدانید

  • یک کنایه تمیز به کارمندان شبکه من و تو

  • آقای دکتر قالیباف حد یقف شما و تیم مذاکره کننده با آمریکا تا کجاست؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۲ خرداد

  • پرسپولیس در آستانه جذب ستاره‌های جوان

  • قیمت طلا و سکه امروز ۱۲ خردادماه

  • چگونه ابوترابی نقشه بعثی‌ها برای قتل‌عام اسرا را ناکام گذاشت؟ + عکس

  • حزب‌الله: ایران لبنان را شامل هر توافقی می‌کند

  • ۹۰۰ نقطه تهران میزبان اجتماعات مردمی مقاومت

  • چگونه «بادگلو» را درمان کنیم؟

  • پاسخ نقض آتش‌بس بیانیه نیست، نقض آتش‌بس است

  • وعده تفاهم در سایه نقض آتش‌بس؛ تناقض‌گویی تازه ترامپ

  • سلاح هوشمند سپاه در کنترل تنگه هرمز+فیلم

  • توافق هسته‌ای با ایران بر اساس واقعیت‌ روز باشد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 398241
    تاریخ انتشار: 17/فروردين/1404 - 11:42

    شهیدی که کتاب خاطراتش را خودش جمع آوری کرد

    در حین مصاحبه برخی دوستان اصرار داشتند که: علی به این کار راضی نیست. من هم به آنها گفتم: علی زنده است. اگر راضی نباشد خودش از کار جلوگیری می‌کند.

    شهیدی که کتاب خاطراتش را خودش جمع آوری کرد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    شهدا گاهی دست آدمها را می‌گیرند و می‌برند جایی که باید بروند! بی آنکه تو اختیاری از خود داشته باشی!

    یک روز در منزل نشسته بودم متوجه شدم دوستان علی اقدام به تشکیل گروهی در فضای مجازی نمودند که در آن هر هفته خاطراتشان را از یک شهید بیان می‌کنند. بی صبرانه منتظر هفته ای شدم که بنام علی بود، خاطرات شنیدنی و زیبایی نقل شد، هرچند کامل نبود.
    کنجکاو شدم تا برادرم را بیشتر بشناسم. فرزندان من هم مثل تشنه ای که تا لب چشمه رفته و برگشته، بیشتر مایل به شناخت دایی خود شدند.

    بنابراین به پیشنهاد یکی از دوستان شهید، بر آن شدم تا با تک تک این دوستان مصاحبه ای داشته باشم که بتوانم علی را بیشتر به خود و خانواده خود بشناسانم.

    در حین مصاحبه ها بود که متوجه شدم که علی فقط علی نبود! او در واقع یکی از اولیاء الله بود و افسوس که او را نشناختیم. پس برای آگاهی نسل جوان، تصمیم گرفتم که با یاری خودش، علی را به جامعه معرفی کنیم.

    در حین مصاحبه برخی دوستان اصرار داشتند که علی به این کار راضی نیست. من هم به آنها گفتم: علی زنده است. اگر راضی نباشد خودش از کار جلوگیری می‌کند.

     

    در مواقعی که بعضی دوستان، از مصاحبه امتناع می کردند آن وقت بود که علی خودش مشکل را حل می‌کرد.

    به خوابشان می‌رفت و آنها را به انجام این کار تشویق می‌کرد!

    در حقیقت کار جمع آوری خاطرات، تحت نظر شهید انجام گرفت. علی جان از اینکه ما را برای انجام این کار انتخاب کردی ممنونیم، همان طور که در زندگی ات، در هدایت بسیاری از افراد مؤثر بودی، این کتاب را هم با عنایت خدا، مؤثر در قلوب جوانان قرار بده.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما