پنجشنبه 02 مهر 1405 - Thu 24 Sep 2026
  • ۷۰۰ هزار واکسن آنفلوآنزا وارد شد

  • پاکسازی خانۀ تیمی تروریست‌ها در جهادآباد سراوان

  • گزارش حادثه برای یک کشتی در تنگه هرمز

  • قیمت نقره امروز چهارشنبه ۱ مهر

  • بورس دوباره جان گرفت

  • فوتبال الکترونیک ایران طلایی شد

  • جنگ تار تار /لیست خرید پرسپولیس در نیم‌فصل؟

  • خلاصه بازی امید ایران ۱ - امید کره شمالی ۴

  • اطلاعات مأموران اف بی آی هک شد

  • فرودگاه نجف: پروازهای ایران همچنان برقرار است

  • دلتنگی مادر ماکان نصیری در روز اول مهر / فیلم

  • آغاز تجربه RQ-۱۷۰ این بار از دل آب‌ها

  • تهدید یک کشور به نسل کشی در سازمان ملل!

  • آقای صالحی! این فیلم را با این حجم از شوخی‌های رکیک با خانواده می‌بینید؟+ عکس

  • قالیباف: ملت ما شجاعانه مقابل دشمن ایستاد

  • شمارش معکوس یهودی‌سازی مسجدالاقصی و بلعیدن کرانه‌باختری + عکس

  • تغییر ساعات کاری ادارات و بانک‌ها اعلام شد +فیلم

  • سیگنال توافق از نیویورک؛ ایران و آمریکا دوباره پای میز مذاکره /ترامپ: فکر می‌کنم با ایران به توافق می‌رسیم+ عکس و فیلم

  • عراقچی در نیویورک با حمایت نهادهای امنیتی مذاکره می‌کند

  • عربستان بارگیری نفت را شروع کرد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 395198
    تاریخ انتشار: 02/اسفند/1403 - 09:30

    حسینیه‌ای که به دست شهید صیاد شیرازی دایر شد

    خودش جارو دست می‌گرفت و قبل‌ از آمدن مهمان‌ها، حیاط و پیاده‌روی جلوی در را آب‌ و جارو می‌کرد.

    حسینیه‌ای که به دست شهید صیاد شیرازی دایر شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    خانه‌دار شدن شهید صیاد طول و تفصیل دارد. بالاخره بعد از کش و قوس‌ها و چانه‌زنی‌های فراوان صیاد را راضی کردیم که ماشینش را بفروشد و خرج خانه کند.

    با کمک چند نفر از همکاران خانه را برایش آماده کردیم. قرار شد با خودش برویم و خانه را ببینیم. رفتیم، خوب همه‌جا رو بازدید کرد. حیاط، طبقه‌های بالا و زیر زمین که یک سالن وسیع داشت و یک اتاق کوچک‌تر.


    خانه تازه رنگ‌شده بود و موکت هم نداشت. برگشت یکی از بچه‌ها را صدا کرد و گفت: «آقای جمشیدی! برو بازار چندمتر پرچم بگیر و بیار دور تا دور این اتاق نصب کن. از این پارچه هایی که روش شعر نوشته‌شده؛ "باز این چه شورش است" از همون‌ها بگیر و بیار» .

    من و تیمسار به‌هم نگاه کردیم که صیاد چه کار می‌خواهد بکند.

    گفت: که «از این سالن استفاده شخصی نمی‌کنیم. این‌جا می‌شه حسینیه که همان هم شد.

    شب‌های اول هر ماه مراسم عزاداری امام حسین(ع) و ائمه را آن‌جا برگزار می‌کرد.

    خودش جارو دست می‌گرفت و قبل‌ از آمدن مهمان‌ها، حیاط و پیاده‌روی جلوی در را آب‌ و جارو می‌کرد.

    هرچه اصرار می‌کردم که «حاج‌آقا! بدید من جارو می‌کنم»، فایده نداشت.

     

    وقتی هم که مهمان‌ها می‌آمدند، کفش‌ها را جفت می‌کرد. بعد می‌آمد توی سالن؛ همان کنار در دو زانو می‌نشست.

    راوی:همکار شهید صیاد شیرازی
    کتاب خدا می‌خواست زنده بمانی؛ کتاب علی صیاد شیرازی

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما