چهارشنبه 31 تير 1405 - Wed 22 Jul 2026
  • ؛ تقدیر از بهمن فرمان آرا / عکس

  • لحظه به صدا درآمدن آژیر خطر در کویت / فیلم

  • رکوردشکنی تازه طلای جهانی بازارها را شوکه کرد

  • آمریکا سیلی سخت خورد بار دیگر به نیرنگ مذاکره پناه برد

  • قیمت گوشی سامسونگ و آیفون سه‌شنبه ۳۰ تیر

  • آیا قهوه برای قلب مفید است؟

  • نزاع دسته‌جمعی در محله نیروی هوایی

  • قیمت سکه امروز سه شنبه 30 تیر

  • دیدار وزیر کشور با نخست‌وزیر پاکستان در اسلام‌آباد

  • بازیکن ستاره آلومینیوم اراک به باشگاه استقلال پیوست

  • همه هستی بدهم، هستی من نیز وطن

  • جنگی که به حساسیت‌های غرب‌آسیا دامن زد+عکس

  • تابوت‌های آماده!/ هلاک رسیدن سربازان آمریکایی

  • وقتی سلبریتی‌ها کارشناس جنگ می‌شوند+عکس

  • دستگیری مهره تبلیغاتی رژیم صهیونیستی در تهران

  • دوقطبی‌های کاذبی که فردوسی‌پور در مدت محدود ایجاد کرد + عکس

  • اشک‌های فردوسی‌پور پس از تعریف و تمجید حاج‌رضایی/ فیلم

  • خبر فوری / افزایش حقوق بازنشستگان انجام شد ؟

  • جنایت دشمن علیه کارکنان نیروی دریایی ارتش

  • آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 395198
    تاریخ انتشار: 02/اسفند/1403 - 09:30

    حسینیه‌ای که به دست شهید صیاد شیرازی دایر شد

    خودش جارو دست می‌گرفت و قبل‌ از آمدن مهمان‌ها، حیاط و پیاده‌روی جلوی در را آب‌ و جارو می‌کرد.

    حسینیه‌ای که به دست شهید صیاد شیرازی دایر شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    خانه‌دار شدن شهید صیاد طول و تفصیل دارد. بالاخره بعد از کش و قوس‌ها و چانه‌زنی‌های فراوان صیاد را راضی کردیم که ماشینش را بفروشد و خرج خانه کند.

    با کمک چند نفر از همکاران خانه را برایش آماده کردیم. قرار شد با خودش برویم و خانه را ببینیم. رفتیم، خوب همه‌جا رو بازدید کرد. حیاط، طبقه‌های بالا و زیر زمین که یک سالن وسیع داشت و یک اتاق کوچک‌تر.


    خانه تازه رنگ‌شده بود و موکت هم نداشت. برگشت یکی از بچه‌ها را صدا کرد و گفت: «آقای جمشیدی! برو بازار چندمتر پرچم بگیر و بیار دور تا دور این اتاق نصب کن. از این پارچه هایی که روش شعر نوشته‌شده؛ "باز این چه شورش است" از همون‌ها بگیر و بیار» .

    من و تیمسار به‌هم نگاه کردیم که صیاد چه کار می‌خواهد بکند.

    گفت: که «از این سالن استفاده شخصی نمی‌کنیم. این‌جا می‌شه حسینیه که همان هم شد.

    شب‌های اول هر ماه مراسم عزاداری امام حسین(ع) و ائمه را آن‌جا برگزار می‌کرد.

    خودش جارو دست می‌گرفت و قبل‌ از آمدن مهمان‌ها، حیاط و پیاده‌روی جلوی در را آب‌ و جارو می‌کرد.

    هرچه اصرار می‌کردم که «حاج‌آقا! بدید من جارو می‌کنم»، فایده نداشت.

     

    وقتی هم که مهمان‌ها می‌آمدند، کفش‌ها را جفت می‌کرد. بعد می‌آمد توی سالن؛ همان کنار در دو زانو می‌نشست.

    راوی:همکار شهید صیاد شیرازی
    کتاب خدا می‌خواست زنده بمانی؛ کتاب علی صیاد شیرازی

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما