شنبه 04 مهر 1405 - Sat 26 Sep 2026
  • استوری خبرساز امیرحسین قیاسی درباره قایدی

  • پشت پرده استقبال کم‌سابقه ترامپ از شی

  • اتفاق تلح برای دختر ایرانی در ژاپن

  • قیمت خودروهای مونتاژی؛ جهش سه میلیاردی از ابتدای سال!

  • قیمت گازوئیل اروپا تاریخ‌ساز شد

  • بیسیم‌‌چی که بعد از اسارت مظلومانه شهید شد

  • کاناوارو قلعه‌نویی را ۶ تایی کرد

  • عامل آتش‌زدن مسجد تهرانپارس در یزد دستگیر شد

  • مدال نقره ایران با یک پرش تماشایی+ فیلم

  • رزمایش ۴۰ هزار نفری موتورسواران جانفدا در پایتخت /فیلم

  • افزایش عرضه و ثبات نسبی بازار گوشت در پاییز

  • در جلسه لاوروف و عراقچی چه گذشت؟

  • شهادت پاداش صبر، رفتار و مظلومیت شهید لاریجانی بود

  • هشدار اطلاعاتی از رویارویی مستقیم ناتو و روسیه!+عکس

  • وحشی‌بازی ضدانقلاب در مقر سازمان ملل

  • پزشکیان: ما جنگ را انتخاب نکردیم

  • حسین عبدی استعفا داد

  • پالس نتانیاهو به شبکه آشوب‌گران ایران در سازمان ملل

  • ارتباط نوع خواب و کاهش خطر ابتلا به ۸۳ بیماری

  • اولیانوف: بازگشت بازرسان آژانس به ایران ممکن نیست

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 433647
    تاریخ انتشار: 01/مهر/1405 - 12:25

    همه راه‌های جبهه اصلاحات به واشنگتن ختم می‌شود

    سفر رئیس‌جمهور به نیویورک بار دیگر پیشنهادهای جبهه اصلاحات برای مذاکره و احتمال دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا را به صدر مباحث سیاسی آورده است؛ رویکردی که منتقدان آن را تکرار تجربه گذشته و تقلیل ظرفیت سازمان ملل به مسیر گفت‌وگو با واشنگتن می‌دانند.

    همه راه‌های جبهه اصلاحات به واشنگتن ختم می‌شود

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،

     همزمان با سفر رئیس‌جمهور به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل، بخشی از پیشنهادهای مطرح‌شده از سوی جریان اصلاحات بار دیگر بر ضرورت استفاده از «فرصت دیپلماسی»، باز کردن مسیر مذاکره و حتی احتمال دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا متمرکز شده است. عباراتی مانند «فرصت‌ها را نسوزانیم»، «اگر برای ایران راهی باز نشود، فشار بر مردم بیشتر و اقتصاد کشور تضعیف می‌شود» و تأکید بر اینکه «هیچ فرصت دیپلماتیکی» نباید از دست برود، محور این رویکرد را تشکیل می‌دهد.در همین چارچوب، مهدی کروبی نیز در نامه‌ای به رئیس‌جمهور پیشنهاد کرده است: «برای صلحی پایدار، اگر شرایط فراهم آمد با ترامپ دیدار کن.»کارشناسان می‌گویند که مسئله‌ای که در این میان محل بحث است، اصل استفاده از ظرفیت دیپلماسی نیست؛ بلکه این پرسش است که آیا می‌توان ظرفیت عظیم مجمع عمومی سازمان ملل را عمدتاً به امکان دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا تقلیل داد و در عین حال تجربه توافق هسته‌ای و خروج آمریکا از برجام را نادیده گرفت؟

    اصلاح‌طلبان سفر رئیس‌جمهور به نیویورک را «سفر به آمریکا» می‌بینند
    عبدالله گنجی در نقد همین رویکرد، معتقد است نگاه بخشی از جریان اصلاحات اساساً به «سفر به سازمان ملل» نیست، بلکه به «سفر به آمریکاست». وی می‌گوید: حاشیه‌های این سفر را بیشتر از متن آن دوست دارند. گنجی همچنین درباره این تصور که یک دیدار می‌تواند به‌تنهایی گره اختلافات را باز کند، می‌گوید: «این طیف به‌صورت تخیلی بر این باور است که یک لبخند، یک چشمک یا یک دست دادن می‌تواند مشکل را حل کند.»وی برای توضیح این انتقاد به تجربه اسناد و توافقات پیشین اشاره کرده و می‌افزاید که حتی امضای یک سند نیز الزاماً تضمین‌کننده اجرای تعهدات نیست؛ بنابراین نمی‌توان صرف یک دیدار یا برخورد دیپلماتیک را معادل حل اختلافات پیچیده میان دو کشور دانست.
     
    مسئله‌ای فراتر از یک دیدار
    یکی از محورهای اصلی نقد گنجی، این است که در روایت مورد اشاره، مسئولیت طرف آمریکایی و سابقه اختلافات کمتر دیده می‌شود. او درباره چرایی این مسئله می‌گوید: یکی اینکه اینها غیر از آمریکا هیچ راهی برای دوام و بقای ایران سراغ ندارند و واقعاً به این باور دارند که غیر از ارتباط با آمریکا راه دیگری وجود ندارد.وی در ادامه، به آنچه «خودمقصرسازی» می‌داند اشاره کرده و معتقد است در برخی روایت‌ها حتی پس از خروج آمریکا از برجام نیز مسئولیت اصلی به عوامل داخلی نسبت داده می‌شود. از این منظر، کارشناسان بسیاری نیز معتقدند که سؤال اصلی این نیست که مذاکره ذاتاً خوب یا بد است؛ بلکه این است که مذاکره با چه تضمین‌هایی، درباره چه موضوعاتی و با چه ارزیابی‌ای از رفتار طرف مقابل انجام می‌شود؟
     
    هشدار درباره تکرار تجربه گذشته
    سپهر خلجی نیز در تحلیل سفر رئیس‌جمهور، بر این نکته تأکید می‌کند که حضور در سازمان ملل نباید از موضع ضعف یا بدهکاری تعریف شود. وی می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران نباید در عرصه بین‌المللی از موضع بدهکاری سخن بگوید، بلکه باید مطالبات و خسارت‌های واردشده را مطرح کند.»خلجی همچنین بر استفاده از تریبون سازمان ملل برای تبیین مواضع ایران و طرح مطالبات کشور تأکید دارد و معتقد است مسائل هسته‌ای و دفاعی ایران نیز نباید موضوعی تلقی شود که بدون توجه به ملاحظات ایران درباره آن تصمیم‌گیری شود. این دیدگاه، عملاً زاویه متفاوتی با رویکردی دارد که دستاورد سفر نیویورک را بیش از هر چیز در احتمال گشایش یک کانال مستقیم با واشنگتن جست‌وجو می‌کند. در این نگاه، اصل حضور در سازمان ملل باید موضوعیت مستقل داشته باشد و دیدارهای دوجانبه تنها یکی از ابزارهای دیپلماسی باشند، نه هدف اصلی سفر.
     
    مسئله، اعتماد به وعده‌های واشنگتن است
    سیدمحمد حسینی نیز در گفت‌وگو با فارس درباره سفر رئیس‌جمهور، بر استفاده از تریبون سازمان ملل برای بیان مواضع ایران تأکید کرده و پیشنهاد می‌کند رئیس‌جمهور به‌جای تمرکز بر دیدار با ترامپ، از این فرصت برای طرح مطالبات ایران استفاده کند.وی با اشاره به تجربه تفاهم پیشین می‌گوید ترامپ سندی را امضا کرد، اما به آن پایبند نماند و بر همین اساس درباره اتکا به وعده‌های جدید هشدار می‌دهد.حسینی صراحتاً می‌گوید: «به هیچ وجه صلاح نیست رئیس‌جمهور ما تحت تأثیر تبلیغات بی‌پایه و غیرواقعی برخی غرب‌گرایان و سیاسیونی که کعبه آمالشان آمریکاست، به ذهنش خطور کند که با ترامپ گفت‌وگو کند.»
    وی همچنین از تعبیر رهبر انقلاب درباره اعتبار امضای ترامپ استفاده کرده و نتیجه می‌گیرد که سفر نیویورک باید بیش از آنکه محل نمایش یک دیدار باشد، فرصتی برای «روشنگری و افشاگری» درباره عملکرد آمریکا تلقی شود.
     
    به هیچ وجه نباید این ملاقات و دیدار صورت بگیرد
    حمیدرضا ترقی نیز بر این نکته تأکید دارد که حضور رئیس‌جمهور در سازمان ملل باید با توجه به شرایط کشور و مصالح ملی ارزیابی شود. او تریبون سازمان ملل را فرصتی برای بیان مواضع ایران می‌داند، اما درباره دیدار مستقیم با ترامپ موضع منفی دارد.ترقی درباره چنین دیداری می‌گوید: «این نوع ملاقات و دیدار، در دنیا تعابیر مختلفی خواهد داشت و به نظر می‌رسد به هیچ وجه نباید این ملاقات و دیدار صورت بگیرد.»وی استدلال خود را بر پیامدهای احتمالی چنین دیداری و نحوه بازتاب آن در فضای بین‌المللی بنا می‌کند و معتقد است ممکن است یک دیدار، بر تلاش ایران برای ارائه روایت خود در سازمان ملل سایه بیندازد.
     
    اختلاف واقعی بر سر چیست؟
    با کنار هم گذاشتن این دیدگاه‌ها، اختلاف اصلی را می‌توان در نحوه تعریف «فرصت دیپلماتیک» مشاهده کرد. در یک سو، بخشی از جریان اصلاح‌طلب بر این تأکید دارد که باید از فرصت ایجادشده برای کاهش تنش و باز کردن مسیر گفت‌وگو استفاده کرد. در سوی دیگر، منتقدان این رویکرد می‌گویند تجربه توافق هسته‌ای نشان داده است که تماس و توافق بدون تضمین اجرای تعهدات، الزاماً به نتیجه پایدار منجر نمی‌شود.از همین زاویه، گنجی معتقد است تکرار پیشنهادهایی مانند «لبخند» و «دست دادن» بدون توجه کافی به ساختار منازعه، ساده‌سازی مسئله است. گنجی در ادامه می‌گوید: «ما می‌رویم و سند امضا می‌کنیم، اما مشکل حل نمی‌شود؛ اینها می‌گویند یک دست دادن مشکل را حل می‌کند.» در نهایت باید گفت که نقد اصلی مطرح‌شده از سوی گنجی، خلجی، حسینی و ترقی و بسیاری از چهره‌های سیاسی به یک نقطه مشترک نزدیک می‌شود؛ اینکه نباید ظرفیت یک تریبون چندجانبه بین‌المللی را صرفاً به احتمال یک دیدار دوجانبه فروکاست.
     

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما