به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
مأموریت مینگذاری و پاکسازی میادین مین اطراف شهر مندلی عراق به گردان ما واگذار شده بود. محمدرضا بسطامخانی مسئول دسته ما بود. مشغول کار شدیم؛ مینهای کوشکوبی حساس شده بودند.من یک دوربین ۱۱۰ کتابی با خودم برده بودم که از منطقه و بچهها عکس بگیرم. ۳ -۲ تا عکس که گرفتم، بسطامخانی دوربین را از من گرفت و داخل جیب شلوارش گذاشت و گفت: برادر! حواست پرت میشه و خدای نکرده اتفاقی میافته.
نفر ایستاده علیرضا شکاری، نفر سمت راست شهید بسطامخانی، نفر سمت چپ داوود پاداشی؛ بسطامخانی ۲ روز بعد از گرفتن این عکس شهید شد.بسطامخانی رفت و ما هم مشغول پاکسازی مینها شدیم. هنوز چند تا مین خنثی نکرده بودیم که صدای انفجار مهیبی از وسط میدان مین آمد. سریع از میدان خارج شدم و به سمت محل انفجار دویدم. دیدم پایین تنه بسطامخانی رفته و در خون دست و پا میزند. او با دیدن ما با لبخند گفت: برادرها، چیزی نشده! هوا خیلی سرد بود؛ طوری که وقتی با ما صحبت میکرد بخار از دهانش خارج میشد.بسطامخانی با حالت التماس فریاد زد: برادرها تو رو خدا کمک کنید من رو سمت کربلا برگردونید تا به آقام سلام بدهم. او را به سمت کربلا نشاندیم و در حالی که صدایش به لرزه افتاده بود، گفت: السلام علیک یا اباعبدالله (ع) ... و به شهادت رسید.با هدایت شهید سیدمحمد زینالحسینی پیکر شهید محمدرضا بسطامخانی را روی پتو گذاشتیم و از میدان مین خارج شدیم. پیکر مطهر شهید بسطام خانی در آخرین روزهای پائیز سال ۶۱ در قطعه ۲۸ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.



