جمعه 19 تير 1405 - Fri 10 Jul 2026
  • واکنش انفعالی گروسی به تجاوز اخیر آمریکا

  • ایران اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشیده است

  • بازگشایی صحن آزادی، امکان زیارت محل خاکسپاری رهبر شهید فراهم شد

  • حمله به زیرساخت‌ها مقابله‌ به‌ مثل خواهد شد

  • تهران حملات تروریستی در جنوب غرب پاکستان را محکوم کرد

  • دیدار وزرای امور خارجه ایران و اندونزی در مشهد

  • مترو و اتوبوس تهران از شنبه باز هم رایگان است؟

  • هیچ شرایطی اجازه در امور تنگه هرمز به آمریکا داده نخواهد شد

  • عملیات موفق خنثی‌سازی بمب ۲۰۰۰ پوندی در کرج

  • پروازهای فرودگاه مشهد از سر گرفته شد

  • قدردانی محسن رضایی از حضور مردم عراق در تشییع رهبر شهید

  • قاب‌هایی از تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در مشهد

  • هشدار برای والیبالیست‌های ایران با سقوط در رنکینگ جهانی

  • آمریکا و اسرائیل باعث اتحاد میان اهل سنت و شیعیان شدند!

  • ترامپ جنگ را از سر نمی‌گیرد

  • حمله آمریکا به اسکله پنج‌پله بندرعباس

  • نمودار درختی مرحله حذفی جام جهانی پس از صعود فرانسه

  • پرسپولیس با این مدیریت ضربه می‌خورد

  • ولایت فقیه یعنی بعد از ۴۷سال حکمرانی

  • حمله انتحاری به منزل یک رهبر سیاسی در پاکستان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 390050
    تاریخ انتشار: 01/دي/1403 - 14:15

    آخرین جمله فرمانده دسته تخریبچی‌ها

    علیرضا شکاری از رزمندگان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) خاطره‌ای دارد از آخرین لحظاتی که در کنار فرمانده شهید محمدرضا بسطام‌خانی بود.

    آخرین جمله فرمانده دسته تخریبچی‌ها

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    مأموریت مین‌گذاری و پا‌کسازی میادین مین اطراف شهر مندلی عراق به گردان ما واگذار شده بود. محمدرضا بسطام‌خانی مسئول دسته ما بود. مشغول کار شدیم؛ مین‌های کوشکوبی حساس شده بودند.من یک دوربین ۱۱۰ کتابی با خودم برده بودم که از منطقه و بچه‌ها عکس بگیرم. ۳ -۲ تا عکس که گرفتم، بسطام‌خانی دوربین را از من گرفت و داخل جیب شلوارش گذاشت و گفت: برادر! حواست پرت میشه و خدای نکرده اتفاقی می‌افته.
    نفر ایستاده علیرضا شکاری، نفر سمت راست شهید بسطام‌خانی، نفر سمت چپ داوود پاداشی؛ بسطام‌خانی ۲ روز بعد از گرفتن این عکس شهید شد.بسطام‌خانی رفت و ما هم مشغول پاکسازی مین‌ها شدیم. هنوز چند تا مین خنثی نکرده بودیم که صدای انفجار مهیبی از وسط میدان مین آمد. سریع از میدان خارج شدم و به سمت محل انفجار دویدم. دیدم پایین تنه بسطام‌خانی رفته و در خون دست و پا میزند.  او با دیدن ما با لبخند گفت: برادرها، چیزی نشده! هوا خیلی سرد بود؛ طوری که وقتی با ما صحبت می‌کرد بخار از دهانش خارج می‌شد.بسطام‌خانی با حالت التماس فریاد زد: برادرها تو رو خدا کمک کنید من رو سمت کربلا برگردونید تا به آقام سلام بدهم. او را به سمت کربلا نشاندیم و در حالی که صدایش به لرزه افتاده بود، گفت: السلام علیک یا اباعبدالله (ع) ... و به شهادت رسید.با هدایت شهید سیدمحمد زینال‌حسینی پیکر شهید محمدرضا بسطام‌خانی را روی پتو گذاشتیم و از میدان مین خارج شدیم. پیکر مطهر شهید بسطام خانی در آخرین روزهای پائیز سال ۶۱ در قطعه ۲۸ گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما