چهارشنبه 13 خرداد 1405 - Wed 03 Jun 2026
  • کشف یک تونل عجیب در مرز مکزیک / فیلم

  • تولد نخستین کره‌خر در عربستان پس از یک قرن / عکس

  • از چاله عراق به چاه ایران؛ اعتراف ترامپ به تکرار یک اشتباه + عکس

  • جزئیات طرح رایگان شدن دائم تردد با مترو و بی آر تی

  • شکوه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان / فیلم

  • قیمت نفت امروز سه‌شنبه ۱۲ خرداد

  • آنچه باید درباره علیرضا بیرانوند بدانید

  • یک کنایه تمیز به کارمندان شبکه من و تو

  • آقای دکتر قالیباف حد یقف شما و تیم مذاکره کننده با آمریکا تا کجاست؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۲ خرداد

  • پرسپولیس در آستانه جذب ستاره‌های جوان

  • قیمت طلا و سکه امروز ۱۲ خردادماه

  • چگونه ابوترابی نقشه بعثی‌ها برای قتل‌عام اسرا را ناکام گذاشت؟ + عکس

  • حزب‌الله: ایران لبنان را شامل هر توافقی می‌کند

  • ۹۰۰ نقطه تهران میزبان اجتماعات مردمی مقاومت

  • چگونه «بادگلو» را درمان کنیم؟

  • پاسخ نقض آتش‌بس بیانیه نیست، نقض آتش‌بس است

  • وعده تفاهم در سایه نقض آتش‌بس؛ تناقض‌گویی تازه ترامپ

  • سلاح هوشمند سپاه در کنترل تنگه هرمز+فیلم

  • توافق هسته‌ای با ایران بر اساس واقعیت‌ روز باشد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 389235
    تاریخ انتشار: 20/آذر/1403 - 10:51

    شهیدی که خودش سخنران مراسم تشییع را انتخاب کرد

    توفیقی شد که در روز تشییع پیکر شهید عباس از معراج شهدای سمنان تا امام زاده علی اشرف(ع) همراه تشییع کنندگان باشم.

    شهیدی که خودش سخنران مراسم تشییع را انتخاب کرد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،

    زمانی که خبر شهادت عباس دانشگر در فضای شهر سمنان پیچید، من در مشهد مقدس بودم. در همان ایام پدر بزرگ خانمم درگذشت و من مجبور شدم از نیت دهه ای که در مشهد داشتم، صرف نظر کنم و به سمنان بیایم.

    توفیقی شد که در روز تشییع پیکر شهید عباس از معراج شهدای سمنان تا امام زاده علی اشرف(ع) همراه تشییع کنندگان باشم


    از حضور چشمگیر مردم شهیدپرور و همکاران شهید از دانشگاه امام حسین(ع) در آن مراسم با شکوه، خیلی متأثر شدم.

    در امام زاده علی اشرف(ع) عکس بزرگی روی دیوار نصب بود. به عباس گفتم: «دوست دارم در شب اول مجلس شما، منبر بروم. ببینم چه کار می‌کنی.»

    البته من از قبل عباس را می‌شناختم و سال‌ها پامنبری ام بود. من برای منبر رفتن اصرار نمی‌کنم؛ ولی آن روز از ته دل از عباس خواستم سخنران مجلس باشم.

    موقع ظهر بود که از سپاه استان سمنان، برادر کاشفی به من زنگ زد و گفت: «امشب منبر شهید عباس می‌روی؟»

    بدون معطلی گفتم: «می روم.»

    دوباره برای اطمینان پرسید: «می آیی؟»

    گفتم: «بله، می آیم.»

    چون از قبل وقتی برای منبر، من را دعوت می‌کرد، می‌گفتم: «یک فرصتی بده تا فکر کنم.»

    آن روز چون سریع قبول کردم، تعجب کرد. بعد از پایان تماس، وقتی گوشی همراهم را زمین گذاشتم، فهمیدم روح بزرگ شهید اشرافیت دارد و من را پذیرفته که در مجلس سهم کوچکی داشته باشم.

    برگرفته از کتاب «تاثیر نگاه شهید» روایتی از زندگی شهید مدافع حرم عباس دانشگر
    راوی: حجت الاسلام حسن آبادی؛ استاد و مبلغ دینی

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما