به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس،
رضا حافظی از همرزمان شهید قاسم سلیمانی تعریف میکند: «حاجی سخنرانی کرده بود و گفته بود: «دو ماه دیگر داعش را از بین میبریم.»
همه نگاهها سمت بوکمال بود. آخرین مرکز حکومت داعش، بوکمال که آزاد میشد؛ یعنی داعش خلاص. رفتیم و منطقه را از نزدیک دیدیم.
داعش با چنگ و دندان بوکمال را چسبیده بود. هر چه داشت وسط میدان آورده بود تا این نقطه را از دست ندهد. به دید نظامی که نگاه میکردیم باورش سخت بود بشود به این زودیها شر داعش را از بوکمال کم کرد.
بوکمال یک باریکه طولانی است که در حاشیه فرات به سمت بالا کشیده شده است. عبور از فرات به همین راحتیها امکانپذیر نبود. دنباله شهر را هم که میگرفتی، میخورد به نخلستانهای متراکم و از آن به بعد هم چند صد کیلومتر بیابان خدا بود که پهپادهای جاسوسی حرکت هر جنبندهای را زیر نظر داشتند.
از طرفی موانع و استحکاماتی که تکفیریها در منطقه کار کرده بودند، نمیگذاشت از اوضاع شهر و تحرکاتشان اطلاعاتی به بیرون درز کند؛ مثلاً خیابانهای اصلی را با تیوپهای بزرگ پوشانده بودند. طوری که پهپادها نمیتوانستند از شهر تصویر بگیرند. با همه این سختیها حاج قاسم روی حرفش ایستاده بود.
اطمینان داشت که بوکمال کارش به همین زودیها تمام است. تدبیر حاجی این بود که قبل از زدن به شهر، اول باید منطقه القائم که جزو عراق است و هممرز با بوکمال سوریه، آزاد شود. دستور داد تا بچههای حشدالشعبی القائم را پاکسازی کنند و بیایند خودشان را برسانند به نزدیکهای بوکمال. این طور عقبه داعش ضعیف میشد و دیگر نمیتوانست از این نقطه پشتیبانی بگیرد.
اما نیروهای جبهه مقاومت از جمله سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی کار آنها را به جایی رساندند که حالا سالها است داعش را هیچ کس جدی نمیگیرد.
از طرف دیگر نیروهای حشدالشعبی یا بسیج مردمی عراق که از سال ۲۰۱۴ به طور رسمی آغاز به کار کرد تا با داعش مقابله کند، در ابتدا با چالشهای زیادی روبرو بود و مخالفتهایی که با آن میشد، احتمال منحل شدن آن را بالا میبرد.
یا این حال آنها نه تنها دوام آوردند؛ بلکه آنقدر قوی شدند که سال ۲۰۱۷ نقش مهمی در عملیات بوکمال و نابودی داعش ایفا کردند. در همین کشور عراق، روزگاری صدام حسینی حکومت میکرد که نه تنها برای ما ایرانیها منفور بود، بلکه عراقیها هم او را دیکتاتور میخواندند و برای سقوطش لحظهشماری میکردند. صدام در حالی به ایران حمله کرد که پشتش به قدرتهای جهانی گرم بود و اطمینان داشت به راحتی میتواند تهران را فتح کند.
اما ۲۳ سال بعد در حالی او را دستگیر کردند که با اوضاع نابسامان در زیرزمین خانه یک کشاورز پنهان شده بود.



