جمعه 02 مرداد 1405 - Fri 24 Jul 2026
  • یزید زمان به زائران کربلا حمله کرد

  • جاده‌ای میان دو اقلیم / عکس

  • مشاهده یک خرس غول‌پیکر بر فراز تیر برق! / فیلم

  • قیمت دلار امروز پنجشنبه ۱ مرداد

  • اولتیماتوم ترامپ به عون: یا جولانی، یا نتانیاهو! + عکس

  • هلاکت متجاوزان در درگیری مرزبانان با گروهک تروریستی

  • روایت خبرنگار بی‌بی‌سی از دقت موشک‌های ایرانی

  • پاسخ قالیباف به ترامپ: امنیت برای همه یا هیچکس!

  • ایران با سریع‌ترین رشد سالمندی روبه‌رو است

  • ترامپ در باتلاق جنگ ایران گرفتار شده است

  • هشدار ستاد اربعین درباره پول همراه زائران

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • خسارت سنگین به سوله پهپادهای MQ۹، انهدام ۸فروند پهپاد

  • حمله سنگین سپاه به پایگاه‌های آمریکا در اردن/فیلم

  • افزایش حملات متقابل ایران و آمریکا و نگرانی از گسترش جنگ/مذاکرات پشت‌پرده با ایران در جریان است /توانمندی موشکی ایران همچنان پابرجاست+عکس

  • ادعای دوباره آمریکا علیه تنگه هرمز و ایران

  • سفر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس به استان‌های جنوبی

  • دوراهی ستاره آبی پوش بین استقلال و پرسپولیس

  • تصویر ماهواره‌ای از انهدام رادار هشدار اولیه آمریکا در کویت

  • فیلم / کارگاه بمب‌سازی عامل فعال کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 381871
    تاریخ انتشار: 28/شهريور/1403 - 10:57

    آسمانی شدن چهره شهید شاهرخ ضرغام

    در تاریکی هم مشخص بود. سر به زیر شده بود و ذکر می گفت. حمام رفته بود و لباس نو پوشیده بود. موها را هم مرتب کرده بود.

    آسمانی شدن چهره شهید شاهرخ ضرغام

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    عصر روز یکشنبه شانزدهم آذر پنجاه و نه بود. سید مجتبی همه بچه ها را در سالن هتل جمع کرد.

    تقریباً دویست و پنجاه نفر را بودیم. ابتدا آیاتی از سوره فتح را خواند. سپس در مورد عملیات جدید صحبت کرد: برادرها، امشب با یاری خدا برای آزادسازی دشت و روستاهای اشغال شده در شمال شرق آبادان حرکت می‌کنیم.

    استعداد نیروی ما نزدیک به یک گردان است. اما دشمن چند برابر ما نیرو و تجهیزات مستقر کرده. ولی رزمندگان ما ثابت کرده اند که قدرت ایمان بر همه سلاح های دشمن برتری دارد.

    بعد ادامه داد: دفتر فرماندهی کل قوا (بنی صدر) اعلام کرده: صبح فردا نیروهای ارتش را برای استقرار در منطقه، جانشین ما خواهند کرد.

    توپخانه ارتش هم پشتیبانی ما را انجام خواهد داد. بعد در مورد حفر کانال صحبت کرد و گفت: دوستان عزیز ما در طی این مدت کانالی را به طول سیصد متر تا نزدیک خطوط دشمن حفر کرده اند. همه از این کانال عبور می کنیم. دقت کنید تا به خاکریز و سنگرهای دشمن نرسیدیم کسی تیراندازی نکند. باید در سکوت کامل به دشمن نزدیک شویم.

    یکی دیگر از فرماندهان ادامه داد: برادر هاشمی فرماندهی عملیات و برادر شاهرخ ضرغام معاونت این عملیات را بر عهده دارند. برای رمز این حمله هم کلمه دو قلوها انتخاب شده!

    بچه ها با تعجب به هم نگاه می کردند. این اسم خیلی عجیب بود. فرمانده با خنده ادامه داد: روز قبل، خدا به آقا سید دو تا فرزند دو قلو داده ما هم هر چه از ایشان خواستیم به تهران بروند قبول نکردند. برای همین رمز حمله را اینطور انتخاب کردیم.

    نیروها آخرین تجهیزات خود را دریافت کردند. نماز مغرب را خواندیم و مجلس دعای توسل بر پا شد. هر چه گشتم شاهرخ را ندیدم. رفته بود تودی تاریکی و تو حال خودش بود. بعد دعا کمی غذا خوردیم و حرکت بچه ها آغاز شد.

    همه سوار بر کامیونها تا روستای سادات و سپس تا سنگرهای آماده شده رفتیم. بعد از آن پیاده شدیم و به یک ستون حرکت کردیم.

    آقا سید مجتبی جلوتر از همه بود. من و یکی از رفقا هم در کنارش بودم. شاهرخ هم کمی عقبتر از ما در حرکت بود. بقیه هم پشت سر ما بودند. در راه یکی از بچه ها جلو آمد و با آقا سید شروع به صحبت کرد. بعد هم گفت: دقت کردید، شاهرخ خیلی تغییر کرده! سید با تعجب پرسید: چطور؟!

    گفت: همیشه لباسهای گلی و کثیف داشت. موهاش به هم ریخته بود. مرتب هم با بچه ها شوخی می کرد و می خندید اما حالا!

    سید هم برگشت و نگاهش کرد. در تاریکی هم مشخص بود. سر به زیر شده بود و ذکر می گفت. حمام رفته بود و لباس نو پوشیده بود. موها را هم مرتب کرده بود.

    سید برای لحظاتی در چهره شاهرخ خیره شد. بعد هم گفت: از شاهرخ حلالیت بطلبید، این چهره نشون میده که آسمونی شده. مطمئن باشید که شهید میشه!ش

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما