دوشنبه 15 تير 1405 - Mon 06 Jul 2026
  • سرویس دهی مترو به حالت عادی بازگشت

  • قیمت طلا امروز یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

  • سرمربی جدید پرسپولیس انتخاب شد؟

  • مبلغ اعتبار و آخرین جزئیات کالابرگ تیر ۱۴۰۵

  • دیپلماسی تهاجمی

  • اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان با حضور گسترده مردم، فرزندان امام شهید و مسئولان کشوری و لشکری +عکس و فیلم

  • تمام خطوط اتوبوس تندرو تهران فعال هستند

  • باد کلاه پاپ لئو چهاردهم را به دریا برد / فیلم

  • تمساح لاشه پلیکان را تکه‌تکه کرد / فیلم

  • شلیک موشک‌ کروز راهبردی توسط کره شمالی

  • قیمت محصولات سایپا امروز یکشنبه 14 تیر

  • قیمت لحظه ای دلار امروز یکشنبه 14 تیر

  • افزایش سهمیه بنزین برای برخی استان ها

  • طرفداری رئیس فیفا از یک تیم لو رفت

  • عطوان: این تشییع نماد یک کشور پیروز است

  • فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه معرفی شد

  • فیلم/ همخوانی دعای وحدت در مصلی تهران

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • واکنش اسکوچیچ به مذاکره با پرسپولیس

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 355450
    تاریخ انتشار: 24/مهر/1402 - 09:51

    بالاخره ما هم ترکش‌گیر شدیم!

    خواهر شهید حسین حیدر تعریف می‌کند: «وقتی حسین مجروح شده و به شهر آمده بود، نمی‌خواست مادرمان متوجه درد او شود. برای همین با خوشحالی می‌گفت: «بالاخره ما هم ترکش‌گیر شدیم!»

    بالاخره ما هم ترکش‌گیر شدیم!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    خیلی از کسانی که در جبهه‌های جنگ مجروح می‌شدند، تلاش می‌کردند برای درمان به شهر خود برنگردند تا خانواده‌شان متوجه جراحت آن‌ها نشده و نگران نشوند. 

    روایتی که می‌خوانید، خاطره‌ای از خواهر شهید حسین حیدر است که در کتاب «سیرت شهیدان» به قلم غلامعلی رجائی آمده:

    «وقتی حسین در یکی از عملیات‌ها مجروح شد، مجبور بود برای ادامه درمان به شهر برگردد. پایش زخم عمیقی برداشته و درد زیادی را تحمل می‌کرد؛ اما از ترس اینکه مبادا مادرم از آه و ناله او نگران و ناراحت شود، نه تنها درد خود را ظاهر نمی‌کرد، بلکه حتی سعی می‌کرد با لطیفه گفتن مجروح شدن خود را لطیف جلوه دهد.

    مثلاً می‌گفت: «بالاخره ما هم ترکش‌گیر شدیم!»

    باری دیگر می‌خندید و می‌گفت: «اگه آهن‌ربا دارید در خدمت حاضریم!»

    ما واقعاً احساس می‌کردیم دارد لطیفه تعریف می‌کند.»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما