چهارشنبه 13 خرداد 1405 - Wed 03 Jun 2026
  • کشف یک تونل عجیب در مرز مکزیک / فیلم

  • تولد نخستین کره‌خر در عربستان پس از یک قرن / عکس

  • از چاله عراق به چاه ایران؛ اعتراف ترامپ به تکرار یک اشتباه + عکس

  • جزئیات طرح رایگان شدن دائم تردد با مترو و بی آر تی

  • شکوه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان / فیلم

  • قیمت نفت امروز سه‌شنبه ۱۲ خرداد

  • آنچه باید درباره علیرضا بیرانوند بدانید

  • یک کنایه تمیز به کارمندان شبکه من و تو

  • آقای دکتر قالیباف حد یقف شما و تیم مذاکره کننده با آمریکا تا کجاست؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۲ خرداد

  • پرسپولیس در آستانه جذب ستاره‌های جوان

  • قیمت طلا و سکه امروز ۱۲ خردادماه

  • چگونه ابوترابی نقشه بعثی‌ها برای قتل‌عام اسرا را ناکام گذاشت؟ + عکس

  • حزب‌الله: ایران لبنان را شامل هر توافقی می‌کند

  • ۹۰۰ نقطه تهران میزبان اجتماعات مردمی مقاومت

  • چگونه «بادگلو» را درمان کنیم؟

  • پاسخ نقض آتش‌بس بیانیه نیست، نقض آتش‌بس است

  • وعده تفاهم در سایه نقض آتش‌بس؛ تناقض‌گویی تازه ترامپ

  • سلاح هوشمند سپاه در کنترل تنگه هرمز+فیلم

  • توافق هسته‌ای با ایران بر اساس واقعیت‌ روز باشد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 346681
    تاریخ انتشار: 21/تير/1402 - 14:01

    عظمت روح یک شهید مدافع حرم ۲۳ ساله

    آخر من کجا و شهدا کجا خجالت می‌کشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم من ریزه‌خوار سفره‌ آنان هم نیستم.

    عظمت روح یک شهید مدافع حرم ۲۳ ساله

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    شهید مدافع حرم عباس دانشگر، یکی از دهه هفتادی‌هایی بود که داوطلبانه به میدان رزم با تکفیری‌ها رفت و در این راه به شهادت رسید. وی متولد 18 اردیبهشت سال 1372 در سمنان بود و 20 خرداد سال 1395 در حلب سوریه به شهادت رسید.

    مزار وی در امامزاده علی بن‌اشرف سمنان، پذیرای عشاق راه حقیقت است. عظمت روح این شهید مدافع حرم 23 ساله را می‌توان در وصیت نامه او به خوبی دید.

    شهید عباس دانشگر در این وصیت نامه نوشته است: «آخر من کجا و شهدا کجا خجالت می‌کشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم من ریزه‌خوار سفره‌ آنان هم نیستم، شهید شهادت را به چنگ می‌آورد راه درازی را طی می‌کند تا به آن مقام می‌رسد اما من چه! سیاهی گناه چهره‌ام را پوشانده و تنم را لخت و کسل کرده، حرکت جوهره‌ اصلی انسان است و گناه زنجیر، من سکون را دوست ندارم. عادت به سکون بلای بزرگ پیروان حق است، سکونم مرا بیچاره کرده.

    در این حرکت عالم به سمت معبود حقیقی دست و پایم را اسیر خود کرده، انسان کر می‌شود، کور می‌شود، نفهم می‌شود، گنگ می‌شود و باز هم زندگی می‌کند. بعد از مدتی مست می‌شود و عادت می‌کند به مستی و وای به حالمان اگر در مستی خوش بگذرانیم و درد نداشته باشیم. درد را، انسان بی‌هوش نمی‌کشد، انسان خواب نمی‌فهمد، درد را، انسان باهوش و بیدار می‌فهمد...»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما