به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل ازجهان نیوز ،
اصلاح طلبان که با ریزش شدید بدنه اجتماعی خود روبرو شده اند حالا بر اساس یک دستور العمل پوپولیستی سعی دارند که خود را دوباره احیا کنند. از این روست که در صدر جبهه اصلاحات یک زن پر حاشیه را بر صندلی ریاست می نشانند تا شاید بتوانند با یک شوآف زنانه پس از اتفاقاتی که با شعار" زن، زندگی، آزادی" همراه بود موج سواری کرده و دوباره خود را به صحنه سیاسی کشور بازگردانند.
آذر منصوری در حالی به صندلی دبیر کلی جبهه اصلاحات تکیه زد که محمود میرلوحی عضو شورای حزب اتحاد ملت و از اعضای این جبهه از محمد خاتمی رییس دولت اصلاحات نقل کرده که باید از زنان استفاده شود. درواقع منصوری در یک انتخاباتی که در آن رقیبی جدی حضور نداشت برگزیده شد که این موضوع نشان دهنده دستوری، فرمایشی و نمایشی بودن این انتخابات بوده است. موضوعی که به خوبی نشان از حربه انتخاباتی اصلاحات برای استفاده و بهره برداری تکراری و ابزاری از زنان آنهم با توجه به شرایط جامعه و تحرکات ضدانقلاب در این حوزه است.
اصلاحات که در بحث عوامفریبی بویژه در حوزه زنان ید طولایی دارد سعی می کند با توجه به مشکلات عدیده ای که سو مدیریت هشت ساله این جبهه بر کشور تحمیل کرد، با یک اقدام پوپولیستی اذهان جامعه را از کارنامه کاری سیاه خود دور کند و والویت جامعه را به سمت مسائل نمایشی سوق دهد. از همین روست که در یک حرکت تابلو سیاسی یک زن دبیرکلی این جبهه را به صورت صوری در دست می گیرد تا مردانی که در پشت صحنه و اتاق عملیات روانی طراحی می کنند وی و جریان اصلاحات را مدیریت کنند.
اخیرا اصلاح طلبان در تکمیل این حرکت و نمایش عوام فریبانه خود از نگهداری یک سگ فانتزی توسط این زن به طور گسترده صحبت کرده تا بدین وجه این سناریو را تکمیل کنند.
وی در این کلیپ که به طور گسترده از سوی رسانه های اصلاح طلب منتشر شده با سناریوچینی خاصی مطرح می کند که فرزندانش این سگ را به خانه اورده اند و وی در ابتدا مخالف بوده و اما بعد از دیدن وفا و مهربانی سگ به آن علاقه مند شده است.
جالب اینجاست که افرادی دیگر چون " غلامحسین کرباسچی" با اعتراف به دستوری بودن این انتخاب گفته اند: "قطعا نیروهای با سابقهتر، سیاسیتر و توانمندتر در جبهه اصلاحات وجود دارند اما حتما دلایل و ملاحظاتی برای انتخاب خانم منصوری در این زمینه وجود داشته است."
وی با بیان اینکه می خواستند یک خانم رییس باشد، تصریح کرد: "احتمالاً با توجه به جریانات اخیری که در کشور اتفاق افتاد، جبهه اصلاحات تصمیم گرفت به خانمها جایگاهی دهد تا در افکار عمومی هم اثر مثبتی گذاشته شود، بنابراین با توجه به شرایط جامعه تصمیم گرفتند پس از چندین دوره که ریاست جبهه در اختیار آقایان بود، این نوبت ریاست بر عهده یک خانم باشد."
علیمحمد نمازی، از اعضای حزب کارگزاران سازندگی نیز درباره این انتخاب و علت کنار رفتن " بهزاد نبوی" گفت: "بعضی از دوستان اساساً معتقدند که ادامه ریاست آقای نبوی مناسب با فضای سیاسی پسامهسا نیست؛ در واقع فضا رادیکالتر شده. آقای نبوی همیشـه در شرایط اجمـاع آرا رئیس میشد. اگر اجماع نباشد، ایشان از پذیرش مجدد مسئولیت پرهیز میکند. جبهه اصلاحات چند عضو حقوقی دارد که به رغم اینکه اقلیت خیلی کوچکی هستند اما صدای خیلی بلندی دارند. آنها گاهی اوقات مطالبی را میگویند که شنیدن این نـوع پرخاشها خیلی شایسته نبوده است. از این جهت برای ایشان دلخوری به وجود آمده است."
درواقع نبوی میدانسته که جریان اصلاحات چه نقشه و حربه سیاسی دارد که قطعا با حذف او در حوزه کلید می خورده است و بنابراین برای پایین نیامدن بیشتر شخصیت سیاسی خود در انتخاب از قبل انتخاب شده، شرکت نکرد و انصراف خود را اعلام کرد.
نکته حائز اهمیت در مورد شخصیت سیاسی منصوری، تندرو و رادیکال بودن این شخص است که در بزنگاه ها ممکن است برای این جبهه مشکل ایجاد کند و برخی از اعضای این جریان تحلیل می کنند ممکن است نظرها با رفتار تند منصوری در ادامه به سمت شخص دیگری باز گردد و به نظر می رسد این افراد به سایر اعضا برای برگزاری انتخابات مجدد و انتخاب فردی مناسب پالس و سیگنال می دهند.
انچه در این انتخاب در جبهه اصلاحات در ابتدای امر دیده می شود مخالفت و انتقاد بسیاری از اعضای جریان به این موضوع است که فقط حول یک بهره برداری سیاسی از زنات این تصمیم از سوی سران اصلاحات اتخاذ شده است.




