دوشنبه 20 مهر 1405 - Mon 12 Oct 2026
  • مروری بر زندگی سردار شهید حسین املاکی + عکس

  • تسلیت پهلوی به بن‌سلمان؛ سکوت مقابل توهین روبیو + عکس

  • پیگیری ویژه پرونده‌ کثیرالشاکی فرداموتورز

  • استوری محمد علیزاده به مناسبت روز دختر

  • سلبریتی‌هایی که برای دختران ایرانی نسخه ناامیدی پیچیدند+ عکس

  • یمن مهمانی بزرگ ریاض را نقش بر آب کرد+ عکس

  • قیمت دلار امروز دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵

  • آیت‌الله زین‌العابدین قربانی دار فانی را وداع گفت

  • تکرار این حرف‌ها چه کمکی به شرایط کشور می‌کند؟

  • قیمت سکه و طلا امروز دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵

  • پاسخ آمریکا به شروطمان را ناکافی می‌دانیم

  • نیروی دریایی سپاه اعلام کرد: آتش سوزی مهیب در یک نفتکش در تنگه هرمز/ سومین نفتکش به مین دریایی برخورد کرد+ فیلم

  • آماده کمک به شروع گفتگو بین عربستان و یمن هستیم

  • در هم کوبیدن قطری ها توسط استقلال

  • قاتل خاموش ستون فقرات

  • خط و نشان جدید ترامپ

  • فراجا در شرایط جنگی محکم و استوار ایستاد

  • محاصره امریکا در آسمان ریاض!

  • تصویر پهلوی‌پسند از دختر ایرانی

  • جنگ ترامپ علیه ایران مایه تحقیر ملی است

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 334857
    تاریخ انتشار: 10/اسفند/1401 - 15:40
    شعیب بهمن

    توسعه روابط با روسیه و چین به تشکیل ستاد فرماندهی نیاز دارد

    توسعه روابط با روسیه و چین به تشکیل ستاد فرماندهی نیاز دارد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،وقتی جنگی در دنیا اتفاق می‌افتد دستگاه سیاست خارجی ما کاملا غافلگیر می‌شود. وقتی شی‌جین‌پینگ به عربستان سفر می‌کند و آن مواضع را می‌گیرد که در داخل کشور ما بازتاب دارد دچار این غافلگیری می‌شویم. موارد متعدد دیگری را می‌توان مثال زد و درباره آن صحبت کرد که اساسا دچار غافلگیری شدیم و نتوانستیم این مباحث را درست تحلیل کنیم یا نتوانستیم درست پیش‌بینی کنیم. وقتی به این نقطه می‌رسیم اساسا به‌جای اینکه یک کنشگر باشیم، ناگزیر می‌شویم در اکثر موارد به واکنش رو بیاوریم. بنابراین می‌توان گفت یکی دیگر از ویژگی‌های سیاست خارجی ما واکنش‌گرایی است

    ما به‌جای اینکه کنشگر فعال و جدی باشیم، به‌جای اینکه در خیلی از حوزه‌ها و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی ابتکار عمل از خود به خرج دهیم در خیلی از موارد مشاهده‌گر و نظاره‌گر هستیم. درحالی است که ابزارها و ظرفیت‌های لازم برای بازیگری را داریم.

    در مکان و زمان مشخص دو فرد عالی‌رتبه سیاست خارجه ما، یعنی وزیر امور خارجه و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی حضور داشتند. در همان طرح به فاصله 10 تا 15 دقیقه این دو نفر صحبت و هریک بحث کاملا متفاوتی را بیان کردند. آقای امیرعبداللهیان بیان کرد که سوءتفاهم با چین رفع شده است. اما آقای خرازی درمورد مواضعی که شی‌جین‌پینگ داشت، گفت چین باید عذرخواهی کند. مگر می‌شود در یک طرح، در یک زمان و یک مکان، دو مقام ارشد صحبت کنند و دو پیام کاملا متفاوت را به دنیا مخابره کنند؟

    تحریم در جذب سرمایه خارجی تاثیرگذار بود، تحریم در اینکه بتوانیم به خیلی از فناوری‌ها و تکنولوژی‌های نو دسترسی داشته باشیم قطعا تاثیرگذار بوده است. نمی‌توان نقش تحریم‌ها را کمرنگ کرد اما مساله اینجاست که اساسا در این حوزه‌ها به درک لازم برای دور زدن تحریم هم نرسیدیم.

    تجربه‌ای که درباره چین وجود داشت، تجربه کاملا موفقی بود که به امضای آن سند راهبردی منتهی شد. چیزی که تجربه‌های این‌چنینی را دگرگون می‌کند و مرکزیت آن را از بین می‌برد، رها کردن آن است. ما اساسا کار رها شده زیاد داریم و به‌خاطر همین مساله، پیشرفتی در کار نمی‌بینیم.

    من سال‌هاست درباره روسیه به شکل تخصصی کار می‌کنم، و سال‌هاست می‌گویم اگر می‌خواهید روابط اقتصادی با روسیه توسعه یابد، نیاز به چنین ستادی دارید، نیاز به فرماندهی واحد دارید چراکه وقتی کار با بازیگرانی مثل روسیه و چین می‌رسد، علاوه‌بر قواعد دست‌وپاگیر و بروکراسی پیچیده و ناکارآمد، ما با یک دسته‌ای از مدیرانی مواجه می‌شویم که اساسا تمایلی به توسعه روابط با روسیه و چین ندارند.

    در تئوریزه کردن و نظریه‌پردازی درباره نگاه به شرق، در نقطه صفر قرار داریم و از هر کدام از مسئولان ما بپرسید ممکن است به یکی از اینها اشاره کند یا یکی از اینها را نسبت به بقیه ارجحیت ببخشد. بنابراین هنوز تعریف جامعی وجود ندارد.

    اگر ما نگاه و رویکرد به شرق را به معنای توسعه و تقویت رابطه با کشورهایی درنظر بگیریم که دارای استقلال عمل در حوزه سیاست خارجی هستند یا تمایل دارند کشورهای مستقلی باشند، آن وقت می‌توانیم رویکردی درست در نگاه به شرق داشته باشیم.

    سیاست خارجی در کشور ما متاسفانه سیاسی و جناحی شده است، یعنی دو جریان سیاسی غالب در کشور ما کاملا دو سویه متضاد را در حوزه سیاست خارجی دارند.

    حالا طیف‌های اصولگرا معتقدند رابطه با روسیه و چین سودمند است که بعضا خیلی در آن اغراق‌ می‌شود و این می‌تواند آسیب ایجاد کند. طیف‌های اصلاح‌طلب هم معتقدند رابطه با روسیه و چین اصلا به‌ صلاح نیست و رابطه با کشورهای غربی به صلاح ایران است و می‌تواند منافع ایران را تامین کند. این دوگانگی و تضاد با تغییر دولت‌ها و نگرش‌ها به طرف‌های بیرونی هم می‌رسد و آنها هم این درک را دارند که اگر 4 سال دیگر دولت در ایران عوض شد و فردی از جناح مخالف آمد، تکلیف رابطه با ایران چیست؟

    ما یک سند مهم و راهبردی با چینی‌ها امضا کردیم ولی هیچ پیشرفتی در اجرا و عمل به آن نداشتیم. هیچ کشوری در دنیا منتظر ما نخواهد ماند. اینکه من نمی‌توانم با چین کار کنم، دلیل نمی‌شود او ملاحظه من را کند و با عربستان یا امارات کار نکند.

    مساله غرب با ایران، فقط مساله برجام یا توانمندی هسته‌ای ایران نیست. غرب موضوعات متنوعی را با ایران دارد؛ از توانمندی نظامی و دفاعی تا نفوذ منطقه‌ای و نوع بازیگری ایران در منطقه را در بر می‌گیرد. طرف غربی همه اینها را در یک مجموعه می‌بیند مثلا همان زمان که برجام به نتیجه رسید، به‌صراحت اعلام کرد که باید سراغ برجام دو و سه (برجام موشکی و منطقه‌ای و الی آخر) برویم.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما