شنبه 09 اسفند 1404 - Sat 28 Feb 2026
  • مربی ترک هواداران استقلال را نگران کرد

  • عراقچی: این یک جنگ ویرانگر خواهد بود /عمان: تلاش‌ها با جدیت ادامه دارد +فیلم

  • سکوتی که شکست و هزینه‌ای که آغاز شد

  • جزییات پیشنهاد امروز ایران در مذاکرات هسته‌ای

  • عراقچی‌ از اختیار کافی برای این توافق برخوردار است

  • من راه عشق و شهادت را رفتم +عکس

  • مقصدی رویایی برای طبیعت‌گردان / عکس

  • عمان: مذاکره کنندگان از ایده‌ها استقبال کردند

  • شاه‌پانزه این طوری توی ۵ سال رنگ عوض کرد /فیلم

  • تناقض‌گویی مقامات آمریکا شک و شبهه‌ها را نسبت به قصد و نیت واقعی آن‌ها بیشتر می‌کند+فیلم

  • بیزاتی به کادرفنی استقلال اضافه شد

  • اختلاف در اپوزیسیون بالا گرفت

  • ایران به هلند اعتراض کرد

  • پروژه اینترنشنال برای عادی‌سازی تجزیه‌طلبی + عکس و فیلم

  • 3 دانشجوی متخلف دانشگاه تهران موقتاً تعلیق شدند

  • عیدی بازنشستگان قبل از نیمه اسفند پرداخت می شود؟

  • عضو مسلمان کنگره آمریکا: نه به جنگ با ایران

  • تبریک رمضان توسط باشگاه‌های اروپایی

  • روایت‌های بصری از تغییرات اجتماعی / عکس

  • برگشت مهاجم خارجی استقلال به این تیم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 331920
    تاریخ انتشار: 19/بهمن/1401 - 12:50

    «ساواکی‌ها» این طوری ناخن می‌کشیدند

    سوزن ته گرد را زیر ناخن رد می‌کردند، دو تا سه تا زیر هر ناخن! بعد با فندک یا شمع این سوزن‌ها را داغ می‌کردند، سوزن که داغ می‌شد حرارت زیر ناخن می‌رفت و باعث عفونت ناخن می‌شد، بعد ناخن می‌افتاد.

    «ساواکی‌ها» این طوری ناخن می‌کشیدند

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس؛اگر در اسامی افرادی که زندان‌های مخوف و منحوس پهلوی را درک کرده‌اند، گذری کنید نام خواهر و برادری به چشمتان خواهد خورد به نام مراد و حمیده نانکلی. مراد یکی از اسطوره‌های شهید مبارزه علیه طاغوت بود که جان داد، اما اطلاعات نداد. حمیده خواهر مراد که تنها ۱۵ سال داشت به واسطه فعالیت‌های برادرش مبارزه را شروع کرد و سرانجام پایش به زندان وحشتناک کمیته مشترک باز شد.

    آنچه می‌خوانید برشی است از خاطره حمیده نانکلی که از شکنجه در این دوران می‌گوید:

    من ۱۵ سال داشتم که سال ۵۳ ساعت یک نیمه شب توسط ساواک دستگیر شدم. آن شب یک ساعت بعد از ورودم شکنجه آغاز شد. یک شکنجه اصلی که کلا هر کسی اول که وارد می‌شد، تخت را داشت. یعنی روی تخت می‌بستند دو دست از بالا و دو پا از پایین و با کابل به کف پا می‌زدند و همه آن را داشتند و بعد بستگی به سبک و سنگین بودن پرونده داشت و بعد شکنجه‌ها فرق می‌کرد. مثلا خانم دباغ و خانم سجادی سوزاندن با سیگار را چندبار تجربه کردند. روی نقطه‌های حساس بدن آتش سیگار را خاموش می‌کردند یا ناخن را می‌کشیدند.

    ناخن چسبیده را چطور می‌توانستند بکشند؟ سوزن ته گرد را زیر ناخن رد می‌کردند، دو تا سه تا زیر هر ناخن! بعد با فندک یا شمع این سوزن‌ها را داغ می‌کردند، سوزن که داغ می‌شد حرارت زیر ناخن می‌رفت و باعث عفونت ناخن می‌شد، بعد ناخن می‌افتاد. برای همین آنهایی که ندیدند، می‌گفتند ناخن را می‌کشیدند، ولی اصلش به همین صورت بود. برادر خود من به خاطر ضربه‌ای که خورده بود کلا کاسه چشمش تخلیه شد. عکسش در موزه عبرت هست؛ فکش شکسته، دندان‌هایش ریخته و جمجمه ترک خورده است. آخرین ضربه‌ای که می‌زنند به قلبش می‌زنند که باعث ایست قلبی‌اش می‌شود

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما