سه شنبه 24 شهريور 1405 - Tue 15 Sep 2026
  • مردم یمن معتقدند عربستان در حال اجرای نقشه های آمریکاست

  • عمان حافظ منافع آمریکاست نشست مسقط تله است، مراقب باشید!

  • رئیس آموزش‌وپرورش رباط‌کریم بازداشت شد

  • ایران و یمن در حال آزاد کردن غرب آسیا

  • علیرضا بیرانوند: هراسی از رفتن به سربازی ندارم

  • پیگیری سرنوشت ۳ خلبان ایرانی از مسیر دوحه

  • پدافند ایران قفل F۳۵ را شکست / فیلم

  • دستور اژه‌ای برای بررسی جامع شرکت‌های دولتی و وابسته به دولت + فیلم

  • یک‌رفتار ضدایرانی؛ وقتی دیگران به آثار ضد اسرائیلی جایزه می‌دهند! + عکس

  • ترس فروشی بلاگرها با کلیدواژه اَبَرتورم

  • پایگاه ملک خالد عربستان با ده‌ها موشک و پهپاد هدف قرار گرفت

  • تله ترامپ برای بازار نفت و مسئولان ایرانی

  • قد بلندقدترین اسب جهان / عکس

  • چرا با وجود مصرف آهن، کمبود آهن داریم

  • اقامه نماز زیر باران شدید در مسجدالحرام / فیلم

  • خبر خوش به تیم ملی از قلب پرسپولیس!

  • بقائی: درخواست عربستان برای تعویق نشست مسقط/ کاردار اتریش فراخوانده شد + فیلم

  • افشاگری سرلشکر صهیونیست از فرسایش نظامیان

  • نابغه ترابری سنگین سپاه کیست؟ + عکس

  • نوستالژی /نوحه عمه بابایم کجاست کویتی پور

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 312931
    تاریخ انتشار: 22/شهريور/1401 - 21:42
    روایت طریق‌الحسین

    من خادم‌الحسین نیستم! لفظ «خادم» برای من بزرگ است

    «محمد» هر چند دقیقه یکبار از روی صندلی بلند می‌شود و با لهجه غلیظ عربی تکرار می‌کند: «زائران اباعبدالله (ع) ۷۰ بار خوش‌آمدید. چه چیزی میل دارید، برایتان آماده کنم؟ آب خنک؟ طعام؟»

     من خادم‌الحسین نیستم! لفظ «خادم» برای من بزرگ است

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل ازایسنا؛ اینجا نجف است؛ در آستانه اربعین حسینی شهر، پر از جمعیت شیعیان شده که قرار است پس از زیارت حضرت امیرالمونین(ع) ۱۴۵۲ عمود را به مقصد کربلای معلا با پای پیاده طی کنند. شهر پر از زائر و قدم به قدم موکب عراقی‌هاست. می‌خواهید بدانید، آدم‌ها در این شهر شلوغ دنبال چه چیزی می‌گردند؟ هیچ؛ دنبال قرار این دل بی‌قرار…

    «محمد» حالا که پای دیگ بزرگ غذاست، می‌گوید: «پدرم، پدربزرگم و پدرش به زائران اباعبدالله خدمت می‌کردند. حتی زمان صدام میزبان زائر بودیم. آن زمان به این شکل نبود، تعداد زوار کم بود اما در این چند سال شکر خدا زائر زیاد داشتیم.»

    وقتی برای او از عنوان «خادم اباعبدالله» استفاده می‌کنم، خیلی این لفظ را دوست ندارد: «من خادم نیستم، فقط خدمت می‌کنم، کمک می‌کنم، لفظ خادم  برای من خیلی خیلی بزرگ است. خادم پدرم و پدربزرگم بودند.»

    محمد که حدودا ۴۰ ساله است، شغل پدرش را ادامه می‌دهد و به تجارت شن و ماسه مشغول است: «هرسال بخشی از درآمدمان خانوادگی‌مان به پذیرایی از زوار اختصاص دارد. برایمان مهم نیست چه کسی است؟ از کجا آمده است؟ همین که زوار امام حسین (ع) کافی است. دیگر هیچ…»

    مادر «محمد» برای پذیرایی از زوار خانم، به طور تمام وقت خادمی می‌کند، غذا می‌پزد، لباس زوار را می‌شوید، خانه را تمیز می‌کند و جز لبخند رضایت هیچ نمی‌گوید.

    مادر «محمد» می‌گوید: «جز اجر و ثواب دنبال هیچ چیز دیگر نیستم، خادمی می‌کنم و فقط ثواب می‌خواهم.»

    او خواسته هیچ زائری را بی‌جواب نمی‌گذارد. رختخواب می‌اندازد و پتوهای زائران را بالاتر می‌کشد که مبادا سرما بخورند.

    زائران کربلا حالا کم‌کم نجف را ترک می‌کنند، تا طی چند روز باقی مانده به اربعین حسینی بتوانند مسیر کربلا تا نجف را پیاده‌روی کنند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما