چهارشنبه 13 خرداد 1405 - Wed 03 Jun 2026
  • کشف یک تونل عجیب در مرز مکزیک / فیلم

  • تولد نخستین کره‌خر در عربستان پس از یک قرن / عکس

  • از چاله عراق به چاه ایران؛ اعتراف ترامپ به تکرار یک اشتباه + عکس

  • جزئیات طرح رایگان شدن دائم تردد با مترو و بی آر تی

  • شکوه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان / فیلم

  • قیمت نفت امروز سه‌شنبه ۱۲ خرداد

  • آنچه باید درباره علیرضا بیرانوند بدانید

  • یک کنایه تمیز به کارمندان شبکه من و تو

  • آقای دکتر قالیباف حد یقف شما و تیم مذاکره کننده با آمریکا تا کجاست؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۲ خرداد

  • پرسپولیس در آستانه جذب ستاره‌های جوان

  • قیمت طلا و سکه امروز ۱۲ خردادماه

  • چگونه ابوترابی نقشه بعثی‌ها برای قتل‌عام اسرا را ناکام گذاشت؟ + عکس

  • حزب‌الله: ایران لبنان را شامل هر توافقی می‌کند

  • ۹۰۰ نقطه تهران میزبان اجتماعات مردمی مقاومت

  • چگونه «بادگلو» را درمان کنیم؟

  • پاسخ نقض آتش‌بس بیانیه نیست، نقض آتش‌بس است

  • وعده تفاهم در سایه نقض آتش‌بس؛ تناقض‌گویی تازه ترامپ

  • سلاح هوشمند سپاه در کنترل تنگه هرمز+فیلم

  • توافق هسته‌ای با ایران بر اساس واقعیت‌ روز باشد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 312931
    تاریخ انتشار: 22/شهريور/1401 - 21:42
    روایت طریق‌الحسین

    من خادم‌الحسین نیستم! لفظ «خادم» برای من بزرگ است

    «محمد» هر چند دقیقه یکبار از روی صندلی بلند می‌شود و با لهجه غلیظ عربی تکرار می‌کند: «زائران اباعبدالله (ع) ۷۰ بار خوش‌آمدید. چه چیزی میل دارید، برایتان آماده کنم؟ آب خنک؟ طعام؟»

     من خادم‌الحسین نیستم! لفظ «خادم» برای من بزرگ است

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل ازایسنا؛ اینجا نجف است؛ در آستانه اربعین حسینی شهر، پر از جمعیت شیعیان شده که قرار است پس از زیارت حضرت امیرالمونین(ع) ۱۴۵۲ عمود را به مقصد کربلای معلا با پای پیاده طی کنند. شهر پر از زائر و قدم به قدم موکب عراقی‌هاست. می‌خواهید بدانید، آدم‌ها در این شهر شلوغ دنبال چه چیزی می‌گردند؟ هیچ؛ دنبال قرار این دل بی‌قرار…

    «محمد» حالا که پای دیگ بزرگ غذاست، می‌گوید: «پدرم، پدربزرگم و پدرش به زائران اباعبدالله خدمت می‌کردند. حتی زمان صدام میزبان زائر بودیم. آن زمان به این شکل نبود، تعداد زوار کم بود اما در این چند سال شکر خدا زائر زیاد داشتیم.»

    وقتی برای او از عنوان «خادم اباعبدالله» استفاده می‌کنم، خیلی این لفظ را دوست ندارد: «من خادم نیستم، فقط خدمت می‌کنم، کمک می‌کنم، لفظ خادم  برای من خیلی خیلی بزرگ است. خادم پدرم و پدربزرگم بودند.»

    محمد که حدودا ۴۰ ساله است، شغل پدرش را ادامه می‌دهد و به تجارت شن و ماسه مشغول است: «هرسال بخشی از درآمدمان خانوادگی‌مان به پذیرایی از زوار اختصاص دارد. برایمان مهم نیست چه کسی است؟ از کجا آمده است؟ همین که زوار امام حسین (ع) کافی است. دیگر هیچ…»

    مادر «محمد» برای پذیرایی از زوار خانم، به طور تمام وقت خادمی می‌کند، غذا می‌پزد، لباس زوار را می‌شوید، خانه را تمیز می‌کند و جز لبخند رضایت هیچ نمی‌گوید.

    مادر «محمد» می‌گوید: «جز اجر و ثواب دنبال هیچ چیز دیگر نیستم، خادمی می‌کنم و فقط ثواب می‌خواهم.»

    او خواسته هیچ زائری را بی‌جواب نمی‌گذارد. رختخواب می‌اندازد و پتوهای زائران را بالاتر می‌کشد که مبادا سرما بخورند.

    زائران کربلا حالا کم‌کم نجف را ترک می‌کنند، تا طی چند روز باقی مانده به اربعین حسینی بتوانند مسیر کربلا تا نجف را پیاده‌روی کنند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما