سه شنبه 28 مهر 1405 - Tue 20 Oct 2026
  • لاوروف امروز در تهران + فیلم

  • تدریج جواب داد؛ واردات بنزین متوقف شد

  • مهرداد اخلاقی با حکم رئیس جمهور رسما وزیر دفاع شد

  • بن‌گویر خطاب به یهودیان فرانسه: به خانه‌تان بازگردید

  • خاطره‌ای از شهید نیل فروشان

  • محله‌ای در ترکیه زیر آب رفت / فیلم

  • از دره درخشان تا قبرستان آمریکایی‌ها در ارومیه / عکس

  • پیام تبریک سرلشکر وحیدی در پی قهرمانی جهان

  • ماجرای شهید مظلوم با لباس‌های‌ عجیب

  • ما برای تصمیم‌های احمقانه آمریکا و اسرائیل لحظه‌شماری می‌کنیم

  • ماجرای حمله منافقین به نهادهای حاکمیتی چه بود؟+ فیلم

  • قیمت تخم‌مرغ امروز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵

  • پیام تبریک رهبر انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد زیر ۲۳ سال

  • قیمت گوشت قرمز امروز دوشنبه 27 مهر ۱۴۰۵

  • انتشار فیلم و عکس از حملات یمن مجازات دارد

  • فوری /احتمال پیک آنفلوآنزا در آبان‌ماه

  • فرار اینشتین، مرگ ادیسون و فتح زهره / عکس

  • کیفیت دوران پیری زنان با قهوه

  • قیمت دلار امروز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵

  • هشدار درباره افزایش ابتلا به HPV

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 265953
    تاریخ انتشار: 20/مهر/1400 - 11:16

    ماجرای امانتی رهبر انقلاب برای یک نانوای جوان+فیلم

    سیدمحمود رضوی، مشاور رسانه‌ای قالیباف در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

    ماجرای امانتی رهبر انقلاب برای یک نانوای جوان+فیلم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

     

     

    آقا علیرضا، یکی از جوان های خوب خراسان است که در تهران شاطری میکنند.

    مستند سینما انقلاب به مناسبت روز ملی سینما از تلویزیون پخش شد، علیرضا در اون‌ مستند تصاویر دیدار بچه های ماجرای نیمروز و حضرت آقا را دیده بود و اون وسط منو شناخته بود.

    یک شب برای خرید نان رفتم، 

    گفت: یکبار در تلویزیون شما را محضر حضرت آقا دیدم و شناختم، تشکر کردم، فوری گفت: باز هم آقا را میبینید؟

    گفتم: این دیدار مربوط به سال ۹۵ است و بعد از اون توفیق زیارت حاصل نشده. 

    گفت: اگر مجدد دیدی “سلام مرا برسان و بگو یک بچه بجستان و همشهری شما!! در هر نماز و بعد از هر نماز شما را دعا میکند و بگو ما غیر از شما کسی را نداریم “

    واقعیتش خب من هم قاعدتا دسترسی ویژه ‌ای نداشته و ندارم، گفتم: معلوم نیست باز هم توفیق زیارت را داشته باشم، اما در ذهنم هم این بود از یکی از مسئولینی که ایشان را زیارت میکند درخواست کنم سلام ایشان را برساند.

    هر چند یک بار که میدیدمش مجدد سوال میکرد، گفتید؟ سلام من را رساندید؟

    خب ایامی بود که اوج کرونا بود و هنوز دیدارها خیلی محدود بود، هنوز سلام را نرسانده بودم!

    یک وقتی شایعه کسالت حضرت آقا منتشر شده بود، باز در نانوائی من را دید، اما این بار با یک اضطراب خاصی حال حضرت آقا را جویا شد، چشمانش پر شد و گفت: نگران حضرت آقاست مخصوصا بعد از نبود حاج قاسم! 

    گفتم: به شایعات توجه نکن، خدا نگهدار آقاست.

    حالش دلم را لرزاند.

    حال خوب اشتیاق و عاشقی،

    ناچار شدم مزاحم یکی از نزدیکان حضرت آقا بشوم،

    از اشتیاق و دلداگی اش گفتم و خواهش کردم پیامش منتقل شود.

    چند روز بعد پاسخ علیکم السلامش رسید، همراه با یک خبر خوب، حضرت آقا یک امانتی برای آقا علیرضا داده بودند.

    خبر پاسخ را به علیرضا دادم، ذوق کرده بود.

    دیگر از آن روز فرصت دریافت امانت برایم فراهم نشده بود، 

    صبح دیروز امانتی علیرضا توسط همان عزیز بزرگوار با محبت به دستم رسید، تا دیر وقت درگیر کار و جلسه بودم.

    دلم نمی‌آمد رساندن امانت را به تاخیر اندازم.

    حدود ساعت ۲۲ در جلسه به آقا علیرضا پیامک دادم که محل کارت هستی؟

    سریع پاسخ داد؛ بله، اگر نان لازم است آماده کنم!!!!

    هیچ وقت نان را تلفنی و غیر حضوری سفارش نداده ام!

    گفتم: نه شما را کار دارم، حدود ۲۲:۳۰ میرسم!

    جلسه ام کمی بیشتر زمان برد!

    حدود ۲۲:۴۰ رسیدم به نانوائی محل کارش!

    انگار خبر داشت! با اینکه هوا سرد بود، گوشه خیابان منتظر بود، نانوایی خلوت و بی مشتری بود!

    گفتم: بیا داخل بشین!

    بال بال میزد که چه کارش دارم!

    انگشتر هدیه را از جیبم در آورد و تقدیمش کردم!

    چشمانش از شادی برق میزد

    دستانش از اشتیاق میلرزید

    مروارید حلقه زده در چشمانش را به زور در چشمانش نگاه داشت

    در همان سرمای دیشب، صورتش خیس عرق شد

    میبوسید و تشکر میکرد.

    این اندازه اشتیاق و عاشقی ستودنی بود.

    اجازه گرفتم فیلم بگیرم، میخواستم فقط برای آن عزیز بزرگوار دوست داشتنی واسط این اتفاق بفرستم.

    از صبح طاقت نیاوردم، این عاشقی را ننویسم!

    انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را این حزب الله واقعی و پای کارها نگاه داشته اند،

    نه امثال من، طلبکارهای سفره انقلاب!

    به حالش غبطه خوردم!

    نان پدر و شیر مادرش حلال.

    اما غیر از او بر نائب امام عصرم (عج) افتخار میکنم،

    که این عشاق را دارد و برای ایشان پاسخ به این سلام ها مهم.

    دیشب و امروزم به حال خوش این عاشق گذشته،

    گزاف نیست که در این عصر بگوئیم:

    آقای ما نمونه دیگر نداشته است.

    با وجود این مشتاقان بنی صدرها و رجوی ها فقط باید آرزوهای خود را به گور ببرند.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما