شنبه 14 شهريور 1405 - Sat 05 Sep 2026
  • تصاویری دیدنی از آهوهای میاندشت / فیلم

  • پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

  • زیرساخت‌های نفتی فرسوده در دریاچه ماراکایبو / عکس

  • عاصم منیر، حاکم واقعی پاکستان شد؟

  • تجاوزات صهیونیست‌ها با همدستی آمریکا ادامه دارد

  • چگونه می‌توان جنگ اقتصادی را برای آمریکا پرهزینه کرد؟

  • تهدیدهای ترامپ بیشتر در حد عملیات روانی است

  • علی‌الطاهر قبل از سقوط درگیر روایت صهیونیستی شد

  • تکذیب حمله به تاسیسات هسته‌ای اصفهان

  • آیین راهپیمایی نور در بخارست / عکس

  • یک سلبریتی جایگزین نوید محمدزاده در نمایش آرش

  • طحان‌نظیف: انتخابات شوراها تمام الکترونیک برگزار می‌شود/ تأیید طرح ملی «توسعه هوش مصنوعی»

  • پرداخت معوقات بازنشستگان به کجا رسید؟

  • علل بروز سرطان‌ در ایران چیست؟

  • کمک خرس مادر به دو توله‌اش برای عبور از حصار / فیلم

  • تصویر لیلا حاتمی در «بُت»

  • آینده مبهم ستاره مهاجم خارجی استقلال

  • جرئت داری بیا بین مردم مبعوث‌‌ شده!

  • قیمت موبایل‌ امروز شنبه ۱۴ شهریور

  • شنیده شدن صدای انفجار در اطراف جزیره خارگ

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 259163
    تاریخ انتشار: 04/شهريور/1400 - 14:13

    مهریه خانم بازیگر در زمان عقد

    ​وی لیسانس بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیک دانشگاه هنر است. دو بار ازدواج کرده و زندگی شخصی پرفراز و نشیبی داشته است.

    مهریه خانم بازیگر در زمان عقد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» آزیتا حاجیان در مصاحبه ای گفت : من فوق العاده دختر مستقل و سرکشی بودم و مادرم خیلی دوست داشت مرا مثل خودش بار بیاورد اما من می خواستم خودم باشم. نمی خواستم مثل مادرم باشم. به خاطر همین ما همیشه در این مورد کشمکش داشتیم. او می خواست من خیلی شیک و خانمانه رفتار کنم و من بیشتر شبیه پسرها رفتار می کردم چون یک برادر هم داشتم که دو سال از من بزرگ تر بود ورفتار هایش در من خیلی تاثیر می گذاشت. حوصله نداشتم مثل مادرم شیک و خانمانه رفتار کنم. همیشه به او می گفتم مادرجان من خودم هستم لطفا شما هم خودت باش و کاری به کار من نداشته باش.

     
    من بیست و دو سالم تازه تمام شده بود که ازدواج کردم ، سال 1358٫ آن زمان سن ازدواج خیلی پایین بود ، بله ، من هم خیلی ساده زندگی ام را شروع کردم ، با میل خودمان عروسی نگرفتیم ، مادرم خیلی اصرار داشت حتما جشن عروسی بگیریم اما ما با این قضیه مخالفت کردیم ، لباس عروسی نپوشیدم و مهریه ام دوازده سکه بود که تازه خود من گفته بودم پنج سکه اما عاقد گفت: «خانم جان پنج سکه خیلی کم است ، حداقل بگو دوازده سکه.» آن موقع سکه خیلی ارزان بود.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما