دوشنبه 15 تير 1405 - Mon 06 Jul 2026
  • سرویس دهی مترو به حالت عادی بازگشت

  • قیمت طلا امروز یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

  • سرمربی جدید پرسپولیس انتخاب شد؟

  • مبلغ اعتبار و آخرین جزئیات کالابرگ تیر ۱۴۰۵

  • دیپلماسی تهاجمی

  • اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان با حضور گسترده مردم، فرزندان امام شهید و مسئولان کشوری و لشکری +عکس و فیلم

  • تمام خطوط اتوبوس تندرو تهران فعال هستند

  • باد کلاه پاپ لئو چهاردهم را به دریا برد / فیلم

  • تمساح لاشه پلیکان را تکه‌تکه کرد / فیلم

  • شلیک موشک‌ کروز راهبردی توسط کره شمالی

  • قیمت محصولات سایپا امروز یکشنبه 14 تیر

  • قیمت لحظه ای دلار امروز یکشنبه 14 تیر

  • افزایش سهمیه بنزین برای برخی استان ها

  • طرفداری رئیس فیفا از یک تیم لو رفت

  • عطوان: این تشییع نماد یک کشور پیروز است

  • فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه معرفی شد

  • فیلم/ همخوانی دعای وحدت در مصلی تهران

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • واکنش اسکوچیچ به مذاکره با پرسپولیس

  • دستگیری ۶ نفر از عناصر مرتبط با شبکه‌های معاند و ضد انقلاب

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 20276
    تاریخ انتشار: 13/بهمن/1394 - 18:45
    به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت/طنز

    خاطرات یک انقلابی در اول مرداد 1351

    راهی بیمارستان شدیم. همین که رسیدیم بیمارستان و اتاقشون رو پیدا کردیم و بچه رو دادند به من نا خودآگاه اولین جمله ای که گفتم این بود: وای خدای من این اشبه الناس به خود امام خمینی هست....

    خاطرات یک انقلابی در اول مرداد 1351

    علی سلطانی‌وش: به روزهای اوج مبارزه علیه شاه داشتیم نزدیک می شدیم لحظات سخت و نفس گیری بود. هدفمون هم این بود ظلم و استکبار از کشور بره و قانون اسلام ناب پیاده بشه. نزدیک ظهر بود که عفت زنگ زد گفت اولین پسر حاج احمد آقا به دنیا اومده سریع بساط مبارزه رو  جمع کردیم و رفتیم که عازم قم بشیم. سر کوچه دیدم سر و صدای زیادی هست رفتم دیدم مهدی با یه پسره دعواش شده نزدیک که شدم  فهمیدم پسره ادعا می کنه مهدی پول اون رو برداشته و همه رو علیه اون به شورش تشویق کرده. از عفت پرسیدم گفت اینا همه‌اش پدرسوخته بازی هست.

    سریع حاضر شدیم و راهی بیمارستان شدیم همین که رسیدیم بیمارستان و اتاقشون رو پیدا کردیم و بچه رو دادند به من نا خودآگاه اولین جمله ای که گفتم این بود : « وای خدای من این اشبه الناس به خود امام خمینی هست و قطعا روزی در کنار من برای خبرگان رهبری ثبت نام می کنه اما اگر تائید صلاحیت نشه چی؟؟»

    مجلس رو سکوت عجیبی فرا گرفت که در این میان عفت گفت : اگه صلاحیت ندادن بریزین تو خیابونا

    منبع : سراج24

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما