جمعه 24 مهر 1405 - Fri 16 Oct 2026
  • نوبت بندی ثبت نام افزایش اعتبار کالابرگ

  • از گم کردن مسیر عملیات تا شکار جنگنده بعثی

  • قیمت گوشت قرمز امروز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • خیابان‌های استانبول رودخانه شد! / فیلم

  • شهادت افسانه عقیلا مهرستان در پی حمله تروریستی

  • سخنگوی سپاه: به سلاح‌های پیشرفته‌تر دست یافته‌ایم

  • طلسم عجیب ستاره سابق پرسپولیس بالاخره شکست

  • کشتی کانتینر بر متخلف با ۲۵۰۰ کانتینر در جنوب تنگه هرمز غرق شد

  • حمله موشکی و پهپادی ارتش یمن به آرامکو و فرودگاه ریاض

  • شهادت مامور پلیس مهرستان در حملۀ تروریست‌ های مسلح+ عکس

  • پایش متغیرها و الزامات ثبات پایدار ارز

  • مرزبندی با خشونت | عادی سازی ترور ممنوع+ عکس

  • تهدید ایران همچنان خاورمیانه را درگیر خود کرده است — راه شکستن این چرخه اینجاست

  • امارات و سودای تجزیه ایران

  • قیمت دلار امروز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • حمله بی‌امان شاخ‌چنگی مادر به کفتار / فیلم

  • جزئیات دیدار فرمانده کل سپاه و وزیر پیشنهادی دفاع

  • حمله به لنج صیادی در آب‌های سیریک + فیلم

  • سفر کوتاه کربلا به برنامه آخر هفته اضافه شد

  • شایعه اجرای شلاق کارکنان پتروپارس در هویزه کذب است

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 20276
    تاریخ انتشار: 13/بهمن/1394 - 18:45
    به گزارش پایگاه خبری حامیان ولایت/طنز

    خاطرات یک انقلابی در اول مرداد 1351

    راهی بیمارستان شدیم. همین که رسیدیم بیمارستان و اتاقشون رو پیدا کردیم و بچه رو دادند به من نا خودآگاه اولین جمله ای که گفتم این بود: وای خدای من این اشبه الناس به خود امام خمینی هست....

    خاطرات یک انقلابی در اول مرداد 1351

    علی سلطانی‌وش: به روزهای اوج مبارزه علیه شاه داشتیم نزدیک می شدیم لحظات سخت و نفس گیری بود. هدفمون هم این بود ظلم و استکبار از کشور بره و قانون اسلام ناب پیاده بشه. نزدیک ظهر بود که عفت زنگ زد گفت اولین پسر حاج احمد آقا به دنیا اومده سریع بساط مبارزه رو  جمع کردیم و رفتیم که عازم قم بشیم. سر کوچه دیدم سر و صدای زیادی هست رفتم دیدم مهدی با یه پسره دعواش شده نزدیک که شدم  فهمیدم پسره ادعا می کنه مهدی پول اون رو برداشته و همه رو علیه اون به شورش تشویق کرده. از عفت پرسیدم گفت اینا همه‌اش پدرسوخته بازی هست.

    سریع حاضر شدیم و راهی بیمارستان شدیم همین که رسیدیم بیمارستان و اتاقشون رو پیدا کردیم و بچه رو دادند به من نا خودآگاه اولین جمله ای که گفتم این بود : « وای خدای من این اشبه الناس به خود امام خمینی هست و قطعا روزی در کنار من برای خبرگان رهبری ثبت نام می کنه اما اگر تائید صلاحیت نشه چی؟؟»

    مجلس رو سکوت عجیبی فرا گرفت که در این میان عفت گفت : اگه صلاحیت ندادن بریزین تو خیابونا

    منبع : سراج24

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما