شنبه 02 آبان 1405 - Sat 24 Oct 2026
  • شهید آزاده‌ای که یک روز مانده به آزادی پر کشید

  • مجازات دستکاری پلاک خودرو چیست؟

  • قیمت روز گوشی‌های پرفروش بازار

  • فرمول جدید محاسبه معوقات بازنشستگان+جزییات

  • افشاگری نتانیاهو از اختلاف با رقیبش بر سر ایران

  • قیمت گوشت قرمز امروز شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵

  • کارت تنگه هرمز نسوخته است!

  • سلطه‌ی کشیش‌های فاشیست مسیحی بر سیاست دوره ترامپ +عکس و فیلم

  • «تریپل رد» بمب ساعتی جدید ایران

  • قیمت دلار امروز شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵

  • صدای آشنا در خدمت نقشه نفوذ

  • «ویرانی‌طلبی اینترنشنال» به نام مردم به کام رژیم صهیونیستی+ عکس

  • قیمت سکه و طلا امروز شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵

  • اسکو مقتدرانه به یک‌چهارم رسید / فیلم

  • ماجرای تصرف پایگاه سپاه توسط پژاک چه بود؟

  • قیمت نفت به بالاترین سطح در 6 ماه اخیر رسید

  • تحت هیچ شرایطی نمی‌گذاریم ناوهای زنگ‌زده آمریکا دوباره وارد خلیج فارس شوند

  • حل فوری معضلات اقتصادی کشور یک ضرورت اولویت‌دار است

  • شکوه و شکایت بازیکن استقلال /استقلال باید درس بگیرد!

  • قدرت پنهان ایران زیر آب‌های هرمز + عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 196539
    تاریخ انتشار: 17/شهريور/1399 - 19:09
    روایت شاهد عینی

    کشتار مردم در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷

    کشتار مردم در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷

     کانال تلگرامی مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره کشتار مردم در ۱۷ شهریور ماه ۱۳۵۷ نوشت: سردار یوسف فروتن که خود یکی از شاهدان عینی جنایت شاه در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ است در بخشی از خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است می‌گوید: وسط میدان ژاله یک جیپ قرار داشت و چهار طرف آن را ماشین‌های پلیس احاطه کرده بود. وسط میدان چند ردیف سرباز سلاح‌هایشان را روی سه‌ پایه‌های مسلسل «ژـ3» گذاشته و با اختلاف یک قدمی از آن‌ها، سربازهایی بدون سه پایه، ولی مسلح ایستاده بودند.
    یک ربع از ساعت ده گذشته بود که فرمان صادر شد: «هر چه زودتر محل را ترک کنید.» بعد از آن افسری در گوش نفر به نفر سربازها زمزمه‌ای کرد. بلافاصله بعد از آن سربازها اسلحه‌هایشان را بالا آورده و همه را از ضامن خارج و تیراندازی شروع شد و جمعیت حاضر روی یکدیگر ریخته شدند. جمعیت مثل هیزم‌های قطعه‌قطعه شده روی زمین افتاده بودند، یکی الله‌اکبر می‌گفت، یکی فریاد می‌کشید و هرازگاهی سربازها نیز جلو رفته و مردم را به رگبار می‌بستند. صحنه بسیار تکان‌دهنده‌ای بود.
    آن روز کشتار بسیار جدی بود. برخی می‌گفتند چهارصد نفر، برخی می‌گفتند هزار نفر؛ اما خود من بنابر مشاهداتی که داشتم بر این باورم که از هشتصد تا هزار نفر کمتر نبود به‌خصوص که بعدها شنیدم داخل مسجد محله شهید محلاتی رفته و آنجا زن‌های زیادی را به رگبار بسته بودند. در مورد جنایات این روز قصه‌های مختلفی بر سر زبان‌ها بود، از جمله اینکه تا آخر وقت خون می‌شستند یا در کمپرسی تحویل جنازه‌ها، افراد زنده و زخمی نیز بوده‌اند.
     
     
     

    منبع : مشرق

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما