شنبه 20 تير 1405 - Sat 11 Jul 2026
  • واکنش انفعالی گروسی به تجاوز اخیر آمریکا

  • ایران اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشیده است

  • بازگشایی صحن آزادی، امکان زیارت محل خاکسپاری رهبر شهید فراهم شد

  • حمله به زیرساخت‌ها مقابله‌ به‌ مثل خواهد شد

  • تهران حملات تروریستی در جنوب غرب پاکستان را محکوم کرد

  • دیدار وزرای امور خارجه ایران و اندونزی در مشهد

  • مترو و اتوبوس تهران از شنبه باز هم رایگان است؟

  • هیچ شرایطی اجازه در امور تنگه هرمز به آمریکا داده نخواهد شد

  • عملیات موفق خنثی‌سازی بمب ۲۰۰۰ پوندی در کرج

  • پروازهای فرودگاه مشهد از سر گرفته شد

  • قدردانی محسن رضایی از حضور مردم عراق در تشییع رهبر شهید

  • قاب‌هایی از تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در مشهد

  • هشدار برای والیبالیست‌های ایران با سقوط در رنکینگ جهانی

  • آمریکا و اسرائیل باعث اتحاد میان اهل سنت و شیعیان شدند!

  • ترامپ جنگ را از سر نمی‌گیرد

  • حمله آمریکا به اسکله پنج‌پله بندرعباس

  • نمودار درختی مرحله حذفی جام جهانی پس از صعود فرانسه

  • پرسپولیس با این مدیریت ضربه می‌خورد

  • ولایت فقیه یعنی بعد از ۴۷سال حکمرانی

  • حمله انتحاری به منزل یک رهبر سیاسی در پاکستان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 180561
    تاریخ انتشار: 20/ارديبهشت/1399 - 12:36

    نسبت اسلام با تجدد و مدرنیته

    رسیدن به چنین نگاهی به تجدد و مدرنیته در تقابل با نگاه مشهور و اسلام شناسی معاصر بود اگر چه در میان عالمان شیعی چنین نگاهی بی سابقه نبود.

    نسبت اسلام با تجدد و مدرنیته

    مهدی نصیری مدیرمسوول سابق نشریه صبح و روزنامه کیهان در تازه‌ترین بخش از خاطرات مطبوعاتی خود، در کانال تلگرامی اش نوشت:

    خاطرات مطبوعاتی ام از کیهان تا صبح و سمات و ... 48

    اثبات تعارض اسلام و تجدد اولین زاویه من از اسلام شناسی مشهور و معاصر

    تحقیق پیرامون نسبت اسلام با تجدد و مدرنیته را از نقد و بررسی نظریه «سیر تدریجی و خطی پیشرفت تاریخ از توحش و جهالت و غارنشینی و عصر حجر به سوی علم و تمدن و اعصار مفرغ و آهن و ماشین» آغاز کردم و با مطالعه منابع تاریخی اسلامی و غربی و قران و روایات روشن شد که این نظریه ساخته و پرداخته نظریه پردازان مدرنیته است که اولا خواسته اند نقش خداوند و انبیاء را از عرصه تمدن سازی و شکل دهی به ساختارهای مادی و معیشتی بشر حذف کنند و تبیینی کاملا سکولار از تاریخ ارائه دهند و ثانیا تمدن جدید غرب را اوج حرکت تکاملی بشر در عرصه علم و تمدن سازی نشان دهند و همه اقوام و ملتها و تمدنها را به پیروی و الگو برداری از خود فرا بخوانند.

    قران کریم بر خلاف این نظریه که می گوید تاریخ بشریت با توحش و جهل و کودکی و ... آغاز می شود، می گوید تاریخ انسان با آفرینش یک پیامبر که تعلیم داده شده همه اسماء و حقایق و علوم مادی و معنوی است و از جانب خداوند وظیفه هدایت مادی و معنوی فرزندان خود را که قرار است جوامع بشری را شکل دهند، بر عهده دارد، آغاز می شود: و علم آدم الاسماء کلها

    به این موضوع بسیار مهم و کلیدی در دو فصل اول کتاب اسلام وتجدد پرداختم و در فصل سوم نشان دادم که اساسا پیامبران الهی، نخستین تمدن سازان بودند و خداوند هرگز بشر را در امر تمدن سازی و شکل دهی به علوم و ابزارهای معیشتی به حال خود  و تجربه اش واگذار نکرده و پیامبرانش در همان هزاره نخست، تمدنی را  متناسب با فلسفه آفرینش که عبودیت بود برای بشر سامان دادند و اساسا تا دوره رنسانس و شکل گیری تمدن جدید، تحولات ابزاری و ساختاری بسیار اندک بوده  و با مدرنیته است که یک بدعت تمدنی در برابر نقشه راه تمدنی انبیاء الهی شکل می گیرد و دگرگونی های کمی و کیفی و ماهوی در ساختارهای تمدنی ایجاد می شود.

    علاوه بر این تحلیل تاریخی، بر اساس ادله قرانی و حدیثی دیگری نیز تعارض کلی اسلام را با مدرنیته اثبات کردم و البته در پایان در فصل «چه باید کرد؟»، اخذ و اقتباس از تمدن جدید را در شرایط کنونی به دلیل سیطره تمام عیار آن از باب اضطرار و نفی عسر و حرج، لازم و در واقع تلاش برای نفی کلی مدرنیته را در مقام عمل بی نتیجه و بلکه زیانبار دانستم و بر اساس برداشتم از آیات و روایات، این تحول عمیق و بینادین تمدنی را به ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ارجاع دادم اما در عین حال تلاش برای اصلاح نسبی و کاستن از عوارض تمدن جدید را مفید و در حد توان و امکان لازم اعلام کردم.

    رسیدن به چنین نگاهی به تجدد و مدرنیته در تقابل با نگاه مشهور و اسلام شناسی معاصر بود اگر چه در میان عالمان شیعی چنین نگاهی بی سابقه نبود و یکی از قائلان آن مرحوم میرزا صادق مجتهد تبریزی از عالمان مبارز دوران مشروطه و حکومت رضاخان بود و امروز جمعی از پیروان او در روستایی در جنب مرکز طالقان فارغ از همه مظاهر مدرنیته زندگی می کنند. البته در نگاه من فرار عملی از مدرنیته امری بسیار صعب و موجب عسر و حرج است، ضمن آن که لازمه آن انزوای از اجتماع و فعالیتهای اجتماعی است که بنده موافق آن نیستم و لااقل آن را تکلیف نمی دانم.

    در هر صورت گرچه متفکرانی مانند مرحوم دکتر فردید و شاگردان وی کلیت رنسانس و مدرنیته را نفی می کنند و نگاه حقیر هم در اسلام و تجدد همین گونه است اما این دو نگاه تقریبا خاستگاههای متفاوتی دارد. نگاه فردیدی عمدتا متاثر از نقدهای هایدگر و مبحث علم الاسمای تاریخی و ادوار و اکوار تاریخ در عرفان ابن عربی است اما من در اسلام و تجدد با استناد به آیات قران و روایات اهل بیت علیهم السلام و اقوال متکلمان مسلمان و شواهد و مستندات تاریخی به نفی نظری مدرنیته رسیده ام. در عین حال این امر مانع از این نبوده است که نگاه هایدگری و فردیدی به تجدد برایم خالی از لطایف و آموزه هایی برای آموختن باشد.

    منبع : حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما