شنبه 20 تير 1405 - Sat 11 Jul 2026
  • قالیباف در مسیر لاریجانی؛ لانچر جنگ شناختی دست کیست؟

  • استوری مهران غفوریان برای مزار رهبر شهید

  • پایان اعضای باند دالتون‌های تهران

  • تصویری بر مهم‌ترین رویدادها و لحظه‌های ثبت‌شده

  • زمان امتحانات نهایی تغییر نکرده است

  • عراقچی وارد «مسقط» شد

  • لیست مازاد پرسپولیس مشخص شد

  • حمله بزرگترین ارتش جهان به قایق‌های صیادی ایران! / فیلم

  • جنایتکاران جنگی باید به تناسب جنایتی که مرتکب شده‌اند هم مجازات شوند و هم خسارت پرداخت کنند

  • دیدار عراقچی با همتای عمانی

  • فراخوان پهلوی هم‌زمان با تشییع، با شکست روبه‌رو شد + فیلم

  • فدوی: شهادت امام شهید مسیر انقلاب را روشن‌تر کرد + فیلم

  • حمله ۹۰۰ مار به ساکنان مردم چین / فیلم

  • دنیا چقدر منو عوضم کرد یا اباصالح / پویانفر

  • تهدید جدید ترامپ علیه ایران با ادعای تلاش برای ترورش

  • آیا ایران و آمریکا هفته آینده مذاکره می‌کنند؟ / تلاش‌ پاکستان و قطر برای بازگشت به توافق‌نامه +فیلم

  • قیمت موبایل‌ امروز شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

  • نمای متفاوت از محل تدفین امام خامنه‌ای شهید / فیلم

  • بعثی‌ها به اسرا آمپول زدند تا عزاداری نکنند+عکس

  • چرا دلار دوباره گران شد؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 179034
    تاریخ انتشار: 30/فروردين/1399 - 14:15
    ناگفته ای از خرمشهر؛

    تکاوران ارتشی در کتابخانه اسکلت شدند

    من آمده بودم پیش آنها. شنیدم گلوله خمپاره بعثی ها به سقف کتابخانه خورده و همه آنها شهید شده اند. از آبان ۵۹ تا امروز (سوم خرداد ۱۳۶۱) منتظر بودم تا بیایم و ببینم چه بر سر اینها آمده است.

    تکاوران ارتشی در کتابخانه اسکلت شدند

    حمید داودآبادی،‌رزمنده و نویسنده دفاع مقدس مطلبیرا با عنوان «ناگفته ای از خرمشهر» منتشر کرد.

    سوم خرداد ۱۳۶۱ رزمندگان اسلام موفق شدند اشغالگران بعث ارتش صدام را از خرمشهر اخراج کنند.

    در اولین ساعت بعد از آزادی خرمشهر، بچه های خرمشهر که بیش از ۳۴ روز دلیرانه جلوی صدامی ها مقاومت کرده بودند، با ذوق و شوق فراوان وارد شهر شدند.

    بهروز مرادی به محض ورود به شهر، یاد چیزی افتاد. چند تا از نیروها را با خود همراه کرد و به طرف میدان فرمانداری رفت.

    از قدیم، نرسیده به میدان، کتابخانه ای قرارداشت. بهروز با اضطراب وارد ساختمان یک طبقۀ کتابخانه شد.
    به محض ورود، همه در جا خشکشان زد.

    تعدادی اسکلت، وسط سالن کتابخانه دور هم افتاده بودند. کتابها از قفسه روی آنها ریخته بودند.

    بهروز با بغض و اشک گفت: آبان ۱۳۵۹ که عراقیها داشتند خرمشهر را اشغال می کردند، اینها ۱۲ نفر از تکاوران نیروی دریایی ارتش مستقر در خرمشهر و چندتایی بچه های سپاه بودند که در کتابخانه پناه گرفته بودند و نمی گذاشتند عراقی ها به پل خرمشهر نزدیک شوند.

    من آمده بودم پیش آنها. شنیدم گلوله خمپاره بعثی ها به سقف کتابخانه خورده و همه آنها شهید شده اند. از آبان ۵۹ تا امروز (سوم خرداد ۱۳۶۱) منتظر بودم تا بیایم و ببینم چه بر سر اینها آمده است.

    بچه ها، آرام و با احترام، کتاب ها را کنار زدند و استخوان ها را از میان آوار سقف درآوردند تا برای خانواده های شان که بیش از یک سال و نیم دنبال بچه خود می گشتند، بفرستند.

    آن کتابخانه امروز نوسازی شده است.

    نمی دانم آیا در سالن کتابخانه نوشته اند ۱۲ رزمنده ارتشی و سپاهی، در این کتابخانه، بیش از یک سال با جنگ و صلح و بینوایان همسایه بودند؟!

    بهروز مرادی، رزمنده، عکاس، نقاش، خبرنگار و نویسندۀ اهل خرمشهر ۴ خرداد ۱۳۶۷ آخرین روزهای جنگ، در شلمچه به شهادت رسید و در خرمشهر به خاک سپرده شد.

    منبع : حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما