چهارشنبه 17 تير 1405 - Wed 08 Jul 2026
  • برای پرتاب از پایگاه چابهار آماده‌ایم

  • تصاویری از حملات ناجوانمردانهٔ آمریکا به حسینیهٔ امام خمینی(ره)

  • جزئیات مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در کربلا

  • تصاویر پهپاد سرنگون‌شده آمریکا در بوشهر

  • تازه‌ترین تحولات و صحنه‌های دیدنی در نقاط مختلف جهان / عکس

  • واکنش یاسمین انصاری به گزارش سی.ان.ان درباره میناب

  • شعار "هیهات منا الذله" در آستان مقدس علوی / فیلم

  • ‌برق کویت از مدار خارج شد

  • نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

  • فرمانده اسکادران نیروی دریایی آمریکا کشته شد

  • سواحل ایران جهنم بی بازگشت برای نیروهای خارجی است

  • هدف از «متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان» چه بود؟

  • طواف پیکر شهدای خانواده رهبر شهید در جوار ضریح امام علی (ع) / عکس

  • ستاره استقلالی در آستانه پیوستن به پرسپولیس

  • عراقی‌ها برای رهبر شهید ایران سنگ تمام گذاشتند / فیلم

  • شهید خامنه‌ای آبروی تاریخ ماست

  • واکنش چین به حملات آمریکا و پاسخ ایران

  • آماده سازی حرم رضوی برای مراسم وداع با رهبر شهید

  • غزه هم عزادار رهبر شهید است‌

  • پسر در آغوش مادر پهلو شکسته/فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 164192
    تاریخ انتشار: 23/آذر/1398 - 15:52
    سروش صحت

    کاش «لیسانسه‌ها» در اوج خداحافظی می‌کرد

    سروش صحت نویسنده و کارگردانی است که پیش از «لیسانسه‌ها»، آثار طنز زیادی مانند «ساختمان پزشکان» و «پژمان» و... را ساخته است که با گذشت چندسال اگر هنوز هم آن سریال‌ها را ببینیم، یک لبخند گوشه لب‌مان می‌نشیند.

    کاش «لیسانسه‌ها» در اوج خداحافظی می‌کرد

    اصلا چرا راه دوری برویم؟ بر می‌گردیم به فصل اول سریال «لیسانسه‌ها» که سه سال پیش ساخته شد. سریالی که هم داستان داشت، هم نقطه شروع، هم نقطه اوج و هم پایانی که مخاطب را پای تلویزیون می‌نشاند. حتی فصل دوم هم کماکان این مشخصات را داشت اما چه شد که این کارگردان با «فوق‌لیسانسه‌ها»، درچار افول ناگهانی شد؟
    کسی که با موضوع و زیرکی مخاطب را می‌خنداند، حالا به جایی رسیده که تنها دست‌آویزش برای خنده مخاطب، شده هوتن شکیبایی که یا مانند دو فصل گذشته، دائم در حال عاشق شدن است، یا منتظر است تا آهنگی پخش شود و با آن دابسمش اجرا کند، یا دیالوگ فیلم‌های معروف را با همان لحن بازگو کند. کارگردانی که حالا تنها راهش برای جلب مخاطب را دست انداختن بیش از حد موضوعاتی جدی‌ مثل اعتیاد، تشکیل زندگی، شغل مناسب و مواردی از این قبیل می‌داند که واقعیت جامعه و دغدغه اصلی جوانان است.
    وقتی داستان سریالی، یک سیر تحولی را در پیش می‌گیرد، خواننده یا بیننده منتظر اتفاق‌های بزرگ و کوچک و متفاوت است، اما در فصل سوم هیچ اتفاق متفاوتی رخ نداد به جز آن‌که حادثه‌های کوچک، یک مسئله را ایجاد می‌کردند و موضوع بیش از اندازه طول می‌کشید به طوری که انگار روایت زندگی روزمره است و نه یک سریال اسم و رسم دار چند فصلی. دست کم اگر به روزمرگی‌ها پرداخته می‌شد و موضوعی برای خنده وجود داشت می‌توانست این اندازه کِش پیدا نکند چرا که همین موضوع، داستان را به لودگی می‌کشاند. برای مثال چرا کسی که می‌خواهد به سید خندان برود، باید ۳ یا ۴ قسمت در سریال باشد تا به مقصدش برسد؟ چرا یک زورگیری ساده باید محوریت اساسی داستان برای چند قسمت اول بشود و آخر هم تکلیفش نامعلوم بماند؟ چرا داماد و پدر زن، باید دائم در یک کشمکش بی محتوا باشند؟ کِش دادن و آب بستن به یک سریال طنز که می‌تواند بستر مناسبی برای آموزش، پیشگیری و یا حل بسیاری از معضلات باشد، تا کجا می‌تواند جالب باشد؟
    آقای صحت مگر سریال نساخته‌اید؟ مگر محتوای فرهنگی که تولید می‌شود؛ چه کتاب، چه موسیقی و چه سریال، نباید آورده‌ای داشته باشد؟ آورده فصل سوم سریال‌تان که شنبه گذشته، ۱۶ آذر تمام شد، چه چیز بود جز به سخره گرفتن مسائل جدی و هجو بیش از اندازه آن موضوعات؟ به کجا رسیده‌اید که نتوانستید در فصل سوم سریال، حق مطلب را به درستی ادا کند؟
    آقای صحت، کاش یا سطح کیفی کارتان را ارتقا می‌دادید یا در همان نقطه اوج سریال از مخاطبان خداحافظی می‌کردید، چرا که بعد از دو فصلِ خوب «لیسانسه‌ها»، توقع‌ها از کارگردانی چون شما بیش‌تر از این حرف‌ها بود.
    مهسا بهادری

    منبع : خبرآنلاین

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما