مرد می‌گریست. عاقل‌مردی بود، می‌گفت بد کردید. می‌گفت و گریه می‌کرد. لابد زخم تازه، طعنه به جراحت‌های کهنه دفاع مقدس زده بود که کار مرد به اورژانس کشید. علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ علمداری است که راه گم نشود." />

سه شنبه 12 آبان 1405 - Tue 03 Nov 2026
  • غریب آبادی: ایران برای هر سناریویی آماده است

  • آخرین وضعیت پرونده شبنم نعمت‌زاده / قوه قضاییه نسبت به سلامت کارکنان خود حساسیت دارد

  • چرا ونس به جای قالیباف به رضایی نامه نوشت؟

  • حمله وحشیانه پلیس آلمان به دختر معترض / فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵

  • دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن در تیررس ایران است

  • حساب گروسی را برسید!

  • حساب گروسی را برسید!

  • آزادی به روایت وارث فراری سلطنت!

  • خلبانی که با شلیک تانک به شهادت رسید + عکس

  • اینترنشنال توجیه‌گر حمله به زیرساخت‌های ایران / فیلم

  • کارت زرد مجلس به وزیر آموزش و پرورش

  • جزئیات شنیده شدن صدای انفجار در قشم

  • احتمال بسیار زیادی وجود دارد که بتوانیم با ایران به توافق برسیم

  • کالابرگ آبان ماه ۱۴۰۵ کی واریز می‌شود؟

  • قیمت خودرو در بازار امروز ۱۲ آبان ماه

  • عراقچی: همسایگان ما در اولویت هستند

  • قیمت دلار امروز سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵

  • قالیباف: پاسخ مقتدرانه را به آمریکا دادیم؛ توپ در زمین آن‌هاست /گرانی‌های اخیر و نوسانات قیمت‌ها، فشار سنگینی را بر خانواده‌ها وارد کرده است+ فیلم

  • قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 12837
    تاریخ انتشار: 22/مهر/1394 - 10:21

    دمت گرم، رزمنده!

    پایگاه خبری حامیان ولایت/یادداشت

    bgbgb

    مرد می‌گریست. عاقل‌مردی بود، می‌گفت بد کردید. می‌گفت و گریه می‌کرد. لابد زخم تازه، طعنه به جراحت‌های کهنه دفاع مقدس زده بود که کار مرد به اورژانس کشید. علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ علمداری است که راه گم نشود.

    دمت گرم، رزمنده!

    او یک دلواپس است؛ از زمره آنهایی که می‌گویند کاسب تحریم‌اند. وقتی پرونده استیضاح وزیر علوم سابق (فرجی‌دانا) پیش آمد و او از پیش‌آهنگان بود، گفتند دلواپس است، چون برادرش بورسیه غیرقانونی گرفته است. بورسیه و ما ادراک ما البورسیه! ۲۸ مرداد ۹۳ بود. مرد گفت «باید اعتراف کنم یکی از برادرانم از بورسیه استفاده کرده!» اقرار العقلاء علی انفسهم جائز! چشم ما روشن آقای علی‌اصغر زارعی! خب!

    دمت گرم، رزمنده!«ادعا کرده‌اند نام برادران من در فهرست بورسیه‌های غیرقانونی وجود دارد. البته باید اعتراف کنم که یکی از برادرانم از بورسیه استفاده کرده؛ اما نه بورسیه دکترا؛ بلکه بورسیه «شهادت» که در دوران جنگ تحمیلی نصیب وی شد. احتمالا منظور این بداخلاقی‌ها هم همین بورسیه شهادتی بوده که نصیب برادر من شده است. یکی دیگر از برادرانم نیز چندماه پیش فوت کرد که کارگر بود و تحصیلات دانشگاهی نداشت که بخواهد از بورسیه دکترا استفاده کند. دیگر برادرم هم که زنده است، همین‌طور اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارد که بحث بورسیه دکترایش مطرح باشد. بنابراین، می‌ماند همان یک برادرم که شهید شد و احتمالا منظور از این هیاهو، بورسیه شهادت بوده که نصیب برادرم شد».

    نوش جانت این تیرهای ملامت! «یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه ... یجاهدون فی سبیل‌الله و لایخافون لومة لائم». غم حقیقت را خوردن و طعنه شنیدن، سنت جوانمردان است.

    علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ او علمداری است که راه گم نشود. در غیرت و مردانگی او همین بس که آبان ۱۳۸۷ وقتی مطلع شد مدیرکل پارلمانی دولت وقت برای منتفی کردن یک استیضاح، چک ۵ میلیونی به برخی نمایندگان می‌دهد، رفت و سیلی به گوش او نواخت.

    علی‌اصغر زارعی دیروز اما نه به گوش فلان نماینده و دولتمرد سیلی نزد. سیلی‌ای اگر زد همان بود که گفت و گریست؛ بی‌آبرویی کردید! این سیلی نجیبانه، سیل خواهد ساخت زیر پای همه بی‌خیال‌ها و سهل‌انگارها و سهل‌اندیش‌ها که پلی شده‌اند برای عبور و نفوذ دشمن ... حتی اگر کار رزمنده «علی‌اصغر» به اورژانس کشیده باشد.

    دمت‌ گرم رزمنده!

    منبع:کیهان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما