مرد می‌گریست. عاقل‌مردی بود، می‌گفت بد کردید. می‌گفت و گریه می‌کرد. لابد زخم تازه، طعنه به جراحت‌های کهنه دفاع مقدس زده بود که کار مرد به اورژانس کشید. علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ علمداری است که راه گم نشود." />

سه شنبه 30 تير 1405 - Tue 21 Jul 2026
  • یمن محاصره دریایی را بر عربستان اعمال کرد

  • بی محلی ستاره فوتبال اسپانیا به ترامپ!/ فیلم

  • خلیل الحیه رئیس دفتر سیاسی حماس شد

  • چرا واشنگتن قادر به پیروزی نیست؟ /آمریکا و سه جنگ بی‌نتیجه

  • آمریکا از تروریست‌های سابق، جنتلمن می سازد! /پرده از قمار جدید آمریکا علیه حزب‌الله لبنان

  • درد و بلاشون تو سر علی کریمی و اشکان خطیبی

  • تماشاگر پشت شیشه؟

  • کنفرانس جهانی هوش مصنوعی ۲۰۲۶ در چین / عکس

  • جنگ تا دست‌یابی به بازدارندگی کامل ادامه دارد

  • متن و حاشیه فینال جام جهانی / عکس

  • حمله سایبری به شاپرک رخ نداده است

  • کاپ جام جهانی در دستان لامین یمال و برادرش / فیلم

  • استوری در فضای مجازی؛ دستگیری در میدان آرژانتین+ فیلم

  • کوچ شاه ماهی پرسپولیسی به تراکتور تبریز +عکس

  • اشک های اسکالونی سرمربی تیم ملی آرژانتین / فیلم

  • شور فرمانروای سرزمینم یا رقیه / طاهری

  • بورس با رشد ۵۸ هزار واحدی

  • پشت‌پردۀ روایت «ضدجنگ»؛ بازسازی یک دوقطبی انتخاباتی

  • نتانیاهو امشب نشست امنیتی برگزار می‌کند

  • تکذیب دستور تخلیهٔ چابهار

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 12837
    تاریخ انتشار: 22/مهر/1394 - 10:21

    دمت گرم، رزمنده!

    پایگاه خبری حامیان ولایت/یادداشت

    bgbgb

    مرد می‌گریست. عاقل‌مردی بود، می‌گفت بد کردید. می‌گفت و گریه می‌کرد. لابد زخم تازه، طعنه به جراحت‌های کهنه دفاع مقدس زده بود که کار مرد به اورژانس کشید. علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ علمداری است که راه گم نشود.

    دمت گرم، رزمنده!

    او یک دلواپس است؛ از زمره آنهایی که می‌گویند کاسب تحریم‌اند. وقتی پرونده استیضاح وزیر علوم سابق (فرجی‌دانا) پیش آمد و او از پیش‌آهنگان بود، گفتند دلواپس است، چون برادرش بورسیه غیرقانونی گرفته است. بورسیه و ما ادراک ما البورسیه! ۲۸ مرداد ۹۳ بود. مرد گفت «باید اعتراف کنم یکی از برادرانم از بورسیه استفاده کرده!» اقرار العقلاء علی انفسهم جائز! چشم ما روشن آقای علی‌اصغر زارعی! خب!

    دمت گرم، رزمنده!«ادعا کرده‌اند نام برادران من در فهرست بورسیه‌های غیرقانونی وجود دارد. البته باید اعتراف کنم که یکی از برادرانم از بورسیه استفاده کرده؛ اما نه بورسیه دکترا؛ بلکه بورسیه «شهادت» که در دوران جنگ تحمیلی نصیب وی شد. احتمالا منظور این بداخلاقی‌ها هم همین بورسیه شهادتی بوده که نصیب برادر من شده است. یکی دیگر از برادرانم نیز چندماه پیش فوت کرد که کارگر بود و تحصیلات دانشگاهی نداشت که بخواهد از بورسیه دکترا استفاده کند. دیگر برادرم هم که زنده است، همین‌طور اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارد که بحث بورسیه دکترایش مطرح باشد. بنابراین، می‌ماند همان یک برادرم که شهید شد و احتمالا منظور از این هیاهو، بورسیه شهادت بوده که نصیب برادرم شد».

    نوش جانت این تیرهای ملامت! «یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه ... یجاهدون فی سبیل‌الله و لایخافون لومة لائم». غم حقیقت را خوردن و طعنه شنیدن، سنت جوانمردان است.

    علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ او علمداری است که راه گم نشود. در غیرت و مردانگی او همین بس که آبان ۱۳۸۷ وقتی مطلع شد مدیرکل پارلمانی دولت وقت برای منتفی کردن یک استیضاح، چک ۵ میلیونی به برخی نمایندگان می‌دهد، رفت و سیلی به گوش او نواخت.

    علی‌اصغر زارعی دیروز اما نه به گوش فلان نماینده و دولتمرد سیلی نزد. سیلی‌ای اگر زد همان بود که گفت و گریست؛ بی‌آبرویی کردید! این سیلی نجیبانه، سیل خواهد ساخت زیر پای همه بی‌خیال‌ها و سهل‌انگارها و سهل‌اندیش‌ها که پلی شده‌اند برای عبور و نفوذ دشمن ... حتی اگر کار رزمنده «علی‌اصغر» به اورژانس کشیده باشد.

    دمت‌ گرم رزمنده!

    منبع:کیهان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما