مرد می‌گریست. عاقل‌مردی بود، می‌گفت بد کردید. می‌گفت و گریه می‌کرد. لابد زخم تازه، طعنه به جراحت‌های کهنه دفاع مقدس زده بود که کار مرد به اورژانس کشید. علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ علمداری است که راه گم نشود." />

چهارشنبه 13 خرداد 1405 - Wed 03 Jun 2026
  • کشف یک تونل عجیب در مرز مکزیک / فیلم

  • تولد نخستین کره‌خر در عربستان پس از یک قرن / عکس

  • از چاله عراق به چاه ایران؛ اعتراف ترامپ به تکرار یک اشتباه + عکس

  • جزئیات طرح رایگان شدن دائم تردد با مترو و بی آر تی

  • شکوه پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان / فیلم

  • قیمت نفت امروز سه‌شنبه ۱۲ خرداد

  • آنچه باید درباره علیرضا بیرانوند بدانید

  • یک کنایه تمیز به کارمندان شبکه من و تو

  • آقای دکتر قالیباف حد یقف شما و تیم مذاکره کننده با آمریکا تا کجاست؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۲ خرداد

  • پرسپولیس در آستانه جذب ستاره‌های جوان

  • قیمت طلا و سکه امروز ۱۲ خردادماه

  • چگونه ابوترابی نقشه بعثی‌ها برای قتل‌عام اسرا را ناکام گذاشت؟ + عکس

  • حزب‌الله: ایران لبنان را شامل هر توافقی می‌کند

  • ۹۰۰ نقطه تهران میزبان اجتماعات مردمی مقاومت

  • چگونه «بادگلو» را درمان کنیم؟

  • پاسخ نقض آتش‌بس بیانیه نیست، نقض آتش‌بس است

  • وعده تفاهم در سایه نقض آتش‌بس؛ تناقض‌گویی تازه ترامپ

  • سلاح هوشمند سپاه در کنترل تنگه هرمز+فیلم

  • توافق هسته‌ای با ایران بر اساس واقعیت‌ روز باشد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 12837
    تاریخ انتشار: 22/مهر/1394 - 10:21

    دمت گرم، رزمنده!

    پایگاه خبری حامیان ولایت/یادداشت

    bgbgb

    مرد می‌گریست. عاقل‌مردی بود، می‌گفت بد کردید. می‌گفت و گریه می‌کرد. لابد زخم تازه، طعنه به جراحت‌های کهنه دفاع مقدس زده بود که کار مرد به اورژانس کشید. علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ علمداری است که راه گم نشود.

    دمت گرم، رزمنده!

    او یک دلواپس است؛ از زمره آنهایی که می‌گویند کاسب تحریم‌اند. وقتی پرونده استیضاح وزیر علوم سابق (فرجی‌دانا) پیش آمد و او از پیش‌آهنگان بود، گفتند دلواپس است، چون برادرش بورسیه غیرقانونی گرفته است. بورسیه و ما ادراک ما البورسیه! ۲۸ مرداد ۹۳ بود. مرد گفت «باید اعتراف کنم یکی از برادرانم از بورسیه استفاده کرده!» اقرار العقلاء علی انفسهم جائز! چشم ما روشن آقای علی‌اصغر زارعی! خب!

    دمت گرم، رزمنده!«ادعا کرده‌اند نام برادران من در فهرست بورسیه‌های غیرقانونی وجود دارد. البته باید اعتراف کنم که یکی از برادرانم از بورسیه استفاده کرده؛ اما نه بورسیه دکترا؛ بلکه بورسیه «شهادت» که در دوران جنگ تحمیلی نصیب وی شد. احتمالا منظور این بداخلاقی‌ها هم همین بورسیه شهادتی بوده که نصیب برادر من شده است. یکی دیگر از برادرانم نیز چندماه پیش فوت کرد که کارگر بود و تحصیلات دانشگاهی نداشت که بخواهد از بورسیه دکترا استفاده کند. دیگر برادرم هم که زنده است، همین‌طور اصلا تحصیلات دانشگاهی ندارد که بحث بورسیه دکترایش مطرح باشد. بنابراین، می‌ماند همان یک برادرم که شهید شد و احتمالا منظور از این هیاهو، بورسیه شهادت بوده که نصیب برادرم شد».

    نوش جانت این تیرهای ملامت! «یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه ... یجاهدون فی سبیل‌الله و لایخافون لومة لائم». غم حقیقت را خوردن و طعنه شنیدن، سنت جوانمردان است.

    علی‌اصغر زارعی اکنون یک «برند» که نه، یک پرچم است؛ او علمداری است که راه گم نشود. در غیرت و مردانگی او همین بس که آبان ۱۳۸۷ وقتی مطلع شد مدیرکل پارلمانی دولت وقت برای منتفی کردن یک استیضاح، چک ۵ میلیونی به برخی نمایندگان می‌دهد، رفت و سیلی به گوش او نواخت.

    علی‌اصغر زارعی دیروز اما نه به گوش فلان نماینده و دولتمرد سیلی نزد. سیلی‌ای اگر زد همان بود که گفت و گریست؛ بی‌آبرویی کردید! این سیلی نجیبانه، سیل خواهد ساخت زیر پای همه بی‌خیال‌ها و سهل‌انگارها و سهل‌اندیش‌ها که پلی شده‌اند برای عبور و نفوذ دشمن ... حتی اگر کار رزمنده «علی‌اصغر» به اورژانس کشیده باشد.

    دمت‌ گرم رزمنده!

    منبع:کیهان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما