جمعه 19 تير 1405 - Fri 10 Jul 2026
  • واکنش انفعالی گروسی به تجاوز اخیر آمریکا

  • ایران اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشیده است

  • بازگشایی صحن آزادی، امکان زیارت محل خاکسپاری رهبر شهید فراهم شد

  • حمله به زیرساخت‌ها مقابله‌ به‌ مثل خواهد شد

  • تهران حملات تروریستی در جنوب غرب پاکستان را محکوم کرد

  • دیدار وزرای امور خارجه ایران و اندونزی در مشهد

  • مترو و اتوبوس تهران از شنبه باز هم رایگان است؟

  • هیچ شرایطی اجازه در امور تنگه هرمز به آمریکا داده نخواهد شد

  • عملیات موفق خنثی‌سازی بمب ۲۰۰۰ پوندی در کرج

  • پروازهای فرودگاه مشهد از سر گرفته شد

  • قدردانی محسن رضایی از حضور مردم عراق در تشییع رهبر شهید

  • قاب‌هایی از تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب در مشهد

  • هشدار برای والیبالیست‌های ایران با سقوط در رنکینگ جهانی

  • آمریکا و اسرائیل باعث اتحاد میان اهل سنت و شیعیان شدند!

  • ترامپ جنگ را از سر نمی‌گیرد

  • حمله آمریکا به اسکله پنج‌پله بندرعباس

  • نمودار درختی مرحله حذفی جام جهانی پس از صعود فرانسه

  • پرسپولیس با این مدیریت ضربه می‌خورد

  • ولایت فقیه یعنی بعد از ۴۷سال حکمرانی

  • حمله انتحاری به منزل یک رهبر سیاسی در پاکستان

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 126490
    تاریخ انتشار: 11/فروردين/1398 - 11:52
    برشی از خاطرات رهبرانقلاب؛

    رهبر انقلاب چگونه زبان انگلیسی یاد گرفتند؟

    از من خواست تا زبان ترکی به او بیاموزم. من هم از او قدری زبان انگلیسی آموختم.

    رهبر انقلاب چگونه زبان انگلیسی یاد گرفتند؟

    خون دلی که لعل شد ترجمه فارسی خاطراتی است که آیت‌الله خامنه‌ای به زبان عربی از دوران جوانی و سال‌های مبارزه و زندان خود در دوران تبعید روایت کرده‌اند. در سلسله گزارش پیش رو هر روز برشی از کتاب خون دلی که لعل شد که حاوی خاطره‌ای جذاب از دوران‌های زندگی رهبر فرزانه انقلاب است برای مخاطبان منتشر می‌کنیم.

      
    *****

    رهبرانقلاب در بخشی از این کتاب روایتی از دستگیری و زندانی‌شدنشان را مطرح می‌کنند و از همنشینی با جوانی روشنفکر و با سواد در زندان می‌گویند:

    ... در سال ۱۳۴۲ در زندان قزل قلعه به گروهی از زندانیان عرب خوزستانی برخوردم. تفصیل ارتباطم با آن برادران را هنگام صحبت از بازداشتهایم خواهم گفت. فعلاً به همین مقدار بسنده می‌کنم که درباره شدت علاقه‌ام به پیشرفت در مکالمه عربی هنگام دیدار با آن زندانیان عرب سخن بگویم.

    همه آنها چون ایرانی بودند، فارسی می‌دانستند؛ اما من به خاطر علاقه ویژه‌ای که به زبان عربی دارم، با آنها به این زبان صحبت می‌کردم. در میان آنها مردی علاقه‌مند به ادبیات بود، با شعر آشنایی داشت و اشعار بسیاری حفظ بود؛ که من ابیات بسیاری از اشعاری را که از او شنیدم، به خاطر سپردم. او عاشق شعر «السیدالحبوبی» بود و دائماً شعر او را تکرار می‌کرد. این مرد «سید باقر نزاری» نام داشت. او این بیت را خیلی بر زبان جاری می‌کرد:

    أتت و حیاض‌الموت بینی و بینها و جادت بوصل حین لاینفع الوصل

    و نیز این بیت:

    سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی صبرت علی شیء أمرّ من الصّبر

    همچنین برادران عرب در زندان، گونه‌ای شعر عامیانه را - که «ابوذیه» می‌نامیدند – می‌خواندند.

    از جمله این نوع شعرها که در حافظه‌ام مانده، یکی هم این است؛

    البدر شعّ بجبینک و الله لیله والبرد بشفاک یا أدعج والله لیله

    مضت لیله بوصالک والله لیله عثربیها الدهر وحواک کیَّ

    در میانشان جوانی روشنفکر و باسواد، با لقب «آل ناصر الکعبی» بود. من با او خیلی به عربی صحبت می‌کردم به او مقداری قواعد زبان عربی می‌آموختم؛ زیرا با آنکه عرب بود، قواعد زبان را نمی‌دانست. همچنین از من خواست تا زبان ترکی به او بیاموزم. من هم از او قدری زبان انگلیسی آموختم.

    منبع : مشرق

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما